Friday, August 21, 2020

4 سوال اساسی در باره کودتای 28 مرداد

 

گفتگوی دیدار نیوز با مهندس محمد توسلی:

4 سوال اساسی در باره کودتای 28 مرداد

* نظرتان پیرامون نامه ادعایی آیت الله کاشانی به دکتر محمد مصدق در روز 27 مرداد 32 چیست؟

ادعا شده نامه‌ای از طرف آیت‌الله کاشانی به دکتر مصدق نوشته شده اما هیچ کس بعدها نامه را به صورت مستند نتوانست ارائه کند. وقتی شما سوابق کاشانی را بررسی می‌کنید و ارتباطاتش با آمریکایی‌ها و نوع برخورد کاشانی با شاه بعد از کودتا را ملاحظه می کنید با کنار هم قرار دادن این موارد خیلی بعید است که آن نامه را کاشانی نوشته باشد البته این نظر بنده است.

* آیا اتفاقی که در 28 مرداد افتاد را می‌توان کودتا نامید؟

فکر نمی کنم اسم دیگری بتوان بر آن گذاشت. آنچه اتفاق افتاده و در اسناد تاریخی هم آمده است کاملا نشان می‌دهد کودتا بوده و کسانی که در این واقعه دخیل بوده اند نیز از لفظ کودتا استفاده کرده اند. انگلیسیها آن را مدیریت کردند و با کمک آمریکا و دربار توانستند آن را رقم بزنند. در کودتا بودن آن ابهامی وجود ندارد اما بعضی راجع به مسائل شکلی و حقوقی آن شائبه ایجاد می کنند که در نبود مجلس شاه می توانسته نخست وزیر را برکنار کند در حالی که واقعیت این است که شاه در قانون مشروطه در جایگاه سلطنت قرار داشته نه مدیریت جامعه ولی شاه آن را برنمی تابید.

مصدق ابتدا آرام حرکت می کرده تا 30 تیر 1331؛ اینکه شاه باید وزیر دفاع را انتخاب می‌کرده از جمله اختلافات مصدق با شاه بوده است؛ ایستادگی مصدق در برابر شاه باعث راهپیمایی اعتراضی 30 تیر شد و سرانجام شاه عقب نشینی کرد و مجبور شد نظر دکتر مصدق را بپذیرد. اما داستان در این نقطه خاتمه پیدا نکرد و آمریکا در طول سال 31 ارتباطات گسترده ای با همراهان دکتر مصدق برقرار ساخت. اسناد بقایی منتشر شده مکی هم به صورت دیگر؛ در آبان و آذر 31 مقامات آمریکایی با آیت‌الله کاشانی دیدار داشته‌اند. آیت الله کاشانی نگاهش این بود که اسلام باید در خاورمیانه گسترش داشته باشد و نمی توانستند او را مجاب کنند که تسلط بیگانه را بپذیرد لذا در ارتباط با آیت الله کاشانی به این جمع بندی می رسند که باید اختلافات کاشانی با مصدق تشدید شود. بعد داستان 9 اسفند مطرح می شود که آن هم کودتایی علیه دکتر مصدق بود. به نوعی قتل دکتر مصدق و برکناری او مطرح بود که در آن موفق نمی‌شوند و بعد انتخابات مجلس هفدهم مطرح می شود به اصطلاح امروز انتخابات را مهندسی کرده بودند در واقع اکثریت نمایندگان مجلس هفدهم و حتی بعضی از یاران مصدق در برابر او قرار می‌گیرند و در چنین شرایطی مصدق در راستای منافع ملی با رفراندومی که برگزار می‌کند مجلس هفدهم را منحل کرد و البته این نقد را به دکتر مصدق وارد می کنند که وقتی مجلس نباشد شاه می تواند طبق قانون اساسی نخست وزیر را برکنار کند. بله این از نظر حقوقی شاید وارد باشد اما بحث ما منافع ملی است. برای دکتر مصدق همیشه منافع ملی و آینده ایران مهم و مطرح بوده و در اولویت قرار داشته است. در اسناد تاریخی آمده که حزب توده به دکتر مصدق پیشنهاد داده ما نیروی نظامی داریم و آماده ایم آن را در اختیارت قرار دهیم. دکتر مصدق نمی پذیرد چرا که نمی خواسته جامعه را از چاهی بیرون بیاورد و به چاه دیگری بیندازد. او دنبال منافع ملی بوده است و سعی و تلاش داشته زمینه های ادامه راهش را بعد از کودتا نیز دنبال کنند کما اینکه تا پیروزی انقلاب نیز راه مصدق دنبال شد و امروز هم راه او که گفتمان است ادامه دارد.

*آیا با عدم مقاومت دکتر مصدق در جریان کودتای 28 مرداد او می خواسته قهرمان تاریخ باقی بماند؟

مصدق نیاز نداشته قهرمان باقی بماند می خواسته راهش ماندگار شود. وی در دوره 28 ماه نخست وزیری نیز اجازه نمی داد کسی به مخالفانش توهینی کند و با آنها برخورد تند و قهرآمیز داشته باشد. در آن دوره آزادی مطبوعات بود؛ آدمی که اینجور با مخالفانش برخورد می‌کرده و اساسا چیزی را برای شخص خودش نمی خواسته و حتی با ساخت سردیس خودش مخالفت می‌کرده به نظر بنده چنین برداشتی دور از واقعیت است. بررسی زندگی او نشانگر یک خلوص و پاکی و سلامتی در زندگی اش هست دنبال قهرمان ماندن نبوده است. مصدق دنبال راه حلهایی بوده که در راستای منافع ملی باشد او در 28 مرداد جز سکوت راه حلی برای منافع ایران نیافته لذا سکوت را اختیار کرده. یک جمله تاریخی به تواتر نقل شده و البته از صحت و سقم آن مطمئن نیستم اما به کرات بیان شده که مرحوم آیت الله بروجردی می گوید من بین شاه و حزب توده، شاه را انتخاب کردم. آیت الله بروجردی نمی خواسته حزبی که وابستگی به بیگانگان داشته بر ایران مسلط شود و مصدق نیز چنین نگاه و رویکردی داشته است.

* آیا کودتای 28 مرداد بر روابط امروز ایران و آمریکا تأثیری داشته است؟

نمی توانیم بگوییم بدون تأثیر است. آمریکاییها به واسطه کودتای 28 مرداد فرآیند گذار به دموکراسی در ایران را متوقف کردند. یعنی اگر آن فرآیند ادامه پیدا می کرد ما دهه 30 و 40 نداشتیم ما انقلاب 57 را نداشتیم. در آن روزها ما از کره جنوبی و خیلی کشورهای دیگر جلوتر بودیم؛ کودتای 28 مرداد ضربه ای به ایران زد که باعث شد ما امروز از آن کشورها عقب تر باشیم.

اما در این میان سوال اصلی این است که اگر آمریکا چنین کاری کرد آیا ما مجوز داریم خلاف قواعد بین‌الملل و تعهدات جهانی خودمان عمل کنیم و سفارت را اشغال کنیم و باعث مشکلات 4 دهه بعد انقلاب بشویم. هنوز هم داریم هزینه های آن را پرداخت می کنیم.

