Wednesday, July 22, 2020

خصلت‌ها و سیاست‌ها



خصلت‌ها و سیاست‌ها
محمد توسلی:
* یکی از رهبران جبهۀ ملی ایران که در نهضت مردمی منجر به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از سال ۱۳۵۵ فعالیت داشت، کریم سنجابی بود. در مقام مقایسه میان رهبران جبهۀ ملی در این دوره مانند بختیار و فروهر و صدیقی، سنجابی دارای چه ویژگی‌هایی بود؟

شخصیت‌هایی چون سنجابی، بختیار، فروهر و صدیقی از بقایای همکاران زنده‌یاد محمد مصدق هستند که در طول دهه‌های پس از نهضت ملی شدن نفت، بیش‌تر به صفت «شخصی» در رویدادهای اجتماعی شرکت داشته‌اند. بروز این خصوصیت شخصیتی آنان را به‌ویژه در مرحوم دکتر کریم سنجابی که ناشی از نداشتن روحیۀ کار جمعی است در رخدادهای سال‌های پیش و پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ شاهد هستیم. انتشار نامۀ سه‌نفره خطاب به شاه در اعتراض به وضعیت کشور در سال 1356 نمونه‌ای از بروز خصوصیت تکروی و نداشتن روحیۀ کار جمعی همۀ ما ایرانیان از جمله این شخصیت‌های برجستۀ ملی جامعۀ ماست. ظاهراً پیشنهاد نوشتن این نامه در جریان ملاقاتی با حضور همۀ آقایان از جمله مرحوم دکتر صدیقی، در باغ آقای شاه‌حسینی در کرج، مورد توافق جمعی قرار گرفت. بعد از این جلسه، پیش‌نویس نامه توسط مرحوم مهندس بازرگان تهیه و با اعمال سایر نظرات، متن ویرایش می‌شود تا مورد تأیید جمع قرار گیرد. در مرحلۀ نهایی رهبران جبهۀ ملی خواستار انتشار متن فقط با پنج امضای رهبران جبهۀ ملی و نهضت آزادی (آقایان دکتر سنجابی، دکتر بختیار، داریوش فروهر، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی) بودند. چون این تصمیم با پیشنهاد و تصمیم اولیه و نیاز جامعه هماهنگ نبود، نامه فقط با امضای سه نفر رهبران جبهۀ ملی در بیست‌ودوم خرداد ۱۳۵۶ منتشر شد و رهبران نهضت آزادی از امضای آن خودداری کردند. زنده‌یاد مهندس بازرگان خود دراین‌باره چنین توضیح می‌دهند: «نظر نهضت برای امضای متعدد و متفرق، مثل همیشه، این بود که ندای آزادی‌خواهی و حرکت ضد اسارت و استبداد باید تنها از ناحیۀ تعداد اندک ما نبوده، نشان‌دهندۀ واقعیت عظیم و جدید فراگیر باشد، نه آن‌که طبق تصور دکتر بختیار، اعلام‌کننده و تدارک‌گر رهبری پیشگامان در قالب خودشان و دو ـ سه نفری ما باشد. به رغم آن‌که خود تهیه‌کننده و عرضه‌کننده و اصرارکنندۀ آن بودیم، علاقه‌ای بود که به اعلام و تقویت همگانی واقعاً ملی و عدم در دست گرفتن رهبری آن داشتیم.»(1)
* سنجابی و بازرگان فعالیت مشترکی را در آستانة انقلاب ذیل تأسیس جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران تجربه کردند اما سنجابی خیلی زود از این جمع جدا شد و در خاطراتش علت عجیبی برای این جدایی ذکر کرده که از اختلافی عمیق با مهندس بازرگان خبر می‌دهد. در خاطرات ایشان آمده که در یکی از دیدارهای این جمعیت با ویلیام باتلر، وکیل امریکایی بین‌المللی، دختر مهندس بازرگان مترجم این فرد بوده و این فرد امریکایی «در جمع رفقاي مهندس بازرگان بيگانه نيست و به‌اصطلاح سلمان من اهل البيت است». بعد هم از آقاي مقدم مراغه‌اي نقل کرده که «در ايامي كه قبل از آغاز اين مبارزات اخير در امریکا بوده هر جا مي‌رفته و با هر مقام امریکايي كه صحبت مي‌كرده آن‌ها فقط اسم از آقاي مهندس بازرگان مي‌بردند». به این ترتیب، سنجابی علت جدایی‌اش از جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران را غیرمستقیم ارتباطات بازرگان با امریکایی‌ها عنوان کرده. اما عبدالکریم انوار از اعضای جبهۀ ملی، رأی نیاوردن سنجابی در جلسۀ رأی‌گیری برای ریاست این جمعیت و رأی آوردن بازرگان را علت این جدایی دانسته. روایت شما از جدایی سنجابی از این جمعیت چیست؟

