Thursday, March 7, 2019

واکاوی کارنامه دولت موقت و نهضت آزادی ایران (بخش دوم)


گفت‌وگو با محمد توسلی:
واکاوی کارنامه دولت موقت و نهضت آزادی ایران
(بخش دوم)
http://www.irnaplus.ir/files/fa/news/1397/11/28/26514_207.jpg
تهران- ایرناپلاس- بخش دوم گفت‌وگوی ایرناپلاس با محمد توسلی به بررسی وقایع و اتفاقات فضای سیاسی ایران در دوران حیات دولت موقت می‌پردازد. عدم صدور حکم وزارت برای محمدعلی رجایی، اختلاف با اعضای سابق نهضت همچون قطب‌زاده و حسن حبیبی و بررسی عملکرد نهضت آزادی در این دوره، موضوع این بخش از گفت‌وگوست.
بازرگان به رجایی چه گفت؟
ایرناپلاس: آقای مهندس بعضی معتقدند اساساً دولت یعنی مشارکت. در واقع باید مشارکت نیروها در ساختار لحاظ شود. اولاً شما می‌فرمایید نهضت آزادی و انجمن اسلامی مهندسین در کابینه حضور داشتند. واقعیت این است که این‌ها در کلان قصه در یک طبقه و طیف مشخص جا می‌شوند و خیلی نمی‌شود از ترکیب‌شان تکثری برداشت کرد. نشانه‌اش هم این است که وقتی ما به 13 آبان 58 می‌رسیم، نیروها و جریان‌های مختلف اساساً احساس مشارکت در تصمیم‌گیری ندارند و شاید یکی از دلایلی که منجر به آن اتفاق شد، همین بود. می‌خواهم عرض کنم خیلی به نظر نمی‌آید که این مشارکتی که شما می‌فرمایید، بدنه جامعه آن را قبول داشته باشد؛ یعنی جامعه سیاسی این را پذیرفته باشد. لذا این تکثر که شما می‌فرمایید خیلی واقعی به نظر نمی‌آید. نکته دوم در خصوص بحث تجربه کار اجرایی است. میزان استعفاهای اعضای کابینه و میزان جابه‌جایی‌ها در همان مدت 9 ماه، به نظر می‌رسد که اگر یک جریانی بحث حرفه‌ای بودن و بحث تخصص درونش مطرح بود، دولت موقت نباید این‌قدر دچار مشکل و چالش می‌شد. خیلی از وزرا استعفا دادند. آقای کریم سنجابی مثلاً اولین نفر بود. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
توسلی: خیلی روشن است. ببینید اگر آقای دکتر سنجابی استعفا دادند، اختلاف‌ نظر سیاسی داشتند. اگر آقای دکتر شکوهی در آموزش و پرورش استعفا دادند، ایشان هم به هر شکل نتوانستند دوام بیاورند. من می‌خواهم یک مثال زنده برای شما بزنم. مرحوم دکتر بهشتی، مرحوم رجایی را برای وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد کردند. می‌دانید مرحوم رجایی از دوستان قدیمی ما هستند و در انجمن اسلامی مهندسین بودند و دبیر دبیرستان کمال بودند و در هنرستان کارآموز بودند. با خود بنده و با جمعی دیگر در مبارزات قبل از انقلاب حضور مستقیمی داشتند و برای مهندس بازرگان یک شخصیت شناخته شده بود. ولی مهندس بازرگان به‌عنوان مدیر باتجربه و برخلاف آن نگاهی که شما دارید و با وجود فشار مرحوم دکتر بهشتی، حاضر نشدند حکم وزارت را برای دوست نزدیک خود صادر کنند. این نگاه مدیریتی ایشان بود. به ایشان گفتند: شما که تجربه اداره یک مدرسه را ندارید، چگونه می‌خواهید یک وزارتخانه را اداره کنید؟ بگذارید من کمی روشن‌تر بگویم. وقتی که ایشان برای نخست‌وزیری پیشنهاد شدند، من در محل وزارت آموزش و پرورش دیداری با ایشان داشتم. جلسه حدود چهار ساعت طول کشید.
جلسه چهارساعته با رجایی
ایرناپلاس: با آقای رجایی؟
توسلی: بله، بحث این بود که استعفای من را بپذیرید. برای اینکه پیش‌بینی من این است که با دولت شما هماهنگ نخواهم بود. مصلحت شهرداری این است که شما کسی را انتخاب کنید که هماهنگ باشد. بعد ایشان پذیرفتند که هماهنگ کنند، ولی نهایتاً نتوانستند و منجر به استعفای من در دی‌ماه سال 59 بعد از چند ماه همکاری شد. من از ایشان سؤال کردم برادر عزیز شما که تجربه اداره یک مدرسه را ندارید، می‌دانید مدیریت کشور یعنی چه، که می‌خواهید قبول مسئولیت کنید؟ گفتند بله من قبول دارم. من شایسته مدیریت اجرایی یک کشور نیستم، اما می‌دانید اگر من قبول نکنم چه کسانی قرار است نامزد بشوند؟ آقای بنی‌صدر پیشنهاد کرده بودند  که آقای میرسلیم  یا آقای نوبری گزینه نخست‌وزیری باشند.
رجایی با جوانان فاتح لانه قابل مقایسه نبود
ایرناپلاس: نوبری، رئیس بانک مرکزی بود؟
توسلی: بله، حزب جمهوری اسلامی نمی‌خواست کسی که مورد نظر آقای بنی‌صدر است، نامزد شود. بنابراین حزب جمهوری اسلامی و شخص مرحوم دکتر بهشتی در واقع اصرار داشتند. در خلوص آقای رجایی و به‌خصوص باتوجه به  سنشان، روابطشان و سوابق سیاسی‌شان، که با خیلی از این جوان‌های هیجده - بیست‌ساله که سفارت آمریکا را اشغال  کردند، اصلاً قابل مقایسه نبودند. به شرایط امروز نگاه نکنید، آن موقع آقای اصغرزاده و آقای میردامادی بیست سالشان بود. ولی آقای رجایی  حدود 45 سال سنشان بود. در آن شرایط که مهندس بازرگان حاضر نیست برای شخصیتی مثل مرحوم رجایی حکم وزارت بدهند و اجباراً کفالت می‌دهند، و آن وقت جوان‌های هیجده ساله و بیست‌ساله در این حد می‌خواستند در مدیریت کشور مداخله کنند. من فکر می‌کنم با تجربه‌هایی که همین جوان‌ها امروز دارند، قطعاً می‌پذیرند که آن موقع شایستگی پذیرش این نوع مسئولیت‌های سنگین مدیریتی در وزارتخانه‌ها و کشور را نداشتند.
بسیاری از آن‌ دانشجویان  امروز باید پاسخگو باشند. برنامه آن ها این بود که دو یا سه روز  سفارت آمریکا را اشغال کنند. چرا این دو سه روز، چهارصد و چهل و چهار روز طول کشید؟ و آن اعتباری که انقلاب اسلامی ایران در پی سخنان آیت‌الله خمینی در بام رسانه‌های جهانی ایجاد کرده بود با چنین اقدامات ناپخته‌ای، هزینه‌هایی سنگینی را بر جامعه ما تحمیل کردندکه هنوز هم، به‌خصوص بعد از هشت سال جنگ تحمیلی، پیامد اشغال سفارت آمریکا در جامعه ما  ادامه دارد.
بنابراین نگاه متوسط کارشناسی نشان می‌دهد شخصیت‌هایی مانند مهندس بازرگان، با آن سابقه مدیریتی و آن سوابق علمی‌شان و چند دهه کار فرهنگی- اجتماعی و سیاسی که داشتند و آن احساس مسئولیتی که می‌کردند، کوشش کردند که در راستای منافع ملی، مصالح انقلاب را دنبال کنند.
ایرناپلاس: اعضای نهضت آزادی در مجلس وقتی که بنی‌صدر نخست‌وزیر را مطرح کرد، به چه کسی رأی دادند؟ موضع نیروهای نهضت نسبت به نخست‌وزیری بنی‌صدر چطور بود؟
توسلی: من الان به یاد ندارم که چگونه رأی دادند. ولی تصور می‌کنم که دوستان ما در مجلس اول کوشش می‌کردند آنچه در راستای منافع ملی هست  عمل کنند و الان در خاطر ندارم که دقیقاً به چه کسی رای دادند. مهم این است که در مورد بنی‌صدر، به‌رغم اینکه ایشان جزو شخصیت‌هایی بودند که همواره در آن 9 ماه برای کسب قدرت به دولت موقت حمله می‌کردند، مهندس بازرگان و دوستانشان، به‌عنوان رئیس‌جمهور منتخب همیشه از ایشان حمایت کردند.
تمام وزرا با رای اجماعی در شورای انقلاب انتخاب شدند
ایرناپلاس: به نظر می‌رسد در همان دوره نهضت آزادی یک ویژگی مهم دارد؛ آن هم این است که اساساً تنهاست. یعنی نه‌تنها جریان روحانیت، بلکه عمده نیروهای سیاسی از جناح‌های مختلف با نهضت همراه نیستند. یعنی از روشنفکرهای چپ، گروه‌های چپ و چریکی، جوانانی که لانه را تسخیر کردند و عمدتاً دانشگاه در اختیار این‌ها بود، حتی بنی‌صدر و لیبرال‌هایی که در آن دوره حضور داشتند، همه این‌ها با نهضت آزادی موضع مخالفت جدی داشتند. حتی خود آقای دکتر پیمان در نشریه «امت» عنوان «لیبرالیسم جاده‌صاف‌کن امپریالیسم» را در مورد دولت بازرگان به کار بردند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ آیا این بدان معنا است که همه ناپخته بودند و فقط یک جمع محدود پخته عمل می‌کردند؟
توسلی: سؤال خوبی است تا امروز ما بعد از چهار دهه لااقل به نسل جوان امروز واقعیت‌های تاریخی را بگوییم. بعد از اینکه دولت موقت توسط شورای انقلاب و رهبر فقید انقلاب انتخاب شدند، تمام وزرا با رأی اجماعی  در شورای انقلاب انتخاب شدند. لذا آن‌ها هم باید پاسخگو باشند. تمام احکام با حکم آیت‌الله خمینی بود. یعنی مهندس بازرگان بدون موافقت شورای انقلاب و رهبر انقلاب نمی‌توانستند کسی را انتخاب کنند.
همه مخالفان بازرگان
ایرناپلاس: یعنی وزیری بود که مهندس بازرگان معرفی کند و شورای انقلاب رد کند؟