منبع دیدار نیوز-28 مرداد 1399 - تهوری

واکاوی کودتای 28 مرداد و احتمال تکرار آن

 

گفت و گو با محمد توسلی:

واکاوی کودتای 28 مرداد و احتمال تکرار آن

* اگر نهادهای سخت قدرت همچنان به رویه خود ادامه دهند، وضع بسیار خطرناک خواهد شد.  

*مصدق در واقعه 30 تیر سال 31 توانست گامی به سمت نشاندن استبداد در جایگاه قانون اساسی بردارد.                                                                                                                                                                                   

درباره کودتای 28 مرداد اظهارنظرها و روایت‌های مختلفی صورت گرفته است. اغلب تحلیلگران به واکاوی شرایطی پرداختند که تحت آن، کودتایی در یکی از گرم ترین روزهای تابستان سال 32 در ایران رخ داد.

اما شاید تاکنون به این موضوع پرداخته نشده و یا شاید ضرورتی هم برای آن وجود نداشته که آیا ممکن است کودتایی مشابه آنچه در سال 32 در ایران اتفاق افتاد، درآینده رخ دهد؟

یک فعال سیاسی با سابقه به این پرسش مهم پاسخ داده است. از نظر او جامعه ایران با افزایش سطح آگاهی نسبت به دهه های قبل مواجه شده و همین عامل امکان انجام کودتایی مشابه آنچه در سال 32 رخ داده را بسیار دشوار می کند.

محمد توسلی در گفت و گو با امتداد گفت: کودتای 28 مرداد زمانی اتفاق افتاد که دولت محمد مصدق دو کار اصلی انجام داد. نخست اینکه با ملی کردن صنعت نفت به سلطه انگلیس در ایران خاتمه داد. این سلطه تنها محدود به نفت نبود و نگاه دکترمصدق، رهایی از سلطه فرهنگی و اجتماعی را شامل می‌شد.

با توجه به اینکه بیگانگان در پایگاه های داخلی نفوذ داشتند، رویدادهای مختلفی در سال های 31 و 32 رخ داد. از واقعه 30 تیر سال 31 تا نفوذی که آمریکایی‌ها در میان همراهان دکترمصدق پیدا کردند و مذاکراتی که با آیت الله کاشانی انجام دادند، همه بدین منظور بود تا دور مصدق را خالی کرده و او را «تنها» کنند.

مصدق در واقعه 30 تیر سال 31 توانست گامی به سمت نشاندن استبداد در جایگاه قانون اساسی بردارد. با بررسی مجموعه اسناد درباره کودتای 28 مرداد می بینیم که دوعامل اصلی روی این ماجرا اثر گذاشت، یکی از این عوامل برنامه ریزی بیگانگان بود. «انگلیس و آمریکا» توانستند با تکیه بر استبداد داخلی ایران این کودتا را برنامه ریزی کنند. در این میان نقش اشرف پهلوی، زاهدی و اوباشی مانند شعبون بی مخ ها و لباس شخصی ها بسیار پررنگ است. همچنین نقشی که حزب توده درایجاد بی اعتمادی در فضای جامعه ایفا کرد، بی‌‌تاثیر نبود.

من در آن ایام نوجوان بودم و به خاطر دارم که حزب توده با اقدامات رادیکالی که انجام می داد و شعارهایی با این محور که « زجنبش توده ای، شاه فراری شده» تلاش می کرد تا به بدنه مذهبی جامعه چنین القاء کند که شاه رفته و حزب توده قرار است روی کار بیاید. چنانکه این جمله معروف از آیت الله بروجردی به دفعات نقل شده که ایشان می‌گوید « بین شاه و حزب توده، شاه را انتخاب کرده است.»

بنابراین، چنین فضای ملتهبی در بدنه جامعه مذهبی ما وجود داشت. به خوبی یادم است در روز کودتای 28 مرداد، در خیابان مولوی که منزل ما آنجا بود؛ وقتی ماشین های اوباش و نیروهای نظامی حرکت می کردند، اکثر مردم از این اتفاق مات و مبهوت مانده بودند و نمی دانستند باید چه کاری انجام دهند.

به دلیل چنین شرایطی بود که کودتای 28 مرداد با کمترین هزینه به سرانجام رسید. باید دید آیا در شرایط کنونی، تجربه کودتا قابل تکرار هست یا خیر؟ به نظرم با اینکه انجام کودتا به سادگی آن ایام نیست، ولی می تواند قابل تکرار باشد. دلیل دشواری تکرار چنین کودتایی این است که جامعه امروز ما بسیار آگاه تر از سال 1332 شده است.

بنابراین جامعه ما از آنجا که مطلع است، با آگاهی در راستای منافع ملی حرکت می کند. این همان سرمایه اجتماعی است. یعنی به رغم تفاوت نگاه‌هایی که وجود دارد، اما وقتی موضوع منافع ملی مطرح می شود، اکثریت ملت ما در صحنه حضور پیدا می کنند. با اینکه رسانه‌های خارجی تاثیرگذار هستند ولی تجربه نشان داده که رشد و آگاهی خوبی به ویژه پس از سال 88 با گسترش فضای مجازی به وجود آمده و مردم حاضرند سکوت کنند و صبوری به خرج دهند اما آب به آسیاب دشمن نریزند.

ار این رو، سرمایه اجتماعی امروز با سال 32 متفاوت است. سال 32 جامعه ما منفعل بود و هیچ واکنشی از خود نشان نمی داد. اما امروز یک عامل بازدارنده وجود دارد که کودتا را بسیار مشکل می کند. عامل ایجابی کودتا بیگانگان هستند که یکپارچه عمل می کنند. به نحوی که اسرائیل، آمریکا، عربستان و متاسفانه برخی نیروهای برانداز در این چهار دهه با رسانه هایی که در اختیار دارند، به دنبال براندازی و به نوعی کودتا در کشور هستند.

باید دید چه موضوعی می تواند سومین پیشنیاز کودتا که همان استبداد داخلی است را فراهم کند؟ مهندس بازرگان در این باره جمله ای معروفی دارد و آن اینکه «همواره دست بیگانگان از آستین استبداد بیرون آمده است» اگر مدیریت کشور به مردم بازنگردد و به قانون اساسی و حقوق اساسی مردم احترام نگذارد و نهادهای سخت قدرت همچنان با برنامه ریزی‌هایی که نمونه آن را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم، به رویه خود ادامه دهند، وضع بسیار خطرناک خواهد شد.

این پیام مهمی بود که در انتخابات اخیر مجلس، در شهری مانند تهران تنها 10 درصد واجدین شرایط به نامزدها رای دادند  و 90 درصد واجدین به نشانه اعتراض یا رای سفید دادند (8 درصد)  یا در انتخابات شرکت نکردند. از آنجا که انتخابات ریاست جمهوری نیز در پیش است، اگر همین رویه ادامه پیدا کند و رای مردم همچنان تعیین کننده نباشد و دولتی هماهنگ با مجلس فعلی و هسته سخت قدرت شکل بگیرد، ممکن است بیگانگان که همیشه برای حفظ منافع خود به سراغ نهادهای قدرتمندی می روند که سلاح و رسانه و بنگاه های اقتصادی را در اختیار دارند، بتوانند البته با چالش ها و پیچیدگی های زیادی، کودتایی با شیوه نوین را طرح ریزی کنند. اما همانطور که عرض کردم مانع این کار، رشد و آگاهی جامعه و سرمایه اجتماعی مردم حتی در درون نهاد های سخت قدرت خواهد بود. راه حل ممکن، تقویت جنبش اجتماعی از طریق بازگشت به مردم  و قانون اساسی وهمچنین پیگیری آرمان ها و مطالبات اصیلی است که مردم در انقلاب 57 داشتند.

 

خیابانی به نام بازرگان راه او برتر از نام او

 

بسمه تعالی

خیابانی به نام بازرگان

راه او برتر از نام او

شورای شهر تهران در تاریخ 21/5/1399 ضمن نامگذاری جدید چند خیابان و مکان به نام مفاخر ملی و دینی، خیابان سازمان اب، حد فاصل  بین بزرگراه شیخ فضل الله نوری تا بلوار آیت الله کاشانی را خیابان "مهندس مهدی بازرگان" نامگذاری کرد. با توجه به   مخالفت های گذشته  با نامگذاری خیابانی به نام بازرگان، تصویب ان را در نشست اخیر شورای شهر می توان  یک گام نمادین و مثبت ارزیابی نمود، از این رو نهضت آزادی ایران  از پیشنهاد دهنده و رئیس و اعضای محترم کمیته نامگذاری و رئیس و اعضای محترم شورای شهر تهران نه تنها به این مناسبت بلکه به دلیل احترام و بزرگداشت مفاخردیگر کشور تشکر می کند.

نهضت آزادی ایران  و بسیاری از مردم ایران روزی را روز شادی و خرمی می دانند که نه اسم بازرگان، بلکه راه ورسم بازرگان بر صدر نشسته باشد. آنچه جامعه ایران در این روزگار ابتلا به آن نیازداشته و دارد نگرش و منش و اخلاق الهی و انسانی و اجتماعی بازرگان است. بازرگان عمیقا به آزادی به عنوان موهبتی الهی و به تبع ان  به مشارکت همه مردم و حاکمیت ملت در اداره و پیشرفت جامعه از طریق انتخابات ازاد معتقد بود. او اهل گفتکو وکار جمعی و شورا و پشتیبان  آزادی بیان و سایر حقوق اساسی انسان بود. او اهل صبوری و تحمل نظر مخالف و تسلیم در برابر قانون، رای و خواسته اکثریت بود. او عمیقا اهل ایمان، تقوا، احسان، اخلاص، ساده زیستی وقناعت بود. او اسلام را دین رحمت، محبت، حیاتبخش  و قانونمند می دانست و بر اصول و ارزش های آن تاکید داشت نه تنها بر ظواهرآن . او شجاع در  برابر ظلم و استبداد و در دفاع از دین و ملت وکشور بود.  بازرگان اهل دروغ وریا و فریب و تظاهر و تقسیم جامعه به گروه  های خودی و غیر خودی و تبعیض و خشونت و ارعاب نبود. او به دنبال قدرت و ثروت و شهرت و خدعه و نیرنگ و انتقام وکینه ورزی وتحمیل نظر، حتی خواست حق خود به دیگران نبود. او واقعا از  خصلت ها و ناخالصی ها  وفزون طلبی هائی که جامعه  امروز ما از  ان رنج می برد به دور بود.

  نهضت آزادی ایران معتقد است که معرفی وپشتیبانی عملی  و تاسی به چنین الگوهائی از سوی ملت و رهبران است که می تواند در بلند مدت کشور ما را از بحران انباشت مسائل فزاینده نجات بخشد. شوراهای  شهر و روستا از یادگارهای آیت الله طالقانی ودارای جایگاه مهمی در قانون اساسی و مقوم جامعه مدنی و از زیر ساخت های اساسی جامعه مردم سالارند. امید است که شوراها به، ویژه پنجمین شورای شهر تهران با پیگیری اصلاح ساختار مدیرت شهری نقش موثری در انتقال و اموزش ارزش ها و روش های دموکراتیک و تمرین راه و رسم اجتماعی خدمتگزارانی مانند مهندس مهدی بازرگان در جامعه ایران ایفا کنند.

نهضت آزادی ایران

27/5/1399        

 

Thursday, August 20, 2020

آیا تبعید کنشگران سیاسی و اجتماعی تاثیر گذشته را دارد؟

 

آیا تبعید کنشگران سیاسی و اجتماعی تاثیر گذشته را دارد؟

محمد توسلی
اخیرا اسامی شهرهایی که به مثابه تبعیدگاه برای اعمال مجازات در نظر گرفته شده، در نامه وزیر کشور به رییس قوه قضاییه منتشر شد. این خبر موجب شد بار دیگر مجازات تبعید زندانیان سیاسی توجه بسیاری از صاحب‌نظران را به خود جلب کند. مجازاتی که از دوره پیش از انقلاب برای کنشگران سیاسی و مدنی و اجتماعی تجربه شده است. در همین راستا پیش از انقلاب جمعیتی برای رسیدگی به امور تبعیدی‌ها و زندانی‌ها و خانواده‌های‌شان تاسیس شد. از وظایف مهم «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» که در سال ۱۳۵۶ به حضور جمعی از فعالان ملی و اسلامی همزمان با باز شدن فضای سیاسی کشور با مدیریت اشخاصی ازجمله مهندس مهدی بازرگان تشکیل شد، پرداختن و رسیدگی کردن به مشکلات و مسائل تبعیدی‌ها، بازداشتی‌ها و زندانی‌های پیش از انقلاب در سراسر ایران بود. پیامد اقدامات این جمعیت کاهش هزینه مبارزه و تقویت جنبش اجتماعی بود که سوابق آن در دفتر دوم جلد نهم مجموعه آثار نهضت آزادی ایران به تفصیل شرح داده‌ شده است. مجموعه مکاتباتی که از سوی چهره‌های تبعیدی با این مرکز صورت گرفته، درخواست‌های آنان و خدماتی که به آنها از سوی این جمعیت ارایه شده چهره‌هایی چون آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان به جنوب کشور تبعید شده ‌بودند، آیت‌الله محمدی گیلانی و جمعی دیگر از روحانیون و فعالان سیاسی در تبعید با این جمعیت در ارتباط بودند.

مجازات تبعید در دوران طاغوت و استبداد سیاسی به عنوان روشی برای ایجاد محدودیت فعالان سیاسی که هم روحانیون و هم دیگر مبارزان انقلابی به ویژه دانشجویان را شامل می‌شد، مورد استفاده قرار می‌گرفت. بنابراین خواه ناخواه استفاده از این مجازات که اتفاقا اخیرا در دوران پس از انقلاب در مورد برخی فعالان سیاسی و مدنی چون آقای سعید مدنی به نوعی تجربه شده باعث شبیه‌سازی امروز با شرایط پیش از انقلاب می‌شود. این در حالی است که پیش از انقلاب حاکمیتی استبدادی وجود داشت و شاه با اقتدار و استبداد کامل جامعه را اداره می‌کرد، برای شهروندان هیچ حقوقی قائل نبود و در نتیجه با مبارزان انقلابی نیز به همین سبک و سیاق برخورد می‌شد.