توسلی: بله، کسانی بودند که معرفی شدند و آن‌ها نپذیرفتند. کسانی هم بودند که شورای انقلاب و آیت‌الله خمینی اصرار داشتند که بپذیرند. مانند دکتر سنجابی و  داریوش فروهر. این‌ اشخاص را خود آیت‌الله خمینی اصرار داشتند که باید باشند. خیلی مهم است، امروز بسیاری از کسانی که به دولت موقت ایراد می‌گیرند ، توجه ندارند که این تصمیمات فقط تصمیمات مهندس بازرگان نبود. بلکه تعاملی بود بین مهندس بازرگان، شورای انقلاب و رهبر انقلاب. بررسی شرایط دولت موقت که در طی 9 ماه این دوره انتقال را با چه پیچیدگی‌هایی طی کرده است مهم است؛ اسناد تاریخی این دوران مهم است که منعکس شود. با توجه به شرایط آن روز، همه دنبال قدرت بودند. از حزب توده که با تمام سازمان و امکاناتشان به ایران آمده بود، از مجاهدین خلق که از زندان آزاد شده بودند و پادگان‌ها را خالی کرده و مسلح بودند. چریک‌های فدایی خلق، جنبش مسلمانان مبارز و طیف‌های چپ همه به‌دنبال تداوم انقلاب بودند و طبیعتاً باید با دولت موقت برخورد می‌کردند.
اختلاف قطب‌زاده با بازرگان
ایرناپلاس: یعنی این حجم از مخالفت با دولت موقت را شما در قدرت‌طلبی تحلیل می‌کنید؟
توسلی: جنگ، جنگ قدرت است. تمام اسناد را شما نگاه کنید، سوابق تاریخی نشان می‌دهد، آقای بنی‌صدر از قبل خود را شایسته ریاست جمهوری می‌دانست. نقل شده است که از دوران جوانی هم ایشان یک چنین مطلبی را گفته اند. حتی دوستان نزدیک ما، آقای صادق قطب‌زاده که در خارج درس خوانده بود و عضو نهضت آزادی بود و بعد از انقلاب به ایران آمده بود ، ارتباطشان را با نهضت قطع کردند و حتی در تقابل با دولت موقت قرار گرفتند. آن موقعی که در صدا و سیما بودند از در اختیار قرار دادن ساده‌ترین امکانات پرهیز می‌کردند. چند برنامه تاریخی در شهر تهران برگزار کردیم؛ یکی برنامه اولین نوروز بعد از انقلاب در فروردین سال 58 در سالن  یکصد هزار نفری.
ایرناپلاس: استادیوم آزادی؟
توسلی: بله. در آن برنامه آقای مهندس بازرگان و وزرا و مردم هم حضور داشتند. همچنین در برنامه اولین رمضان بعد از انقلاب که در سالن 12 هزار نفری با حضور تمام مسئولان و نمایندگان تمام اقشار مردم تهران و کارکنان شهرداری برگزار شد و در آن  با پذیرایی افطار  مرحوم طالقانی سخنرانی داشتند. شما یک تصویر از این‌ رویدادها  ندارید.
استعفای سحابی از نهضت 
ایرناپلاس: یعنی صدا و سیما همکاری نمی‌کرد؟
توسلی: بله، به هیچ وجه با دولت موقت همکاری نداشت. چرا؟ چون خودشان را شایسته این مقام می‌دانستند. بعد از انقلاب دکتر بهشتی و روحانیون مبارز ، حزب جمهوری اسلامی را تشکیل داده بودند و خودشان را به‌طور طبیعی شایسته قدرت می‌دیدند. شما روزنامه جمهوری اسلامی را ببینید، نگاهی که به دولت موقت دارد چگونه است؟ خود اعضای شورای انقلاب را بررسی کنید. استعفاهایی که دولت موقت می‌دهد ریشه‌اش در این واقعیت است؛ شما در جایگاه قانونگذاری هستید، نه مداخله در مسائل اجرایی. به همین دلیل گفت‌وگو انجام می‌شود که بیاییم دولت موقت و شورای انقلاب را با هم ادغام کنیم و با همدیگر این دوره انتقال را طی کنیم که این مداخلات کمتر شود. بنابراین در این 9 ماه همه در یک جنگ قدرت در تقابل با دولت موقت هستند. حتی دوستان خود ما، آقای مهندس سحابی و جمعی که مسئولیت نداشتند و مجموعه را اداره می‌کردند، آن‌ها هم به‌عنوان نهضت دولت موقت را نقد می‌کردند.
ایرناپلاس: این وضعیت تک افتادگی، بعد از خروج نهضت آزادی از دولت موقت هم ادامه پیدا می‌کند. شما می‌فرمایید یک مواقعی یک خصایصی وجود دارد که بحث قدرت است. ضمن اینکه این تصور وجود دارد که ما می‌توانیم کشور را اداره کنیم و این حق ما ست، حالا به هر دلیلی. شاید یکی این باشد که بدنه اجتماعی خوبی دارند یا هر چیز دیگری. اما بعد از دولت موقت همچنان شاهد هستیم که باز هم از خود نهضت با کاندیداتوری مهندس بارزگان مخالفت می‌شود. حتی اعضای خود نهضت هم مخالفت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند مهندس بازرگان کاندیدا شود و بعد هم انشعاب می‌کنند. به نظر شما این وضعیت چقدر می‌تواند به خصایص و منش خود آقای مهندس بازرگان وابسته باشد؟
توسلی: آن تنشی که قبل از 13 آبان بود، بعد از استعفای دولت موقت فروکش می‌کند و داستان دیگری مطرح می‌شود. اما آنچه شما اشاره می‌کنید، مسائل درونی نهضت است. با تعهدی که مهندس بازرگان و دوستانشان داشتند که در زمان دولت موقت در مسائل حزبی وارد نشوند، این تعهد اخلاقی را رعایت کرده بودند. خود بنده در شهرداری تهران روزانه حدود 16 ساعت فقط کار متمرکز بر خدمات شهری داشتیم. بقیه وزرا و مشخصاً مهندس بازرگان هم همین‌طور؛ همه متعهد بودند که در هیچ جلسه حزبی شرکت نکنند. اما ما همان موقع در جریان بودیم، کسانی که حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادهاند، در محل کارشان جلسات حزب جمهوری اسلامی را برگزار می‌کردند.  
حکم امام در مورد کار حزبی دولت موقت
ایرناپلاس: اینکه اشکالی ندارد که  نیروهایی که در دولت هستند، کار حزبی هم بکنند. چرا مهندس بازرگان و نیروهای نهضت این تصور را داشتند که چون وارد دولت شدهاند، کار حزبی نباید کرد.
توسلی: این در حکم آیت‌الله خمینی بود که مستقل از کار حزبی، این مأموریت به شما داده می‌شود. کسانی هم که قبول مسئولیت کرده‌اند، به خاطر رعایت اخلاق سیاسی و اجتماعی که تعهد کرده بودند، واقعاً به آن عمل کردند. بنابراین نهضت در این دوره در حالی که همه گروه ها سازمان خودشان را توسعه دادند، رهبران نهضت این کار را نکردند. در آن دوره نهضت آزادی ایران در اختیار مهندس سحابی بود که در دولت موقت مسئولیت نداشت. در ابتدا یک جمعی از جوان‌ها در کنار ایشان قرار گرفته بودند که نگاهشان هم عمدتاً متأثر از نگاه مهندس سحابی بود و به لحاظ اقتصادی با مهندس بازرگان هماهنگ نبودند.  مهندس سحابی  هفت سال در زندان بودند و با فدائیان و مجاهدین خلق  بطور طبیعی مرتبط و متاثر بودند. اما مهندس سحابی آنقدر به لحاظ انسانی و شخصیتی وارسته بودند که بعدها که گذشت خودشان در مصاحبه‌های متعدد گفتند در آن مباحثی که با مهندس بازرگان اختلاف‌نظر داشتم، حق با بازرگان بود. بقیه دوستان هم مثل آقای جعفری و آقای بسته‌نگار بعدها اظهار کردند که اشتباه کردیم که از نهضت جدا شدیم. در آن شرایط نهضت سازمانی نداشت و تنها شورای نهضت تشکیل شده بود. در انتخابات ریاست جمهوری اول که خود من هم در شورای نهضت حضور داشتم، این مسئله مطرح بود که مهندس سحابی و جمع دوستانشان موافق نبودند که مهندس بازرگان نامزد شود. مهندس بازرگان گفتند بسیار خوب. شما ( مهندس سحابی) قبول کنید. مهندس سحابی با توجه به هفت سال زندان و شرایط خانوادگی آمادگی نداشتند و اصرار بر نامزدی آقای دکتر حبیبی داشتند. در جلسه شورا این موضوع مطرح شد و با اختلاف یک رأی آقای حبیبی رای آوردند.
ایرناپلاس: یعنی گزینه نهضت عملاً نامزد حزب جمهوری اسلامی شد.
توسلی: بله! اما وقتی مهندس بازرگان از آن جلسه بیرون آمدند ، گفتند: «تلخ‌ترین شب زندگی من بود». مهندس بازرگان کسی بود که در انتخابات مجلس اول نامزد شد و یک میلیون و هفتصد هزار رای آورد. یعنی در کشور و در تهران پایگاه اجتماعی داشتند. یعنی اگر ایشان نامزد شده بودند یا رئیس‌جمهور می‌شدند یا نفر دوم می‌شدند. همه قرائن این را نشان می‌دهد که کاندیداتوری بازرگان در راستای منافع ملی بود که آن اتفاقات تکرار نشود و روند تغییرات ما با عقلانیت بیشتری طی می‌شد. نهضت هم همیشه این نقد را با توجه به واقعیت موجود داشته که یکی از اشتباهات تاریخی نهضت این است که آقای دکتر حبیبی نامزد شد. علی‌رغم اینکه همه نهادهای دیگر هم ایشان را تأیید کرده بودند و ضمن صحبتشان هم گفته بودند عضو نهضت آزادی نیستم؛ در حالی‌که ایشان در خارج از کشور عضو نهضت بودند. در شورای نهضت به‌عنوان عضو نهضت مطرح شده بودند. ولی به‌خاطر مسائلی که بعد از اشغال سفارت آمریکا مطرح شده ‌بود، می‌خواستند نوعی تبری بجویند که من عضو نهضت نیستم. در حالی که در آن استعفای 14 نفری که در نهضت امضا شده بود، یکی از امضاکنندگان آقای حسن حبیبی بود. بنابراین این ضربه و اشتباه سنگینی بود که در آن مقطع تاریخی وارد شد. ولی نهضت آزادی ایران کوشش کرد در انتخابات مجلس اول جبران کند و لیستی تشکیل دادند که نه‌تنها اعضای نهضت، بلکه طیف  اشخاصی که به نظر می‌رسید برای انتخابات مناسب باشند، با یک نگاه جامع، نه اینکه فقط اعضای خودش را داشته باشد، شرکت کرد و تعدادی در مجلس اول حضور داشتند که مشخص است.