امروز در شرایطی که شکاف ملت – دولت و بحران‌های ناشی از تحریم‌ها و پدیده جدیدی چون فراگیر شدن کرونا ضرورت تساهل و تامین حقوق اساسی ملت طبق اصول قانون اساسی به ویژه اصول مطروحه در فصل‌های سوم و پنجم که در آن بر حقوق شهروندان تاکید بسیار شده، با این تصمیم در تضاد قرار دارد. آن ‌هم در شرایطی که بسیاری از آنان به‌ دلیل برخی اظهارنظرهای عمدتا مشفقانه زندانی و مجرم شناخته شده‌اند. بنابراین چه بر اساس مبانی آموزه‌های قرآنی و چه بر مبنای قانون اساسی اولا نباید کسی را به دلیل اظهارنظر یا نقد مشفقانه به زندان انداخت یا تبعید کرد، ثانیا نباید فراموش کنیم که چنین افرادی در قامت کنشگران سیاسی و اجتماعی به هر کجا که تبعید شوند، به رسالت آگاهی‌بخشی خود عمل خواهند کرد.

در واقع اگر چه تبعید حکمی فردی است و در واقع فردی را به تبعید می‌فرستند اما اگر به عنوان یک مساله اجتماعی به آن نگاه کنیم، پیام آن واضح و روشن است و آن، این است که سعی می‌شود که گفتمان و تفکر آن فرد تبعید شود اما امروزه در عمل چنین موضوعی امکان‌پذیر نیست. چه آنکه چهره‌هایی چون سعید مدنی به عنوان پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی که در سال‌های گذشته به جنوب فرستاده شد و در همان منطقه تبعیدی نقش موثری در آگاهی‌بخشی ایفا کرد. یا اگر اشخاص دیگری چون کیوان صمیمی را که برای هشتمین ‌بار است حکم زندان گرفته، به منطقه‌ای دور افتاده تبعید کنند او از قدرت آگاهی‌بخشی خود در همان منطقه استفاده خواهد کرد. همچنین زندانی که در اوین به سر می‌برد و دست‌کم می‌تواند با خانواده خود هر از چندی دیدار کند، با کسی که به یک شهر دور افتاده تبعید می‌شود از نظر شرایط زیستی و خانوادگی چالش‌های بسیاری برای جامعه فراهم خواهد کرد.

بنابراین انتظار نمی‌رود که آن مجازاتی که برای فعالان سیاسی و انقلابی در زمان نظام استبدادی اعمال می‌شد، در انقلابی که آقای خمینی به عنوان رهبر آن در نوفل‌لوشاتو از آزادی، ‌دموکراسی و جمهوری سخن گفت و مردم با اعتماد به چشم‌اندازی که ایشان برای آینده جمهوری اسلامی ارایه دادند، ۱۲ فروردین‌ماه ۵۸ به جمهوری اسلامی رای دادند، دنبال نشود و اقداماتی که موجب نقض حقوق شهروندی و اصول تصریح شده در قانون اساسی بوده و در راستای منافع ملی نیست و شکاف ملت و دولت را تشدید خواهد کرد، متوقف شود.

منبع: روزنامه اعتماد-26 مرداد 99

 

 

Wednesday, August 12, 2020

انفجار ویرانگر بندر بیروت

 

بیانیه نهضت آزادی ایران به مناسبت انفجار بندر بیروت:

بسمه تعالی

انفجار ویرانگر  بندر بیروت

 

ملت صبور و مقاوم لبنان، که متشکل از پیروان ادیان مختلف است، بیش از نیم قرن است كه برای حفظ آزادی‌های به دست آورده‌اش، در برابر هرگونه مداخلات دولتهاي خارجی و عوامل داخلی آنها ایستادگی کرده و هزینه‌های سنگینی در این راستا پرداخته است.

لبنان، در قلب خاور نزدیک و خاورمیانه، الگوی بهره‌مندی از آزادی‌های سیاسی و سازگاری اقوام و مذاهب گوناگون است.

حادثۀ دلخراش اخیر، که منجر به ويراني شديد بندر بیروت، کشته شدن ده‌ها نفر از مردم این شهر و آسيب‌‌های دیگر شد، حاکی از تداوم جنگ بر سر آزادی در لبنان، بین قدرت‌های منطقه است که هزینۀ آن بر ملت لبنان تحمیل می‌شود.

جنگ‌های داخلی لبنان، که در نیمۀ دوم دهۀ هفتاد میلادی جریان داشت و قربانیان زیادی گرفت و ویرانی‌های بسیاری به بار آورد، نشانۀ دیگری از مداخلات خارجی در آن کشور است.

نهضت آزادی ایران، ضمن حمایت از آزادی و استقلال ملت لبنان و محکوم کردن هرگونه مداخله سياسي از سوي هرکشور خارجي، حادثۀ انفجار بندر بیروت را، که موجب تأثر و تأسف شدید ما و ملت ایران شده است، به ملت و دولت لبنان عمیقاً تسلیت مي‌گويد و اطمینان دارد كه ملت سرافراز لبنان، با شکیبایی و پایداری همیشگی‌اش، به بازسازی خرابی‌ها اقدام، و مصائب را بر خود هموار خواهد کرد و به حیات تاریخی، در چارچوب استقلال سیاسی و جغرافیایی‌اش ادامه خواهد داد.

نهضت آزادی ایران، همچون گذشته، از حقوق بنيادين و یکپارچگی ملت لبنان و تمامیت ارضی آن كشور پشتیبانی می‌کند و امیدوار است كه لبنان عزيز هرچه زودتر به آرامش و صلح پایدار دست یابد.

نهضت آزادی ایران

22 مرداد 1399

متن ترجمه عربی بیانیه:

 

بيان حركة الحرية الإيرانية

بمناسبة إنفجار مرفأ بيروت المدمّر

 

الشعب اللبناني الصابر و الصامد، الذي يجمع في بطن ثغوره أتباع أديان المختلفة، صار أكثر من نصف القرن و هو يقاوم و يصمد في مواجهة مداخلات الدول الأجنبية، و المرتزقة لها في الداخل، و ذلك للمحافظه علي حرياته المكتسبة طوال سنين. و هو في هذا الطريق، دفع كثيراً من حياته و مكتسباته و حمل أعباء ثقيلة، حتي الآن.

لبنان، بلد تقع في قلب منطقة الشـرق الأدني و الأوسط، و هي أسوة في الحظ من الحريات السياسية و المداراة بين الأقوام و المذاهب المختلفة.

الكارثة المولمة الأخيرة التي أدت إلي دمار شديد و خسائر مادية جسيمة في مرفأ بيروت و حواليه و أسفرت عن سقوط عشرات القتلي و إصابة مآت من المواطـنين بجروح، تظهر لنا أن الحرب بين الدول المنطقة سجال في لبنان و هي حول الحرية الموجودة المعمولة في هذا البلد. و الشعب اللبناني يدفع ثمنها.

الحرب الأهلية اللبنانية التي دارت في النصف الثاني من السبعينات، و حملت ضحايا كثيرة علي الشعب و أبقت خراباً واسعاً في البلاد، حكاية أخري من مداخلات الأجانب في لنبان.

حركة الحرية الأيرانية إذ تحمي من حرية الشعب اللبناني و إستقلاله و تعلن تضامنها معه، و تندّد بمداخلات الأجانب السياسية، من جانب كل بلد كان أو يكون، تقدم أعمق تعازيها للبنانيـين شعباً و دولة بمناسبة إنفجار مرفأ بيروت الهائل، و تطمئن أن الشعب اللبناني العريق العالي. يقدم علي تجديد بناء الخراب و الدمار، بصبر و هدوء و صمود، و يتحمل مصائبه و مسؤولياته، و يديم حياته التاريخي في إطار إستقلاله السياسي و الأرضي.

حركة الحرية الأيرانية كسابق مواضعها، إذ تحمي من وحدة لبنان شعباً و أرضاً، و تقف إلي جانبه، ترجو لها الأمن و السلام من قريب.

حرکه الحریه الایرانیه

یوم 12 آغسطس2020

راهکاری تاریخی برای عبور از بحران اقتصادی کشور

 

 

گفت وگو با محمد توسلی: 

راهکاری تاریخی برای عبور از بحران اقتصادی کشور

 

(ماجرای اعدام نمایشی سال ۶۵ در کهریزک)

 

امیرحسین جعفری: مهندس محمد توسلی با انتقاد از دوگانه‌های مدیریتی در کشور می‌گوید اگر بخش مهمی از مشکلات امروز اقتصادی ما در اثر شکاف بین دولت و ملت است باید بر از میان بردن این شکاف تمرکز کرد. او همچنین با اشاره به مدل تجربه سیاست موازنه منفی دولت دکتر مصدق در جهت ارتباط با جهان و تاکید بر منافع ملی می‌گوید: بدون اینکه ما بتوانیم روابط مسالمت آمیزی با جهان داشته باشیم نمی‌توانیم برنامه‌های خود را به سرانجام برسانیم باید دست از خصومت و مرگ خواهی‌ها برداریم.

او که ساختار اقتصادی امروز را دچار بی نظمی خاص می‌داند و آن را تحت عنوان هیچ‌یک از رویه‌های اقتصاد-سیاسی چپ و راست قابل تعریف نمی‌داند، معتقد است «وقتی به ساختار مدیریتی کشور نگاه می‌کنیم با یک دولت متمرکز و بادکرده با حجم وسیع نیروی انسانی حقوق بگیر مواجهیم» و در ادامه این تمرکز نیروی انسانی در دولت را در جهت نگاه طیف چپ‌های مارکسیست اول انقلاب می‌داند که «شعار دولتی شدن تمام منابع و صنایع را برای تحقق اهداف سوسیالیستی‌شان داشتند» و می‌گوید «در سال ۵۸ با فضای به شدت چپ‌زده‌ی جامعه با حجم وسیع مصادره‌ها مواجه شدیم».

دهه نود با تمام اتفاقات پر فراز و نشیبش رو به پایان است اما میراث برجای مانده آن دغدغه ی معیشت و بهبود بسترهایی اقتصادیست که فشار بغرنجی را بر پیکره‌ی تمام طبقات جامعه ایجاد کرد و در نتیجه مسئله‌ی توسعه‌ی سیاسی در کنار توسعه ی اقتصادی کمرنگ تر شد، البته این چالش ها مختص کشور ما نبود و با نگاهی به تحولات جهان می توان دریافت که بسیاری از مدل های اقتصادی دچار بحران های جدی شدند؛ اقتصاد به عنوان یکی از مهم ترین علم های روز بشر با وجود ساختار مشخص در هر جهان بینی به شکل متفاوتی تفسیر می شود و دیدگاه ها و خواستگاه طبقاتی افراد بر روی آن تاثیر زیادی دارد.

مهندس محمد توسلی متولد ۱۳۱۷، دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشکده فنی دانشگاه تهران و مهندسی راه و حمل و نقل و ترافیک از آمریکا؛ فعال سیاسی و از مبارزین پیش از انقلاب که سابقه ی مفصلی در پیش و پس از انقلاب در عرصه ی سیاسی دارد. وی در دو سال پس از پیروزی انقلاب مدیریت شهرداری تهران را بر عهده داشت. توسلی هم اکنون دبیرکل نهضت آزادی ایران است.

متن کامل گفت‌وگو با محمد توسلی را که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته است بخوانید:

*با وجود كاهش چشمگير صادرات نفت،اتخاذ بيش از 100 تحريم جديد آمريكا،كمبود بودجه و مشكلات اساسي در زيرساخت هاي صنعتي؛ راه حل عبور از بحران و بهبود شرايط اقتصادي كشور چيست؟

ما به عنوان كنشگران سياسي و شما به عنوان رسانه بايد كوشش كنيم نيازهاي راهبردی امروز جامعه و ريشه هاي چالش ها و موانع تامین آنها را در اين گفتگو مطرح کنیم و سعي كنم پاسخ ها در همين راستا باشد.

شرايط امروز، بعد از خروج آمريكا از برجام باعث افت شديد صادرات نفتي و طبيعتا ارزآوري كشور شده است كه بايد پیامد های آن را از جهتی مثبت ارزيابي كرد، مشروط بر این که بتوانيم برنامه‌ريزي اقتصادي كشور را متكي بر ظرفیت های واقعی داخل و منافع ملی انجام دهيم. از نظر تاريخي دكتر محمد مصدق در دوره نهضت ملي ايران اين تجربه را داشت و بودجه منهاي نفت را براي اولين بار تدوين كرد كه مورد تحسين كارشناسان جهاني نيز قرار گرفت؛ سوال اصلي اين است كه مصدق چگونه موفق شد؟آيا جز به اتكا افكار عمومي و جامعه مدني و حمايت مردمي؟ من خاطرم هست در آن دوران كه نوجوان بودم وقتي مصدق اين مسئله را مطرح كرد بازاري ها به دولت وام بدون بهره دادند؛ يك لحظه تصور كنيد كسانيكه در جامعه امروز ما صاحب پول هاي مازاد هستند آيا حاضرند اموالشان را بدون سود در اختيار دولت قرار دهند؟

بايد برگرديم به ريشه مشكلات. مصدق دولت دموكراتيك و منتخب واقعی مردم بود و نگاه راهبردي براي تقويت دموكراسي و حاكميت قانون داشت. اما امروز شكاف بين ملت و دولت و عدم اعتماد عمومي موجب عدم موفقيت دولت در برنامه هايش شده است.

آيا دولت آقاي روحاني اگر بخواهد اين برنامه را اجرا كند استقلال لازم را دارد؟ دوگانه ي مديريت در كشور يكي از موانع مهمي است كه اين فرصت ها را از ملت مي‌گيرد، نتيجتا اين‌ها چالش‌هايي‌ است كه امروز وجود دارد و مسئولان می توانند با جلب همکاری مردم و کارشناسان مستقل از این چالش ها عبور کنند. در چنین فرایندی است که می توانیم به آینده اميدوار باشيم.

اگر بخش مهمي از مشكلات امروز اقتصادي ما در اثر شكاف بين دولت و ملت است بايد اين شكاف را از بين ببريم و شرايطي فراهم كنيم كه حاكمان ما متوجه باشند كه بدون حمايت مردم و سرمايه‌های اجتماعي نمی‌توانند كار اساسي از پيش ببرند.