گفت‌وگو از سیدعمادالدین محمودی



واکاوی کارنامه دولت موقت و نهضت آزادی ایران (بخش نخست)


گفت‌وگو با محمد توسلی:
واکاوی کارنامه دولت موقت و نهضت آزادی ایران
(بخش نخست)
http://www.irnaplus.ir/files/fa/news/1397/11/24/26147_383.jpg
تهران- ایرناپلاس- با عبور چهار دهه از دوران دولت موقت، همچنان این مقطع محل بحث و از مهم‌ترین شکاف‌های سیاسی ایران پس از انقلاب است. بررسی عملکرد دولت موقت و مواضع نهضت آزادی ایران، موضوع گفت‌وگوی ایرناپلاس با مهندس محمد توسلی است. توسلی که اکنون دبیرکل نهضت آزادی ایران است، اولین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب بوده است.
ماجرای پذیرش نخست‌وزیری توسط بازرگان
ایرناپلاس: در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستیم. چهل سال پیش در همین روزها دولت موقت به ریاست و نخست‌وزیری مرحوم مهندس بازرگان و به حکم حضرت امام منصوب شد. بحثمان را از دولت موقت شروع کنیم. با نگاه به ترکیب کابینه آقای مهندس بازرگان شاهد هستیم که به‌نوعی همه نیروهایی که در شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مؤثر بودند در این کابینه حضور ندارند. برخی از مخالفان و منتقدین این‌طور مطرح می‌کنند که مهندس بازرگان به مشارکت در عرصه عمومی و مشارکت نیروهای سیاسی در فضای عمومی باور و اعتقاد نداشت. اساساً تحلیل شما از این موضوع با توجه به ترکیب کابینه دولت موقت چیست؟
توسلی:  خوب است واقعیت‌های تاریخی همان‌طور که بوده نقل شود. آیت‌الله خمینی در 12 بهمن‌ماه وارد ایران شدند. 14 بهمن‌ماه در جلسه شورای انقلاب بحث انتخاب نخست‌وزیر برای دولت موقت مطرح می‌شود و همه اعضای شورای انقلاب، آن‌طور که گزارش شده است، به اتفاق آرا از مهندس بازرگان می‌خواهند که این مسئولیت را بپذیرد و آیت‌الله خمینی هم در همان جا لبخندی می‌زنند، با این نگاه که بفرمایید الان حکم را بنویسید. مهندس بازرگان با یک تأملی پاسخ می‌دهند  یک شب به من فرصت دهید که در این زمینه تأمل کنم. بعداً مهندس بازرگان در خاطراتشان نوشتند که من به دو دلیل این فرصت را خواستم؛ یکی اینکه: خودم به لحاظ تاریخی تأمل بیشتری بکنم که آیا این مسئولیت را بپذیرم یا نپذیرم. مرحوم طالقانی همان جا به ایشان گفته بودند که این مسئولیت را نپذیرید. مهندس بازرگان می‌گوید با توجه به شرایط خطیری که وجود دارد و هیچ‌کس دیگری هم وجود ندارد که این مسئولیت خطیر دوران انتقال را در شرایط کنونی بپذیرد و اگر من نپذیرم و مخاطراتی در این دوران پیش بیاید، همیشه من هم به لحاظ شخصی باید پیش خدا پاسخگو باشم که چرا در این شرایط بحرانی این مسئولیت را نپذیرفتم و دلیل دوم این بود که به شورای انقلاب این پیام را بدهم که این مسئولیتی نیست که من خواهانش باشم و خیلی داوطلبش نیستم، ولی چون شما به اتفاق آرا خواسته‌اید، من به‌عنوان یک وظیفه  دینی و شرعی این مسئولیت را می‌پذیرم. پانزدهم بهمن که جلسه شورای انقلاب تشکیل می‌شود، مهندس بازرگان با این تحلیل تاریخی مسئولیت را می‌پذیرند و آن ابلاغ برایشان نوشته می‌شود و متن ابلاغ روشن است که دولت موقت مسئولیت دوره انتقال را دارد تا رفراندوم انجام شود، و ملت ایران خودش مسئولان جمهوری اسلامی ایران را انتخاب کند . این چند محوری است که جزو وظایف مشخص دولت موقت بود. شورای انقلاب برای انتخاب همکارانشان سه شرط گذاشته بودند: یکی اینکه باید مسلمان و عامل به احکام باشند. دوم: پیشینه‌ای در همکاری با رژیم سابق نداشته باشند. اما محور سوم مهم است: کسانی باشند که در آن وزارتخانه و آن مسئولیت، تجربه لازم را داشته باشند. در آن شرایط تمام کسانی که تجربه مدیریت داشتند، به‌عنوان طاغوتی حذف شده بودند. نسلی که وارد انقلاب شده بود، نسل جوانی بود که هیچ تجربه مدیریتی نداشت و حتی روحانیون هم که در آن موقع بودند، همان‌طور که خودشان هم نقل می‌کنند، هیچ‌کدامشان آمادگی پذیرش این مسئولیت را نداشتند.
مرحوم دکتر بهشتی از همان سال‌های اواخر 56، 57 به دنبال تشکیل یک حزب بودند و با من هم مشورت کردند که در اسناد تاریخی آمده است. شرایط سال 57 طوری بود که مرحوم دکتر بهشتی به همکارانشان گفته بودند که هیچ‌کدامتان امضا نگذارند تا درگیر مسائل امنیتی نشوند.
ترکیب کابینه بازرگان
ایرناپلاس: آقای مهندس شما به بحث تخصص و عدم تجربه نیروهای انقلابی اشاره کردید. فارغ از اینکه بخواهیم کم و کیف عملکرد دولت‌های دهه شصت و کابینه‌ها و نیروهای دهه شصت را بعد از نهضت آزادی و بعد از دولت موقت ارزیابی کنیم، خیلی از نیروهایی که در دوره جنگ و در دولت آقای رجایی و هم در دولت مهندس موسوی پست وزارت داشتند، عمدتاً واجد تجربه نبودند. از طرفی، به نظر نمی‌رسد که بحث تخصص صرفاً در نیروهای وابسته به نهضت آزادی و جبهه ملی منحصر بوده ‌باشد. کما اینکه شاید تجربه آقای مهندس بازرگان خیلی هم تجربه متفاوتی از سایر نیروها به این معنا نبوده ‌است. به نظر شما واقعاً این امکان وجود نداشت که از بقیه نیروها استفاده شود.
توسلی: به نظر من این یک برداشت کاملاً اشتباهی است. شما ببینید کسانی که انتخاب شدند، چه کسانی بودند. آقای مهندس معین‌فر در سازمان برنامه انتخاب شدند. مهندس معین‌فر مستقل از اینکه عضو انجمن اسلامی مهندسین بودند و سال‌ها در فعالیت‌های اسلامی و اجتماعی حضور داشتند، از سال 41 رئیس دفتر فنی سازمان برنامه و پدر زلزله ایران بودند. شما در دوره انتقال از نظام شاهنشاهی می‌خواهید یک نظام جدید را مدیریت کنید و یکی باید باشد که در آن وزارتخانه و در آن موسسه تجربه داشته باشد و بتواند چالش‌هایی که در ابتدای انقلاب مواجه بودیم را حل کند. در وزارت نیرو، آقای مهندس تاج انتخاب شدند. مهندس تاج یکی از مدیران قدیمی و موفق وزارت نیرو بود، از پایه‌گذاران انجمن اسلامی مهندسین در سال 1336 بودند. آقای مهندس کتیرایی از مهندسین قدیمی بودند که سوابقشان روشن است. در وزارت مسکن و شهرسازی سابقه داشتند. بعد از هر انقلابی به‌طور کلاسیک سه عامل هستند که ضربه می‌زنند. این موضوع در همه انقلاب‌ها تجربه شده‌ است. یکی عامل نفوذی است. دیگری ایجاد بی‌ثباتی است. بعد از انقلاب ما کاملاً شاهد این وضعیت بودیم. دیگری تحمیل جنگ است. این هر سه عامل را همه کشورهایی که منافعشان را بعد از انقلاب از دست داده بودند، از این سه محور بیشترین بهره‌برداری را کرده بودند.
در مدیریت شهر تهران در دولت وقت، بنده را همان اوایل اسفندماه 57 بدون اینکه انتظار داشته باشم، منصوب کردند. چون من در یک فضای دیگری در پایه‌گذاری نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با دولت موقت همکاری می‌کردم. اتفاقاً خود مهندس معین فر که من کار کارشناسی با سازمان برنامه داشتم ظاهراً پیشنهاد کردند که من انتخاب شدم. من علاوه‌بر اینکه فارغ‌التحصیل دانشکده فنی  و مهندس عمران بودم و برای ادامه تحصیل و دکترا هم در آمریکا و هم در آلمان درس خواندم و هم تجربه داشتم، در سال 46 به ایران آمدم تا 57 به‌عنوان مهندس مشاور با شهرداری تهران همکاری داشتم و بنابراین با شهر تهران و مدیریت شهر تهران آشنا بودم. من به‌دفعات توضیح دادم چه بحران‌هایی در شهر تهران داشتیم. همین جهل و نادانی بعضی از افرادی که در کمیته‌ها بودند و مداخلاتی که در مدیریت شهر تهران داشتند و هم عوامل نفوذی که نمی‌خواستند شهر تهران آرامش داشته باشد. شما ببینید در این دو سال اول انقلاب بدون اینکه ما وزارت اطلاعات داشته باشیم و بدون اینکه نیروی انتظامی داشته باشیم، فقط با توان مدیریت و با استفاده از ارتباط با مردم توانستیم این دوره انتقال را در مدیریت شهر تهران انجام دهیم و در راستای نیازهای واقعی مردم و با یک نگاه کارشناسی کارهایی انجام دهیم که در سال‌های بعد انجام نشد و شما بقیه وزارتخانه‌ها را هم ببینید، همین  شرایط مطرح است.
نگاه کابینه به نیروهای سیاسی
ایرناپلاس: در اوایل انقلاب پیشنهاد شهرداری تهران به مسعود رجوی هم داده شد. ضمن اینکه از سازمان مجاهدین خلق برای حضور در کابینه دعوت شد و آن‌ها هم بالطبع تجربه اجرایی نداشتند. یک سری جوان مبارز که عمدتاً در خانه تیمی یا زندان بودند. می‌خواهم بدانم که این موضوع چه نسبتی با بحث تخصص برقرار می‌کند؟ دوم اینکه دولت موقت با توجه به آن وظایف و آن کارکردهایی که شما اشاره کردید، به نظر می‌رسد لزومی هم نداشته که لزوماً افراد متخصص در آن فعال باشند و می‌شد از نیروهای سیاسی هم در پست‌ها بیشتر استفاده کرد. حال ارزیابی شما چیست؟
توسلی: به هیچ وجه این‌طور نیست. شرایط بحرانی اول انقلاب آن‌چنان پیچیده بود و بقیه آن‌قدر در سطوح پایین‌تر بودند. بهترین افرادی که آن موقع بودند امثال آقای بهزاد نبوی بودند. آدمی که تحصیل‌کرده بود و سال‌ها زندان بود و در شرکت آی بی ام کار کرده بود. خودش الان در مصاحبه‌هایش می‌گوید که اصلاً من در این جایگاه نبودم که این مسائل را انجام دهم. بعد مسئولیت مذاکره در بیانیه الجزایر را داشتند که خودش اعتراف کرده است که من بدون چرتکه بیانیه را امضا کردم و اصلاً آشنا نبودیم با این مسائل. این بحثی که راجع‌به مسعود رجوی می‌گویید، من اولین بار است که می‌شنوم. قرار بود که به‌عنوان نماینده مجلس باشد و یک  نحوی مشارکتشان دهندکه به هرحال یاد بگیرند و در یک بستر یادگیری قرار بگیرند.
تمامیت‌خواهی مجاهدین خلق
ایرناپلاس: یعنی اساساً بحث پیشنهاد شهردار شدن مسعود رجوی را تکذیب می‌کنید؟
توسلی: من یاد ندارم. هرچند مسعود رجوی و مجموعه آن‌ها به دنبال قدرت بودند. آن‌ها کمتر از قدرت مطلق هیچ‌چیز را قبول نداشتند. آن‌ها حاکمیت مطلق را از آن خودشان می‌دانستند و با توجه به همان سوابقی که در زندان هم در برخورد با روحانیونی که در داخل زندان بودند، آنجا مطرح کرده بودند که ما انقلاب کردیم و ما شایسته حاکمیت هستیم. به هرحال شما می‌روید و ما می‌آییم دنبال شما و اصلاً شعارشان تداوم انقلاب بود که این مجموعه تداوم پیدا کند و آن‌ها حاکم شوند. اینکه بپذیرند پستی بگیرند، با گفتمان آن‌ها و با نگاه راهبردی آن‌ها اصلاً هماهنگی نداشت. دولت موقت در مجموع آن 9 ماه با مشکلاتی که داشت و حتی مداخلاتی که شورای انقلاب داشت، سه بار استعفا دادند و تلاششان این بود که به‌نوعی با توجه به مداخلات شورای انقلاب در مسائل اجرایی بتوانند در راستای منافع ملی حرکت کنند. مجموعه کسانی که در این چندبار تغییراتی که انجام شد و در دولت موقت قرار گرفتند، مجموعشان 30 نفر هستند؛ که 11 نفر از اعضای نهضت آزادی هستند که می‌شود 36 درصد کابینه. از جبهه ملی و منفردین ملیون 11 نفر هستند که این هم 36 درصد است و از انجمن اسلامی مهندسین 4 نفر هستند که 13 درصد است و از روحانیون شورای انقلاب 4 نفر هستند که 13 درصد است.
ایرناپلاس: چه کسانی بودند از روحانیون؟
توسلی:  از روحانیون آقای اکبرهاشمی رفسنجانی در معاونت وزارت کشور بودند.
شرایط دوره انتقال
ایرناپلاس: البته منظور از کابینه، وزرا و نخست‌وزیر است و معاونت وزرا مدنظر نیست.
توسلی: بله، به هرحال مجموع کسانی که پیشنهاد دولت موقت را پذیرفتند که بیایند و در جایگاه معاونت وزارت قرار بگیرند ولی برای وزارت نپذیرفتند برای اینکه آمادگی نداشتند. حالا بعد از بحث‌های طولانی پذیرفتند که چهار نفر در جایگاه معاونت قرار بگیرند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای دکتر باهنر و آیت الله مهدوی کنی. مهندس بازرگان دنبال این بودند که یک نوع تعامل با شورای انقلاب داشته باشند تا با هماهنگی بتوانند آن دوره موقت را طی کنند تا در انتخابات آزاد و سالم ملت ایران در چارچوب همان مطالبات تاریخی که از انقلاب مشروطه بود و در نهضت ملی ایران ادامه پیدا کرده است و مردم در راهپیمایی های  تاسوعا و عاشورا پیگیری  می‌کردند و همان چشم‌اندازی که آیت‌الله خمینی در پاریس ایجاد کرده بودند که ملت ایران دنبال آزادی است. چرا؟ برای اینکه شعار اصلی ملت ایران «مرگ بر شاه» بود. یعنی ما استبداد نمی‌خواهیم و دنبال آزادی هستیم. بنابراین دولت موقت دنبال این بود که فضایی آماده کند که ملت ایران بتوانند در اولین فرصت، طی یک انتخابات آزاد نمایندگان واقعی خودشان را انتخاب کنند. بنابراین یک مطلب مهم این است که بسیاری این اتهام را می‌زنند که دولت موقت، دولت نهضت آزادی بود. بنابراین من می‌خواستم این را کاملاً روشن کنم که مهندس بازرگان کاملاً کوشش کرد که جمعی را که بتواند این دوره  انتقال را طی کند، برگزیند. چهار دهه گذشته است. تمام چالش‌ها و مشکلاتی که ما در این چهار دهه داریم، بسیاری که نمی‌توانند قبول مسئولیت کنند، همه مشکلات را رجوع می‌دهند به مسائل 9 ماه اول انقلاب. بنابراین یک مقداری لازم است که با واقعیت بیشتری سوابق تاریخمان را مرور کنیم و در ارتباط با این سؤالی که شما مطرح کردید، بسیاری از کسانی که در دولت مهندس موسوی آمدند، اتفاقاً نیروهایی هستند که در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا تربیت شدند که آمدند و تجربه کسب کردند. مثل دکتر نجفی که وقتی آمدند تجربه نداشتند، ولی تحصیلات عالیه داشتند و با دنیای جدید آشنا شده بودند و آمدند و قبول مسئولیت کردند. ولی چه موقعی این‌ها قبول مسئولیت کردند؟ در دوره‌ای که دوره انتقال انجام شده بود. یعنی شما از خرداد 60 عبور کرده بودید. ببینید تا خرداد 60 جامعه ما فضای ملتهبی داشت و سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. ببینید بعد از دولت موقت مهندس بازرگان که قهر نکرد. آمد در شورای انقلاب وظایفش را ادامه داد و تعداد زیادی از وزرای دولت موقت بعد از پذیرش استعفای دولت موقت، باز هم در وزارتخانه‌های خود باقی ماندند. نگفتند که شما بروید تا جوان‌های دیگری بیایند.
ادامه دارد...
گفت‌وگو از سید عمادالدین محمودی