*توليد ملي بدون صادرات خارجي چگونه مي تواند راهگشاي اقتصاد كشور باشد؟

پاسخ به اين سوال بايد از بعد سياسي بررسی شود. برنامه‌های اقتصادی وابسته به برنامه های سیاسی است. با اين نگاه در سياست خارجي كشور كه بخواهیم پنجه بر روي كشورهای تاثیرگذار جهانی بكشیم و انتظار داشته باشیم تمام مشكلات اقتصادی را به تنهايي حل كنیم، در شرايط امروز جهان امكان پذیر نیست. بدون اينكه ما بتوانيم روابط مسالمت آميزي با جهان داشته باشيم نمي توانيم برنامه هاي خود را به سرانجام برسانيم بايد دست از خصومت و مرگ خواهي ها برداريم.

تجربه سياست موازنه منفي دولت دكتر مصدق در راستای ارتباط با جهان و تاکید بر منافع ملي بسيار مهم است. در این نگاه هيچ كشوري مطلقا دوست و یا دشمن ما نيست. منافع ملي ما مشخص ميكند چه روابطي با كشور های دیگر داشته باشيم. با وجود شعار نه شرقي نه غربي بعد از انقلاب که همان سیاست موازنه منفی را تداعی میکند، عملا به سمت چين و روسيه اي رفته‌ايم كه پیامد های آن در راستای منافع ملی ما نبوده است و در مقاطع حساس تاريخي راي هايي بر ضد ما داشته اند و تحلیل تحولات  منطقه‌، به ویژه آسیای میانه و شرق ایران،  هم نشان می دهند که این کشورها در آینده در راستای منافع خودشان، هماهنگ با کشور های همسایه، پشت ما را بیش از پیش خالی خواهند کرد. بنابراین اقتصاد بدون نفت و تاکید بر توسعه تولید ملی نیازمند تنظیم ارتباط مسالمت آمیز با سایر کشورها و مبادلات اقتصادی به ویژه با کشورهای همسایه است. 

اگر ما نگاه و اقتصاد ملي داشته باشيم و شكاف دولت-ملت نيز وجود نداشته نباشد، ملت ما به خاطر عرق ملي و شناخت مشكلات براي حفظ منافع ملي در این راستا همكاري خواهد داشت. نمونه حاضر آن بحران كروناست كه جامعه پزشكي و پرستاري ما با آگاهي و فداكاري دركنار ملت ايستادند. آيا اين مجموعه با نگاه خاص حاكميت موافق‌اند؟ اين نگاه ملي است، مجموعه کادر پزشكي بخاطر منافع ملی چنين كار بزرگي كرده‌اند. همچنین مردم هم خود را با برنامه هاي دولت و یاری رسانی هماهنگ كردند تا بتوانند از چالش ها عبور كنند.

*با آمريكا چه بايد کرد؟با وجود بدعهدي هاي آمريكا چه قدم هاي اعتمادسازي از سوي طرفين بايد برداشته شود؟آيا امريكا راه سعادت ملت ايران و كدخداي جهان است؟

بايد واقعيت را بپذيريم كه آمريكا كشوري قدرتمند با توليد ملي بالا و نقش تعيين كننده اي در جهان است. اما با اين وجود ما باید ضمن حفظ استقلال خودمان روابطمان را در چارچوب منافع ملي و سياست موازنه ي منفي تنظیم کنیم.

چالش مناسبات با آمریکا بعد از انقلاب، از جمله به اين سوال بر می‌گردد كه آیا اشغال سفارت آمريكا در سال 58 در راستاي منافع ملي بود؟ اين اتفاق يك نقطه‌ي كليديست؛ يك عده دانشجو به عنوان جنبش دانشجويي در اعتراض به رفتار آمريكا دست به اعتراضي زدند كه حق طبيعي شان بود. اما با وجود تعهدات جهاني و روابط بين‌المللي، آیا مديران كشور بايد از اين اقدام حمايت ميكردند؟ دكتر ابراهیم يزدي وزیر امور خارجه دولت موقت به آقای موسوي خوئيني ها می‌گوید حالا که دانشجویان این واکنش را داشته اند بعد از دو روز آنجا را ترک کنند.  ما به عنوان دولت جمهوري اسلامي ایران نمي‌توانيم از ادامه اين حركت دفاع كنيم. اما پس از فضای ملتهب گسترده‌ای که  طیف نيروهاي چپ  به وجود آوردند، آقای خمینی با درایت خاص خودشان ظاهرا برای عبور از آن بحران ضمن تایید اشغال سفارت گفتند: این اقدام مهمتر از پيروزي انقلاب در بهمن 57 است. يك كاري‌كه خلاف منافع ملي‌ست و هيچ توجيهي نيز ندارد چگونه مي‌تواند بزرگتر از انقلابي باشد كه در راستاي مطالبات تاريخي مردم و منافع ملي انجام گرفته است؟ امروز بسياري از كسانيكه در اشغال سفارت نقش داشته‌اند به صورت رسمي از آن حركت عذرخواهي كرده‌اند. واقعیت اين است كه پس از انقلاب، جوي در جامعه ما حاكم شد كساني‌كه با انقلاب موافق نبودند در آن فضای حاکم و همچنین هماهنگ با عوامل نفوذي و تحريكاتشان در مقاطع مختلف اعتبار انسانی و جهاني انقلاب اسلامي را مخدوش کردند. يكي از كارهاي اوليه ي دانشجویان پخش تصاوير کارکنان داخل سفارت آمريكا و بدجلوه دادن ملت ايران در رسانه های جهانی بود و پس از آن هشت سال جنگي را به ما تحميل كردند كه توان ما را كاملا از نظر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي از بين برد و امروز نيز هنوز در حال پرداخت هزينه هاي آن اتفاق هستيم. مهم اين است كه چه نگاهي بايد به جهان داشته باشيم. اين نگاهي كه در اجتماعات ما مطرح مي‌شود چيست؟مرگ بر آمريكا مرگ بر كيست؟مرگ بر ملت آمريكاست؟وقتي بخواهيم مسائل خارجي امروز را بررسي كنيم بايد به ريشه ها برگرديم كه نگاه مديريت كشور ما چه بوده و آيا اين نگاه ها در راستاي منافع ملي بوده است يا خير؟ بخش مهمي از اقتصاد ما طبيعتا در راستاي صادرات و واردات در چارچوب پروژه هاي ملي اقتصاديست و وقتي اين تعادل وجود نداشته باشد نمي توان در داخل كار مهمی انجام داد.

*با وجود تسخير 444روزه ي سفارت آمريكا پس از چند سال در دهه ي شصت كشور وارد مذاكره با آمريكا به سركردگي مك فارلين شد و در مقاطع ديگري نيز مذاركرات بصورت علني و غير علني در دولت هاي مختلف پيش گرفته شد،حقيقتا چه سدی بين اين دو كشور وجود دارد كه پس از چهل سال مذاكره هنوز به نتيجه نرسيده اند؟

آمريكا در راستای راهبرد  جنگ تحميلي حتی بعد از پیروزی خرمشهر از طریق سيگنال هاي تحريك كننده‌اي به مدیران جنگ، به دنبال تداوم جنگ بود. در همين راستا هم به ايران و هم به عراق براي زمين‌گير كردن بيشتر دو كشور اسلحه مي‌فروخت. مذاكرات آن زمان هم از جمله با مك فارلين، با وجود عوامل نفوذي و عناصر نا آگاه همراه بود. طبيعی است که آمريكا در هر مذاكره‌اي به دنبال برنامه ها و منافع ملي خود باشد، ولي آن ها هيچگاه مرگ بر ايران نمي‌گويند اما در اين راستا عمل ميكنند، اما ما مرگ بر آمريكا مي‌گوييم اما در عمل برعكس اتفاق مي‌افتد. جمع بندي من اين است كه با توجه به ريشه‌ي مشكلات در مديريت كشور پس از انقلاب ما نتوانستيم يك انسجامي در سياست‌گذاري ها و برنامه‌های خود داشته باشيم.

*بنظرشما امروز جمهوري اسلامي به صورت اقتصادي در دسته بندي نئوليبرال و يا سوسياليستي قرار ميگيرد؟

به نظر بنده هيچكدام. به لحاظ سياست گذاري، امروز با يك بی نظمی خاص روبرو هستیم. وقتي به ساختار مديريتي كشور نگاه می‌كنيم با يك دولت متمرکز و بادكرده با حجم وسيع نيروي انساني حقوق بگير مواجهيم؛ اين ساختار تمرکز نیروی انسانی در دولت در جهت چه نگاهي بوده است؟ همان نگاه طیف چپ‌های ماركسيست اول انقلاب كه شعار دولتي شدن تمام منابع و صنايع را براي تحقق اهداف سوسياليستي شان داشتند و در سال 58 با فضاي به شدت چپ زده‌ي جامعه با حجم وسيع مصادره ها مواجه شديم. به رغم این که دولت موقت عموما موافق آن مصوبات نبود اما به علت مصوبه ي شوراي انقلاب ناچار به اجراي آن ها بود. از جمله ملي شدن صنايع كه بخشي از بورژوازي ملي بودند و بدست كارآفرينان ایرانی ایجاد شده بودند. این اقدامات پیامد نگاه كسانيست كه تصور حاکمیت عدالت در جامعه داشتند و به قول خودشان پيرو اقتصاد سوسياليستي بودند چنین اقداماتی را انجام دادند. اما امروز پس از چهار دهه شاهد فقر، فساد گسترده و شكاف عمیق اقتصادي در جامعه هستیم. بروز چنین شکاف اقتصادی، پرداخت یارانه دولت به شصت ملیون جمعیت ایران است. در چنین ساختاری امکان اجرای برنامه های توسعه ملی وجود ندارد. حتی در کشورهای در حال توسعه موفق دولت ها کوچک اما با نیروی انسانی توانمند مدیریت می شوند و کار مردم به دست مردم سپرده شده است.

در باره اداره ي شهرها هم از اسفند 57 در شهرداري تهران در همین راستا به دنبال اصلاح ساختار  مديريت شهري بودیم تا با توجه به آموزه هاي قرآني و تجربه بشری کار اداره شهرها هم به دست خود مردم سپرده شود.  شرح اين روند در جلد دوم خاطراتم که اخیرا چاپ شده آمده است. به رغم این که قانون مدیریت واحد شهری با هماهنگی دولت موقت و اظهار نظر های تکمیلی شخص مهندس بازرگان نهایتا در مهر ماه 58 به تصويب شورای انقلاب رسید، عملا در سال های بعد به دست فراموشي سپرده شد. حتي قانون شوراهای ناقصی هم كه در مجلس اول  تصويب شد اجرايي نشد و نهایتا در سال 77 توسط دولت آقاي خاتمي انتخابات شوراها برگزار شد.

*شورا شهر پيشنهاد شما بود؟

بله از اسفند 57 دو مقوله‌ي شورا ها و حل مشکل ترافيك را در شهرداري كليد زديم. امروز با اين شرايط ساختار مدیریت در کشور و شهرها پاسخ گویی به مطالبات مردم با چالش‌ها و پیچیدگی‌های خاصی روبروست. 

نگاه كنيد به كشور هاي در حال توسعه مانند تركيه و اندونزي كه ساختار دولت ها كوچك اما توانمند هستند و كارها بيشتر در بخش خصوصي با نظارت عمومي انجام مي شود.

*ربشه مشکلات کشور را در کجا می بینید؟

ريشه‌ي مشكلات ما عدم حاكميت ملت و اجرای قانون است. بسیاری از اصول قانون اساسي ديگر رعايت نمي شود؛ اصل 27 كه به طور شفاف مي‌گويد: تشکیل اجتماعات و راهپیمائی‌ها، بدون حمل سلاح، آزاد است و نيازي به مجوز ندارد. آيا امروز كسي جرئت دارد در يك فضاي عمومي اعتراض خود را بيان كند؟ اصل 26 قانون اساسي صراحتا مي‌گويد: فعاليت احزاب سياسي علی‌الاطلاق آزاد است. اما ما در ايران با یک نمايش احزاب مواجهيم؛ مگر مي شود در يك كشور 200 حزب وجود داشته باشد؟يعني ما 200 نگاه متفاوت در كشور داريم؟

بطور اجمال، علت پدید آمدن این مشکلات و وضعيت امروز ما انحراف از آرمانهاي اصيل انقلاب است. مردم به دنبال نفی استبداد و آزادي بودند. اما نگاهی حاکم شده است که عملا به مطالبات تاریخی مردم و آرمان های اولیه انقلاب باور ندارد. در بهمن 57 ملت توانست نماد استبداد سياسي 2500ساله را حذف كند، اما با قرار گرفتن نهاد دین در قدرت با نگاه اسلام فقاهتی در جامعه فرایند تاریخی جدیدی در حال شکل‌گیری است که شاخصه‌های آن در جامعه مشهود است.

*پس از پيروزي انقلاب ايده آل انقلابيون در فرم اقتصادي چه بود؟قرار بود ما به سمت سرمايه داري غرب حركت كنيم و يا سوسياليسم شرق؟

ما در انقلاب مي‌دانستيم چه چيز را نمي‌خواهيم، اما به درستي نمي دانستيم چه چيزي مي‌خواستيم. هرچند در بيانات آقای خمینی در پاريس چشم اندازهاي آزادي و حاکمیت ملت مشخص بود و به استناد آن مردم در 12 فروردین 58 به جمهوری اسلامی رای دادند. اما چون نظام به سمت اقتدارگرايي پيش رفت عملا تحت تاثير جوی با نگاه هاي شخصي مواجه شديم. البته در اين چهار دهه افت و خيز هايي داشته ايم  و جمع زيادي از صاحبان نگاه هاي دهه شصت به تدریج با عقلانيت و تجربه از آن نگاه عبور كرده‌اند. آقاي هاشمي رفسنجانی تصور می‌کرد با نگاه‌هاي خود در دولت سازندگي و بدون حمایت مردمی و توسعه سیاسی مي‌تواند رشد اقتصادي ايجاد كند كه تا سال 76 ادامه داشت و البته بعد از دوران جنگ تحمیلی دستاورد ها و تجربیات تلخی چون بازداشت های سال 69 را در پی داشت. اما در دوره بعد در سال 76 شما با چهره جدیدی چون سید محمد خاتمي روبرو می شوید که در دهه شصت بخشي از نگاه هاي نيروهاي خط امام بود. اما با این تفاوت علاوه بر شخصيت خانوادگي در دوره حضور در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان با مدرنیته و جوهر تمدن غرب و فضاي توسعه يافته اروپا آشنا می شود و در فضاي بسته‌ي سال 76 كه از 300 نامزد ریاست جمهوری فقط 4 نفر تاييد صلاحيت شدند هيچكس تصور نمي‌كرد خاتمي راي بياورد. اما با ارائه برنامه توسعه سیاسی و تاکید بر مطالبات مردم و آگاهی جنبش اجتماعی با تلاش هاي جنبش دانشجويی و نيرو هاي سياسي چون نهضت آزادی آقاي خاتمي پيروز شد. در این دوره اقدامات زیادی در خصوص توسعه سیاسی برداشته شد که پیامدهای آن دستاوردهای اقتصادی قابل توجه بود.