Friday, March 1, 2019

پیام به انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز



پیام به انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز: 

به نام خداوند جان و خرد
با سلام و ابراز تاسف از این که نتوانستم در نشست «مصدق و پیام او برای جامعه امروز» که توسط انجمن فرهنگ و سیاست پردیس دانشکده های مهندسی دانشگاه شیراز با اخذ مجوز مقامات ذیربط دانشگاه برنامه ریزی شده بود؛ شرکت کنم و با شما دانشجویان عزیز دیدار داشته باشم.

متاسفانه مشکل ضعف استقلال مدیریت دانشگاه ها چنین پیامد هایی را در پی دارد که دانشجویان نتوانند در فضای محدود کنونی چنین جلسات بررسی تاریخی را با حضور یکی از مدیران انقلاب داشته باشند. آیا نتیجه چنین سیاستی در راستای رشد و بالندگی و تربیت نسل جوان دانشجو برای آینده کشور هست؟ یا موجب انفعال و سرخوردگی آنان؟

یکی از اقدامات دکتر مصدق در دوره نهضت ملی ایران تهیه و تصویب قانون استقلال دانشگاه ها بود تا شخصیت دانشجویان بتواند  در فضای آزاد ساخته شود و مدیران توانمندی تحویل جامعه گردد. تجربه ریاست دکتر سیاسی در سال 1333 در دانشگاه تهران که حاضر نشد احکام اخراج اساتیدی چون زنده یاد مهندس بازرگان که به قرار داد کنسرسیم اعتراض کرده بودند، امضا کند و همچنین نامه تاریخی و اعتراضی دکنر احمد فرهاد رئیس دانشگاه تهران در پی یورش وحشیانه کاماندوهای شاه به دانشگاه تهران در اول بهمن سال 1341 و تربیت نسل هایی که در آن فضای دانشگاهی تربیت شدند؛ چون شهید دکتر چمران، مهندس عزت الله سحابی، دکتر مهدی بهادری نژاد، دکتر ابراهیم یزدی و ... و در طول چند دهه در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، علمی و سیاسی نقش آفرین بودند حاصل چنین فضای دانشگاهی بوده است.

به رغم چنین محدودیت هایی توصیه بنده به شما دانشجویان عزیز این است که با آگاهی از شرایط ویژه کشور هم در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و هم در عرصه علمی، با توکل به خداوند متعال و امید به آیند، با استفاده از فرصت های ممکن خود را بسازید تا بتوانید نقش خود را در برنامه های توسعه آینده کشور به خوبی ایفا کنید.

با دعای خیر و توفیق خدمت
محمد توسلی
پنجم اسفند 1397




بادامچیان عضو ستاد هفت نفره استقبال از امام نبود



بادامچیان عضو ستاد هفت نفره استقبال از امام نبود


بسمه تعالی
سر دبیر محترم روزنامه سازندگی
جناب آقای محمد قوچانی

با سلام و احترام، در گزارش سازندگی مورخ 30 بهمن 97 با عنوان «ادامه راست سنتی با بادامچیان» از جمله آمده است که: «بادامچیان در اوایل انقلاب عضو شورای مرکزی هفت نفره کمیته استقبال از امام بود».
در این گزارش مواردی خلاف واقعیت وجود دارد که برای حفظ سوابق تاریخی و جلوگیری از تحریف ذیلا یادآوری می کنم:
1-    عنوان صحیح آن «ستاد استقبال از امام» بود، نه شورای مرکزی. همانگونه که در راهپیمایی های تاسوعا و عاشورا «ستاد برگزاری راهپیمایی..» بود.
2-    ستاد استقبال از امام، هفت نفر عضو داشت که در مصاحبه 5 بهمن 57 با حضور خبرنگاران خارجی در حسینیه ارشاد توسط استاد مرتضی مطهری معرفی شدند و در اسناد تاریخی آمده است. در این ستاد استاد مطهری رئیس،  دکتر مفتح سخنگو، فضل الله محلاتی رابط روحانیت، مهندس هاشم صباغیان مسئول برنامه ریزی، علی اصغر تهرانچی مسئول انتظامات، حسین شاه حسینی مسئول مالی و تدارکات و بنده مسئول تبلیغات بودیم. بنابراین، این گزارش که آقای بادامچیان عضو هیات هفت نفره ستاد استقبال از امام بودند؛ خلاف و تحریف سوابق تاریخی است. البته در کمیته های زیر مجموعه ستاد ده ها نفر همکاری داشتند از جمله ظاهرا آقای بادامچیان در حوزه بازار. در ستاد راهپیمایی تاسوعا و عاشورا به یاد دارم که ایشان با تبلیغات ستاد با بنده همکاری اجرایی داشتند.  
3-    از این هفت نفر چهار نفر آن ها به ابدیت پیوسته اند. لذا بنده به نمایندگی از سوی سه نفری که هنوز در قید حیات هستند؛ آقایان صباغیان و تهرانچی و خودم این گزارش را برای ثبت وحفظ سوابق تاریخی قلمی می کنم.
4-    مستقل از این که ما در جریان «راست سنتی» یا «روشنفکر دینی» و یا ... باشیم رعایت صداقت و امانت محور مشترک باورهای دینی، ملی و انسانی ماست. لذا ازجناب آقای اسدالله بادامچیان که مسئولیت دبیر کلی حزب موتلفه اسلامی را پذیرفته اند و به ایشان تبریک می گویم انتظار هست ارزش های اخلاقی آموزه های دینی را بیش از پیش رعایت کنند و گزارش های خلاف این چنینی را خود تکذیب کنند و پاسدار ارزش های تاریخی پیشینیان خود به ویژه خاندان امانی باشند. 
محمد توسلی
3 اسفند 1397
منبع: سازندگی 4 اسفند 97



     