*نهضت آزادي نسبت به ديگر گروه ها كه نيرو هايشان در دهه شصت به هر دليل اعدام شدند هزينه ي آنچناني پرداخت نكرد منظور شما از هزينه چيست؟و شما برخورد تندي با نيرو هاي چپ داشتيد چطور توقع داريد در مورد شما آزادي صورت بگيرد؟

در اسناد نهضت آزادی سوابق اين مسائل در دهه شصت موجود و قابل دسترسی است. در اینجا فقط به يك نمونه اشاره می کنم. در سال 65 به مناسبت سالگرد تاسیس نهضت در ارديبهشت ماه اعضا مركزي تصميم مي‌گيرند در بهشت زهرا بر سر خاك آيت الله طالقاني رفته و فاتحه اي بخوانند كه در ورودي آنجا دستگير و با چشم بند به منطقه كهريزك برده مي شوند و ضمن برخوردهای خشن و تند صحنه اعدام نمايشي برایشان صورت ميگيرد. در این جمع از جمله مهندس بازرگان، دکتر سحابي، رضا صدر و ديگران حضور داشتند که جزئیات آن در گزارش حادثه آن روز آمده است.

مقایسه نهضت آزادی که از همان سال 59 خط مشی مبارزه قانونی، علنی و پرهیز از خشونت را اعلام کرد و جز اظهار نظر و کار آگاهی بخشی در چارچوب قانون اقدامی نداشته با گروه های چپ که به دنبال براندازی نظام بودند دور از واقع بینی است. اما نهضت آزادی در تمام مقاطع  ضمن حفظ مواضع خود در خصوص گروه های دگراندیش همواره از رعایت حقوق انسانی آنان در محاکم قضایی دفاع کرده است که سوابق آن ها در اسناد نهضت قابل دسترسی است.

 

*سير تحقق عدالت اجتماعي از نگاه شما چيست؟اصلاح طلبان توجه خود را بر طبقه متوسط گذاشتند چه ادبيات مشتركي مي توانند با طبقات فرودست داشته باشند؟

عدالت اجتماعی که در آموزه های قرآنی هدف رسالت همه انبیاء معرفی شده یک مطالبه انسانی در طول تاریخ بوده است. در مکاتب مختلف و علوم اجتماعی روش های متفاوتی برای تحقق عدالت اجتماعی مطرح شده و در بسیاری از کشورها از جمله با نگاه مارکسیسم چون روسیه و با نگاه جدید سوسیال دموکراسی در برخی از کشور های اسکاندیناوی چون سوئد مورد تجربه قرار گرفته است.

آموزه هاي قرآني نشان می دهند که خداوند انسان را «مختار» و بنابراین «آزاد» آفريده و كسي نبايد عقيده ي خود را به انسان تحميل كند. از این رو در جامعه اي كه استبداد حاکم باشد و انسان در جایگاه طبیعی خود قرار نداشته باشد، پرستش «خدا» و کمال انسان امكان پذیر نیست. این مفهوم در آموزه‌های قرآنی از جمله در آیه معروف آیت الکرسی خيلي روشن آمده است که می گوید: لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (بقره-256)

ما معمولا بخش اول اين آيه «لااكراه في الدين» را ميخوانيم و به مفهوم آن توجه داریم اما به ادامه آن كمتر دقت شده است، اگر در پذیرش دین اجباری نیست زیرا راه کمال و هدایت و گمراهی انسان کاملا روشن است. هم پیامبران این راه را نشان داده‌اند و هم در فطرت انسانها این ارزشها به ودیعه گذاشته شده است و انسان با عقل فطری خود به این ارزش‌ها دسترسی دارد. براي اينكه يك جامعه به فطرت خود بازگردد بايد عناصر طاغوت و استبداد حذف شود. در چنین شرایطی که در جامعه آزادی باشد راه کمال انسان از جمله تحقق عدالت اجتماعی امکان پذیر می گردد. با آثار  طالقاني و بازرگان در طول چند دهه همکاری جمعی آنها دقت کنید، يك بار واژه سوسياليسم را در آثارشان به كار نبردند آيا به دنبال عدالت نبودند؟اين يك نكته كليديست آن ها نگاه راهبردي داشتند و تمام زندگيشان را براي عدالت گذاشته بودند اما پيش نياز عدالت، آزادي است. در جامعه ای که آزادی نباشد نه عدالت وجود دارد و نه استقلال تضمینی خوهد داشت.  روشن است تا آزادي نباشد تحقق عدالت امكان ندارد اگر آزادي وجود نداشته باشد طبقات فرودست نمي توانند به حقوقشان برسند.

*مجلس فعلي را نماينده ي خرده بورژوازي بازار مي دانيد؟

خیر، عموما نماينده نهاد های سخت قدرت هستند.

*شكست اسفند 98 براي اصلاح طلبان تا چه حد محصول رفتار اصلاح طلبان بود؟و اگر تاييد صلاحيت مي شدند مردم به آن ها راي مي دادند؟

اين فرايند از طریق نهاد هاي قدرت صورت گرفته است. این که مردم طبق  اطلاعات رسمی در کلانشهرها چون تهران حدود 18 درصد رای داده‌اند و هشت درصد آن باطله بوده نشان می‌دهد که فقط ده درصد مردم رای داده‌اند. در این انتخابات رأی ندادن یعنی «رأی اعتراضی» مردم، نمودار وضعیت جنبش اجتماعي و میزان آگاهي بالاي مردم است. اصلاح طلبان واقعی نیز در این انتخابات رأی نداده اند.

منبع: انصاف نیوز- 18 مرداد 99

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Monday, August 10, 2020

پیام تسلیت نهضت آزادی ایران به مناسبت درگذشت سرکار خانم فخرالسادات نوربخش

 

 

پیام تسلیت نهضت آزادی ایران

به مناسبت درگذشت سرکار خانم فخرالسادات نوربخش

با نهایت تاسف سرکار خانم فخرالسادات نوربخش عضو قدیمی و مادر معنوی اعضای نهضت آزادی ایران، پس از سال‌ها بیماری و محدودیت جسمی، دعوت حق را اجابت کرد و به دیار باقی شتافت.

در گذشت این عضو باسابقه و خدمت‌گزار در عرصه نهادهای مدنی را به خانواده محترم و همه اعضا و علاقمندان تسلیت می‌گوییم و برایشان از خداوند منان، رحمت و آمرزش مسئلت داریم.

 

نهضت آزادی ایران

۱۲ مرداد ۱۳۹۹

.