راهبرد های تحقق گفتمان بازرگان


متن سخنرانی مهندس توسلی
در مراسم بیست و چهارمین سالگرد زنده یاد مهندس بازرگان در مقبره بیات قم؛
راهبرد های تحقق گفتمان بازرگان
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
با عرض سلام خدمت حضار محترم، بزرگوارانی که از راه‌های دور و نزدیک در این برنامه شرکت کردند؛ از طرف خود و دوستان نهضت آزادی ایران سپاس‌گزاری می‌کنم. امروز در بیست و چهارمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد مهندس بازرگان و در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران در اینجا گرد هم آمدیم. همان‌طور که در برنامه‌ی سالگرد در کانون توحید ملاحظه کردید عنوان برنامه «گفتمان بازرگان و چالش‌های چهل سالگی انقلاب» بود. سخنرانانی که در آنجا مدعو بودند هرکدام یک بخشی از این گفتمان را مطرح کردند و راهکارهایی ارائه دادند. بنده ضمن تشکر از آن سخنرانان بزرگوار که آن نقش آگاهی‌بخش را در آن برنامه داشتند در این فرصت کوتاه می‌خواهم چند نکته‌ای را در همین ارتباط خدمتتان ارائه بکنم. پیشاپیش یک عذرخواهی بنده بایست از جانب دوستان ما که در شرایط آب و هوا و شرایط سختی که هفته‌ی گذشته داشتند و برنامه‌ای که امروز برگزار شده قرار بود که جمعه‌ی گذشته برگزار بشود و این غفلت انجام شد که به بعضی از دوستانی که در قم بودند اطلاع‌رسانی نکردیم و جا دارد که من از آن دوستانی که به هر حال مطلع نبودند و اینجا مراجعه کردند عذرخواهی بکنم.
در ارتباط با گفتمان بازرگان هم در زمینه‌ی دینی هم علمی هم اجتماعی و هم سیاست‌ورزی صحبت زیاد شده. آنچه که همه وقوف دارند این است که مهندس بازرگان در همه این چهار عرصه اخلاق و صداقت را همواره داشتند و در این زمینه الگو بودند. هم دوستان و هم کسانی که به او نقد می‌کنند در این زمینه هم‌نظر هستند. من می‌خواهم گفتمان بازرگان را در سه محور به طور خلاصه اشاره کنم. محور اول منش و روش بازرگان است. مهندس بازرگان از همان شهریور 1320 که کار فرهنگی و اجتماعی خودشان را در کنار آیت‌الله طالقانی و دکتر یدالله سحابی آغاز کردند، یک نگاه راهبردی نسبت به مسائل اجتماعی ایران داشتند. همه می‌دانیم که سرلوحه‌ی اندیشه‌ی بازرگان و همراهانشان این آیه‌ی مبارکه‌ی قرآن بود: إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ. با تجربه‌ای که از بزرگان و اصلاح‌طلبان قبلی داشتند، از جمله مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی، که تمام ظرفیت و تلاشش را بر حاکمان گذاشته بود، آنها تمام تلاش خودشان را متمرکز به ایجاد تحول در سطح فرهنگی اجتماعی کردند. به همین مناسبت بازرگان و یاران ایشان تا آخرین روز حیاتشان تلاش فرهنگی اجتماعی را با اولویت
می دیدند. اگرچه در بعضی از مقاطع ضرورتاً وارد عرصه‌ی سیاسی هم شدند. منش بازرگان متکی به یک نگاه تغییرات زیربنایی، تدریجی، و اصلاح‌طلبانه بوده است. این نگاه را در تمام ادوار مهندس بازرگان مورد تاکید قرار داده است. در دوره‌ی نهضت ملی ایران، دکتر مصدق هم همین روش را داشت. نمی‌خواهم وارد جزییات بشوم؛ حتی در آن شرایط بحرانی دهه‌ی 30 او هم تحت تاثیر جو حرکات انقلابی و تند قرار نگرفت و راهکار واقعی را اصلاحات تدریجی و زیربنایی می‌دید. من خوب یادم هست در همان شهریور سال 57 که یکی از مبارزان مسلمان به نجف می‌رفتند پیامی را به او دادند که خدمت آیت‌الله خمینی منتقل کنند. این پیام که هفت بند دارد در خاطرات مهندس بازرگان آمده است. یک محور اصلی آن این است که پیشنهاد کرده‌اند که ما بحث اسبتداد و شاه را با بحث استیلای بیگانگانی که در اینجا حضور دارند خلط نکنیم. ما باید گام به گام جلو برویم. فعلا این جبهه را باز بکنیم، که کَندن کنده‌ی استبداد در کشور است بعد در مرحله‌های بعد می‌توانیم در آن عرصه‌ها هم وارد بشویم. حتی همین که در خاطرات آمده در دیداری که در نوفل لوشاتو با آیت‌الله خمینی داشتند، آنجا هم همین مسائل را مطرح کردند که ضرورت دارد این تغییرات تدریجی و گام به گام باشد اما گفتمان انقلاب در آن شرایط جوری بود که حتی دوستان نزدیک ما هم با این نگاه، نظر موافق نداشتند و شد آنچه که به هر حال گفتمان روز بود و هزینه‌های سنگینی را در انقلاب، جامعه‌ی ما متحمل شد. اگر آن نگاه مهندس بازرگان انجام شده بود این تحول با کمترین هزینه انجام می‌شد.
در بعد از پیروزی انقلاب هم به هر حال، در آن جو ملتهب انقلاب هم باز مهندس بازرگان بر همین روش تاکید و تصریح داشت. آنجا وقتی می‌گفت ما باران می‌خواستیم، سیل آمد. یا در آن سخنرانی‌هایی که در تلویزیون داشتند، در آن فضای ملتهب انقلابی، کوشش می‌کردند در قالب گاهی طنز، گاهی مثال از ملانصرالدین آوردن، همین گفتمان را، همین منش را دنبال کنند. این روش را به رغم اینکه بعد از انقلاب همانطور که آقای  دکتر ثقفی هم اشاره کردند، به رغم آن برخوردهای سختی که با ایشان و یارانشان انجام شد، اما هرگز ایشان از آن خط مشی و روش خودشان منحرف نشدند و آن رسالت تاریخی خودشان را که همان رسالت آگاهی بخشی هست گام به گام و به تدریج تا آخرین روزهای حیاتشان دنبال کردند. این به نظر بنده بخشی از گفتمان بازرگان هست که منششان را، روششان را نشان می‌دهد. بنده می‌خواهم امروز این مطلب را در جمع شما باز تصریح بکنم. به رغم تمام بحران‌هایی که در کشور ما وجود دارد، که باید نام ابربحران بر آنها گذاشت، هم در عرصه‌ی فرهنگی، هم اجتماعی هم اقتصادی و هم سیاسی، و هم روابط بین‌المللی که همه معترف هستند، به رغم اینکه نسل جوان ما بیشترین هزینه‌ها را پرداخت می‌کند و آن یأس و ناامیدی که در جامعه‌ی متاسفانه در این نسل فراگیر شده، اما راهکار هرگز آن راهکاری نیست که رسانه‌های بیگانه یا سازمان‌هایی که بعد از انقلاب  خط مشی براندازی داشته اند، و امروز پشتیبانی کشورها و قدرت‌های بزرگ مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان را هم در کنار خودشان دارند، هرگز در راستای منافع ملی ما نیست. تمام تحقیق‌ها نشان می‌دهد، واقعیت‌ها نشان می‌دهد که آن راهکار جز فروپاشی جغرافیایی برای جامعه‌ی ایران حاصلی نخواهد داشت. من این را عرض بکنم در سال‌های قبل از انقلاب، 56، 57، ما فقط دو بحران داشتیم. لااقل دو بحران اصلی در جامعه‌ی ما بود که منجر به انقلاب شد. یکی بحران سیاسی، یکی بحران فرهنگی. لااقل در زمینه‌ی اقتصادی شکاف داشتیم اما بحران اقتصادی نداشتیم. بحران اجتماعی هم نداشتیم. اما به علت اینکه جنبش با پشتوانه‌ی مردمی رهبری داشت، سازمان داشت، توانست، به رغم محدودیت ها و این بحران‌ها، این تحول را انجام بدهد. اما امروز به رغم همه این بحران‌ها، راهکار، راهکار براندازی و انقلاب نیست. راهکار، همان منش اصلاح‌طلبی است. منتها نه اصلاح‌طلبی قدرت‌محور، اصلاح‌طلبی جامعه‌محور و تلاش برای بالابردن آگاهی جامعه، توسعه‌ی اخلاق و نهادهای مدنی، و آگاه کردن جامعه. جامعه‌ای که آگاه باشد خودش از طریق خط مشی اصلاحات می‌تواند به اهداف خودش برسد؛ به همین مناسبت ما به آینده امیدوار هستیم به خاطر همین رشد و بلوغی که جامعه‌ی ما دارد.
اما محور دوم گفتمان بازرگان؛ بینش و نگاه راهبردی است که همواره مهندس بازرگان و یارانشان در طول چند دهه‌ی گذشته دنبال می‌کرده‌اند. مهندس بازرگان از همان شهریور 20 دو مشکل اصلی را در جامعه‌ی ما به عنوان موانع توسعه‌ی کشور می‌دیدند. یکی مشکل استبداد، به خصوص استبداد فرهنگی که در جامعه‌ی ما ریشه‌ی 2500 ساله داشته و همه متاثر از این مشکل بوده‌ایم و امروز هم کماکان هستیم. در این زمینه تلاش‌های گسترده‌ای انجام شده، برای اینکه زمینه‌های این فرهنگ استبدادی از جامعه‌ی ما برکنده شود. و هم در دهه‌ی 20 با تشکیل نهادهای مدنی، دهه‌ی 30 و دهه‌ی 40. گزارش عملکرد نیاز به یک زمان بیشتری دارد ولی آنچه که بنده خلاصه می‌خواهم در اینجا عرض بکنم این است که بازرگان همواره دنبال نفی استبداد و تبیین آزادی برای جامعه‌ی ما بوده و معتقد بوده تا آزادی نباشد عدالت هم نیست، استقلال هم نیست. من فکر می‌کنم کمتر شخصیتی در طول چند دهه‌ی گذشته‌ی تاریخ ما با این انسجام این واقعیت تاریخی ما را مورد تاکید قرار داده باشد. ببینید موقعی بازرگان و یارانشان در دهه‌ی 20 این گفتمان را مطرح می‌کنند، روحانیت ما، روحانیت معزز ما هنوز بعد از دو دهه‌ی سرکوب دوران رضاشاه در درون حوزه‌ها در شرایط خاصی به سر می‌برد. فرهنگ مارکسیسم در جامعه‌ی ما، روش روشن‌فکری ما، کاملا نفوذ گسترده داشت. مهندس بازرگان هرگز در طول چند دهه تلاش های خود در هیچ مقطعی تحت تاثیر این فرهنگ قرار نگرفت و همیشه زاویه داشت. چرا؟ برای اینکه این گفتمان را در راستای منافع ملی ما نمی‌دید. حتی از واژه‌هایی که آن‌ها استفاده می‌کردند، به عنوان نمونه امپریالیسم یا استعمار، با تعمد به کار نمی‌برد. وا‌ژه‌ی استیلای بیگانگان را به کار می‌برد. به لحاظ فرهنگی همیشه مرزبندی داشت. حتی در سال‌های بعد از انقلاب، همه به یاد داریم، در آن فضای ملتهب بعد از انقلاب، که حتی مسؤولان کشور را، حتی شورای انقلاب را هم، تحت تاثیر قرار داده بود با آن مصوباتی که امروز می‌بینیم با آن گفتمان شکل گرفته بود و هزینه‌های سنگینی را بر جامعه‌ی ما تحمیل کرد. در اردیبهشت سال 59 مهندس بازرگان در سخنرانی که تحت عنوان «خیرات و مبرات در اسلام» در حسینیه ارشاد داشتند؛ با مبانی قرآنی نشان می‌دهند آن‌ عدالتی که شما دنبال آن هستید، با راهکار مارکسیستی جواب نمی‌دهد. راهکار دیگری وجود دارد. باید از این راهکارها استفاده کنیم. در تمام آثار مهندس بازرگان این را می‌بینید که کوشش کرده که مشکل اصلی ما را استبداد و نبود آزادی تبیین کند. این گفتمان و این مطالبه‌ای است که ملت ما از انقلاب مشروطه داشته و در نهضت ملی ایران ادامه پیدا کرده و در شعارهای انقلاب ما برجسته بوده و آن چشم‌اندازی هم که آیت‌الله خمینی در پاریس برای انقلاب اسلامی تصریح کردند برجسته بود. ملت ما هم در 12 فروردین سال 58 به اعتبار آن گفتمان به جمهوری اسلامی رای دادند. امروز هم مشکل اصلی جامعه‌ی ما همین نبود آزادی طبق اصول قانون اساسی است. هم مهندس بازرگان و هم دوستان ما کوشش کرده اند که همواره بر «آزادی و دموکراسی» یعنی «حاکمیت ملت» که در اصول قانون اساسی ما هم آمده و حقوق بشر و عدالت اجتماعی تاکید بکنند. این ارزش ها در واقع مطالبه‌ی اصلی امروز جامعه‌ی ما هست؛ یعنی آزادی، دموکراسی، حاکمیت ملت و حقوق بشر و عدالت اجتماعی. سوال اصلی این است: در راستای این گفتمان بازرگان جامعه‌ی امروز ما چه میزان از کرامت انسانی و آزادی برخوردار است؟ آیا ملت ما  می تواند در انتخابات آزاد و سالم شرکت بکند و نمایندگان واقعی خودرا به مجلس بفرستد و دولت منتخب خودش را داشته باشد؟ آیا با وجود نظارت استصوابی که مورد عمل هست و به نظر ما نقض آشکار اصول شفاف قانون اساسی است؛ شما اصل ششم، و اصل پنجاه و ششم قانون اساسی را مرور بکنید. خیلی شفاف: حاکمیت ازآن خداست و خداوند این حق را به مردم واگذار کرده و خلیفه‌ی خودش کرده است و خیلی جالبه تاکید می کند هیچ فرد و هیچ گروه و هیچ طبقه‌ای حق ندارد این حق مسلم مردم را از مردم سلب بکند. آیا با این نظارت استصوابی که امروز مورد عمل قرار دارد، این مجلس نمایندگی این مردم ایران را دارد؟ بنابراین آنچه که به عنوان گفتمان راهبردی بازرگان مطرح هست و از گذشته نشات کرده، آثارش را امروز می‌بینیم. چرا آزادی مهم است، چرا حاکمیت ملی مهم است. ملت ایران باید آزاد باشد و حق حاکمیت بر سرنوشت خودش را باید داشته باشد تا بتواند همان‌طور که خانه‌ی خودش را اداره می‌کند، بتواند شهر خودش را اداره کند، بتواند مملکت خودش را اداره بکند. ملت ایران نیاز به متولی ندارد، ملت ایران باید خودش بر سرنوشت خودش حاکم بشود. این مطالبات در اصول روشن قانون اساسی تصریح شده است. این مطالبات تاریخی ملت ایران از انقلاب مشروطه هست، در دوره‌ی نهضت ملی ایران هست؛ این شعارهایی است که ملت ایران در راهپیمایی‌های تاسوعا و عاشورا دادند و به همین اعتبار مردم به قانون اساسی رای دادند. بنابراین امروز به رغم تمام بحران‌هایی که جامعه‌ی ما را فرا گرفته است، و همه‌ی مسؤولان هم اعتراف دارند به این بحران‌ها، تنها راهکار بازگشت به ملت ایران است. راهکارش گفتگوست. راهکار این است که مسؤولان ملت ایران را به عنوان صاحبان اصلی حاکمیت بپذیرند، گفتگو کنند تا زمینه‌های وفاق ملی فراهم بشود. اگر ما بتوانیم این گفتمان را دنبال بکنیم، و این انسجام ملی به وجود بیاید، ما اطمینان داریم این وفاق و این انسجام ملی می‌تواند در مقابل تمام بحران‌هایی که تمامیت ارضی کشور ما را تهدید می‌کند، می‌تواند بایستد و موفق بشود و از این بحران عبور بکند. ما امیدوار هستیم که گوش شنوا برای این پیشنهادات و نظرات مشفقانه باشد و به موقع به این نظرات مشفقانه عمل بشود که ما بتوانیم از این بحران‌ها عبور بکنیم. این محور دوم هست که من فقط خواستم اشاره کنم و پیامدهای عدم توجه به این نگاه راهبردی را در شرایط کنونی بررسی بکنم.
اما، نگاه دیگری که مهندس بازرگان از همان شهریور 20 داشته، به غیر از مشکل استبداد، مشکل پندارها و خرافات مذهبی است که در جامعه‌ی ما وجود داشته و بخش عمده‌ای از تلاش‌های فرهنگی اجتماعی او روی این محور متمرکز بوده است. همان‌طور که می‌دانیم راه حل را هم طالقانی هم بازرگان هم بقیه‌ی نواندیشان دینی، بازگشت به قرآن مطرح کرده اند. همان‌طور که همه می‌دانیم همان تمرکز طالقانی بر بازگشت به قرآن بود که ما با آموزه‌های قرآنی آشنا شدیم. مهندس بازرگان هم در تمام آثار خودش استناد به آیات قرآنی دارد. شما کمتر اثری از مهندس بازرگان می‌بینید که مستند به آیات قرآن و آموزه‌های قرآنی نباشد.  این نگاه بعد از انقلاب شرایط ویژه‌ای پیدا کرد. بعد از دولت موقت که مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شد، همان‌طور که همه در جریان هستیم آن پیش نویس آماده شده و موقت عملاً کنار رفت و قانون اساسی جدیدی مطرح شد که در آن اصل ولایت فقیه اضافه شد. این اصل موجب شد که آن بخش حاکمیت ملت تضعیف بشود. مهندس بازرگان از همان ابتدا این مشکل را تشخیص داد، می‌دانست که این مشکل، مشکلی نیست که یک شبه حل بشود. شما ببینید، در مجلس اول به رغم آن شرایط بحرانی که داشتند خم به ابرو نیاوردند. ایستادند، در مواقع لازم سخنرانی‌های ضروری را انجام دادند، اگرچه با تشنج و مخالفت رو به رو می شد؛ اما همواره در راستای  همان رسالتی که پیامبران دارند، که آگاهی بخشی است، با همان نگاه، بدون توجه به جو متشنج، دنبال می‌کردند. من به دفعات گفتم، باز هم تکرار می‌کنم، به اسناد مراجعه کنید، در سال 60 که آن فضای ملتهب هست، از مجموع حدود 350 اثر مهندس بازرگان فقط  28 اثر آن در سال 60 است. ببینید با چه اعتمادی، با چه تمرکزی تحت تاثیر جو قرار نگرفتند و آن رسالت آگاهی بخشی خودشان را دنبال کردند. سال 61 کتاب «انقلاب  ایران در دو حرکت» را نوشتند. تلنگری زدند که انحراف از کجا آغاز شد. «همه با هم»، پیامدش پیروزی انقلاب، بعد شد «همه با من» و پیامد های آن. این  اثر به عنوان تلنگر و یک نشانه‌ای است که چرا بعد از انقلاب انحراف شده است. اما در سال 62 کتاب «گمراهان» را نوشتند. سرگذشت و سرنوشت حاکمیت کلیسا و روحانیت در اروپا؛ و چه فرایند طولانی و چه هزینه‌های سنگین، تا اینکه سرانجام آنها پذیرفتند که هم تعالیم مسیحیت و هم تجربه‌ی بشری این است که همان‌طور که در آموزه‌های قرآنی هم خیلی شفاف آمده، همه‌ی انبیا در عرصه عمومی بودند و کار آگاهی بخشی انجام دادند. بنابراین روحانیت هم جایگاه واقعی و موثر و مفیدش این است که در عرصه‌ی عمومی باشد. ما در تجربه‌ی سال‌های قبل از انقلاب داریم که وقتی روحانیت در عرصه‌ی عمومی بود چه نقش مفید و موثری داشت. آیا در این چهل سال که روحانیت در قدرت قرار گرفته وضع ایمان مردم، اعتقادات مردم و اخلاق مردم بهتر شده؟ شواهد شفاف و روشن می‌گوید که این تجربه، تجربه‌ی موفقی نبوده است. اما آیا این تحول یک شبه اتفاق می‌افتد؟ مهندس بازرگان می‌دانست که این فرایند طولانی است و نیاز به کار آگاهی بخشی دارد و طولانی. به همین مناسبت در طول دهه‌ی 60 تا آن دورانی که در حیات بودند، مجموعه‌ی آثار، بازیابی ارزش‌ها، همه به همین مطلب اختصاص پیدا کرده است. تا آنجا که «ناگفته‌های بعثت» را مطرح می‌کنند که آیا هدف از بعثت انبیا، حضور در قدرت بوده؟ به این آیه‌ی قرآن استناد می‌کنند: آیه‌ی 25 سوره‌ی حدید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ. هرگز نگفتند که پیامبران اقامه قسط بکنند؛ هرگز نگفتند که حتی مومنین اقامه قسط بکنند؛ نگفتند فقها بیایند اقامه قسط بکنند؛ شفاف، روشن؛ فاعل ناس است، وظیفه‌ی روحانیت و آگاهان این است که آگاهی جامعه را بالا بیاورند تا ناس، یعنی شهروندان ارزش‌ها را در جامعه حاکم بکنند. این گفتمان، در طول سال‌های گذشته مطرح شده، امروز ما توفیق داریم که در جمع شما این گفتمان بازرگان را در بیست و چهارمین سالگرد درگذشت ایشان و در چهلمین سالروز انقلاب اسلامی مطرح کنیم. همه انتظار دارند که براساس آیات قرآن، تجربه بشری، چهل سالگی یعنی نماد رشد و بلوغ و شکوفایی. این انتظار هست که جامعه‌ی ما در این چهل سالگی بعد از انقلاب بتواند اگر گفتمان بازرگان را راهکاری برای خروج از بحران ها  می‌بیند، به کار ببندد؛ اگر راهکار دیگری وجود دارد، ایراد ندارد ما بایستی گفتگو کنیم. اگر راهکار دیگری وجود دارد، آن راهکارها مطرح بشود، مورد عمل قرار بگیرد و ان‌شاالله جامعه‌ی ما بتواند با گفتگو، تبادل نظر و رسانه‌های آزاد و جامعه‌ی باز و آزاد بتواند با هم‌فکری و هم‌گامی و هم‌دلی و وفاق ملی ان‌شاالله از بحران‌ها عبور کند. چون وقت نیست، بنده صحبتم را در همین جا خاتمه می‌دهم. مجددا از حضور شما بزرگواران در این برنامه سپاس‌گزاری می‌کنم. به خصوص همان‌طور که دوستان گفتند، در بیست و چهارمین سالگرد مهندس بازرگان، همسر مکرمه‌ی ایشان خانم ملک طباطبایی از دنیا رفتند، و امروز مصادف با چهلمین روز درگذشت ایشان هست. در این ایام، خانم فرشته بازرگان هم در سال گذشته به رحمت خدا رفتند. جا داره بنده از طرف دوستانمان بار دیگر درگذشت هم همسر مهندس بازرگان را هم دختر ایشان، همسر دوست و یار دیرینه‌ی خودمان دکتر محمدحسین بنی‌اسدی تسلیت بگوییم. ان‌شاالله با بزرگان محشور باشند و خداوند آنها را مشمول رحمت و آمرزش خود قرار بدهد. ان‌شاالله که خداوند توفیق بدهد که ما در شرایط امروز بتوانیم به وظیفه‌ی دینی و اجتماعی خودمان عمل کنیم.
منبع: متن این سخنرانی (5 بهمن 97)، توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران پیاده و در نشریه «گزاره» شماره پنجم، بهمن ماه 1397، ویژه نامه انقلاب اسلامی« چهل سالگی»، با عنوان «گفتمان آزادی و مردم سالاری در انقلاب اسلامی» چاپ شده است.



پیام تسلیت درگذشت خانم دکتر پوران شریعت رضوی (شریعتی)



پیام تسلیت درگذشت خانم دکتر پوران شریعت رضوی (شریعتی)

بسمه‌تعالی

بازگشت همه به سوی اوست

با نهايت تاثر و تاسف به اطلاع می‌رساند که خانم دكتر فاطمه (پوران) شريعت رضوى همسر زنده ياد دكتر على شريعتى از جمله پیشگامان جریان روشنفکری دینی و نهضت ضداستبدادی و ضداستعماری ایران، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.
اين بانوی فرهیخته که از ظرفیت‌های پژوهشی و قلم روان برخوردار بود، سالیان بسیار با پذیرش آگاهانه مرارت‌هاى مختلف، همراه و همدل با همسر فرهیخته و متعهدش، در عرصه جهاد فکری و مبارزات سیاسی، حضور و مشارکت داشت و منشاء خدمات و خیرات اجتماعی فراوانى بود و پس از وفات ايشان در سال 56 نيز، با تربيت موفق فرزندان برومند و مدیریت موثر در چاپ و نشر تولیدات فکری و آگاهی‌بخش زنده‌یاد دکتر علی شریعتی، از ادامه این راه سرشار از عشق انسانی و تعهد اجتماعی، از پای ننشست و چنین بود که در زمره یکی از الگوهای معاصر زن ِ مسلمان ِ مسئول ِ ایرانی قرار گرفت.

نهضت آزادى ايران درگذشت این بانوی فرهیخته را به ملت ایران، دوستان و همراهان و بازماندگان به ويژه فرزندان شایسته ایشان، تسليت می‌گوید و براى آن مرحومه، آرامش و آمرزش الهی مسئلت دارد.

ضمناً به اطلاع  مي‌رساند، مراسم تشييع، روز يكشنبه ٢٨ بهمن ٩٧ در ساعت ٩صبح از محوطه حسينيه ارشاد و مراسم تدفین در امامزاده عبدالله تهران برگزار خواهد شد.
نهضت آزادی ایران
۲۷ بهمن ۱۳۹۷

بيانيه نهضت آزادى ايران پيرامون عمليات تروريستى در سيستان و بلوچستان


بيانيه نهضت آزادى ايران پيرامون عمليات تروريستى در سيستان و بلوچستان

بسمه تعالى
انتشار خبر تاسف بار عمليات تروريستى در سيستان و بلوچستان موجى از اندوه را در جامعه ايجاد كرد.
حادثه‌اى كه متاسفانه به شهادت و زخمى شدن بيش از چهل نفر از نيروهاى مرزبان سپاه پاسداران منجر شد و بار ديگر بطلان روش‌هاى غیرانسانی و خشونت‌آميز و عمق توطئه‌ها و عداوت‌هاى حاميان منطقه‌اى و فرامنطقه‌ای تروريسم تكفيرى را اثبات کرد و نمونه روشنى از نتيجه تلاش‌هاى كسانى بود كه اين روزها در كنفرانس ورشو با ادعاى ثبات و امنيت خاورمیانه گردهم آمده‌اند.
نهضت آزادى ايران ضمن عرض تسليت به عموم مردم شريف ايران و ابراز همدردى با خانواده‌هاى داغدار جان‌باختگان و آرزوى شفاى عاجل براى مجروحين اين حادثه، هر گونه حركت تروريستى را محكوم كرده و آحاد مختلف جامعه اعم از شيعه و سنى و اقوام متكثر ايران بزرگ را به وفاق و همدلى براى مقابله با تلاش‌هاى تفرقه‌برانگیز در داخل و خارج كشور دعوت مى‌کند.
بى ترديد تعقيب و مجازات مسببين اين حادثه از جمله وظايف انكارناپذير دستگاه‌هاى حكومتى ذيربط مى‌باشد، ليكن یادآوری می‌کند که جریانات تکفیری و جهادی، منبعث از اندیشه بنیادگرایانه و مبتنی بر توسعه‌نایافتگی و باورهای متحجرانه و مطلق‌انگارانه است. از این رو انتظار مى‌رود که حاكميت ایران، ضمن پرهیز از شیوه‌های انتقام‌جویانه که تنها به بازتولید خشونت کمک می‌کند، بر اساس اهتمام به منافع ملى و لزوم ايجاد فضاى آرام و امن براى كليه شهروندان از طريق بسط زمینه‌ها و ساختارهای عدالت اجتماعى و به رسمیت شناختن آزادى‌هاى سياسى و عقيدتى و رفع تبعیض‌های کلان و محروميت‌هاى اقتصادى و معضلات معيشتى، اقدامات موثرى را در راستای پيشگيرى از ترويج ديدگاه‌هاى تفرقه انگيز و شيوع تفكرات تكفيرى برنامه‌ريزى و اجرا کند.
نهضت آزادى ايران
٢٦ بهمن ١٣٩٧