موضوع همکاری سنجابی با جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر که در اوایل سال ۱۳۵۶ به پیشنهاد آقای فتح‌الله بنی‌صدر تأسیس شد و انتخاب سنجابی به عنوان رئیس موقت شورای این جمعیت و علت جدایی ایشان پس از انتخاب کمیتۀ اجرایی جمعیت توسط هیئت موسس در تاریخ سی‌ویکم فروردین  ۱۳۵7 به لحاظ تاریخی اهمیت دارد. تفصیل این موضوع در اسناد نهضت آزادی ایران، جلد نهم دفتر دوم (جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر)، آمده است. این اسناد نشان می‌دهند که نقش مهندس بازرگان در فعالیت‌های جمعیت کاملاً برجسته بوده است، به طوری که در انتخاب کمیتۀ اجرایی جمعیت، بازرگان به عنوان رئیس و اصغر حاج‌سید‌جوادی به عنوان نایب‌رئیس و ناصر میناچی به عنوان خزانه‌دار انتخاب می‌شوند و سایر اعضای کمیته به‌ترتیب احمد صدر حاج‌سید‌جوادی، سنجابی، عبدالکریم لاهیجی و حسن نزیه بودند. دکتر سنجابی موقعی که با چنین رأی و نظر جمعی هیئت مؤسس در مورد خودش روبه‌رو می‌شود، همکاری خود را با جمعیت قطع می‌کند. اما در خاطرات‌شان موضوع مذاکره با ویلیام باتلر را علت جدایی از این جمعیت عنوان کرده‌اند. برای توضیح دربارۀ این شبهۀ تاریخی باز هم بهتر است به پاسخ خود مهندس بازرگان دراین‌باره مراجعه کنیم: «با تشکیل رسمی کمیتۀ ایرانی حقوق بشر و اعلام آن به محافل بین‌المللی، با ارسال رونوشت نامه‌هایی که به منظور رفع آزار بر زندانیان و رعایت آزادی و مقررات قانونی در کشور برای مقامات دولتی و قضایی صادر می‌شد، جهت کمیسیون حقوق بشر و... توانستیم حداکثر استفادۀ ممکن از جوّ سیاسی موجود را بنماییم، و بسیاری از موانع و مشکلات سر راه نجات ملت از اسارت و حاکمیت را برطرف ساخته، به سود کشور و مبارزین ملی و روحانی گام‌های مؤثری برداریم. حتا همکاری و پشتیبانی محافل و شخصیت‌های طرفدار آزادی و عدالت خارجی را معطوف ایران بنماییم. از جملۀ این شخصیت‌ها آقای ویلیام باتلر، نماینده و شاید رئیس انجمن حقوق‌دانان مسیحی طرفدار حقوق بشر امریکا، بود که ذکر آن در کتاب خاطرات آقای دکتر سنجابی به میان آمده است. بنده و سایر دوستانی که آقای باتلر برای دیدار و صحبت با آنان به ایران آمده بود، مثل آقای دکتر سنجابی، آشنایی و ارتباط قبلی با ایشان نداشتیم. یک‌ شبی آقای باتلر از فرودگاه تهران به آقای دکتر لاهیجی (وکیل دعاوی و از اعضای کمیتۀ ایرانی و مبارزین ملی) تلفن کرده می‌گوید: در رابطه با کمیسیون حقوق بشر آمده...، می‌خواهم افرادی از مخالفین را ملاقات کنم و حالا از شما می‌خواهم ترتیب ملاقات من با کسانی که اسم‌های‌شان را می‌گویم بدهید. [...] آقای دکتر لاهیجی بلافاصله یا فردای آن روز به بنده تلفن کرد و ترتیب این کار را دادیم. حال اگر فرستادۀ حقوق بشر، خود توجه بیش‌تر به من داشته و به رغم رئیس بودن، به آقای دکتر سنجابی عنایت چندان نکرده، یا [...] در محافل حقوق بشری در امریکا، نام بنده بیش از نام ایشان به زبان‌ها می‌آمده، نه تقصیر من است و دخترم (که مترجم بود) و نه دلیل زد و بند قبلی نهضت آزادی که علیه استبداد شاه بوده‌اند. چه‌بسا صحبت بنده با تلویزیون بلژیک را هم که در همۀ اروپا و امریکا پخش شده بود و گفته بودم تا شاه در ایران هست آزادی نیست، شنیده بوده‌اند، ولی از آقای دکتر سنجابی و آقایان دیگر جبهۀ ملی، چنین قدمت و قاطعیت را سراغ نداشتند.»(2) مهندس بازرگان در این پاسخ برای نشان دادن تفاوت پایگاه اجتماعی خود متواضعانه صرفاً به یک مصاحبۀ شجاعانۀ خود در اردیبهشت ۱۳۵۷ با خبرنگار تلویزیون بلژیک در زمانی که فضای سیاسی ایران هنوز بسته بود، اشاره می‌کند. در حالی که کارنامۀ تلاش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و پایگاه اجتماعی مهندس بازرگان در طول بیش از شش دهه در داخل و خارج از کشور با کارنامه و خدمات دکتر سنجابی که البته بسیار درخشان است، قابل مقایسه نیست. در این خصوص می‌توان در فرصت دیگری این تفاوت‌ دیدگاه و عملکرد را به‌ویژه در عرصۀ تحولات چند دهۀ اخیر کشور، واکاوی نمود.

* سنجابی در شرح اختلاف خودش با مهندس بازرگان ضمن اشاره به ارتباط وسیع بازرگان با روحانیت و همچنین افرادی خارج از ایران، ادعا می‌کند که بازرگان در دورۀ انقلاب می‌خواسته «کارگردان اصلی» باشد و تن به «مشارکت صحیح» با افرادی همچون او نمی‌داده است. تحلیل شما از این موضع سنجابی نسبت به بازرگان چیست؟

نگاه مهندس بازرگان بر خلاف برداشتی که مرحوم سنجابی داشته‌اند، همواره تقویت روحیۀ کار جمعی و مشارکت همۀ گروه‌ها و شخصیت‌ها در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی به‌ویژه در دوران مدیریت انقلاب بوده است. در جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر به پیشنهاد خود ایشان برای جلب همکاری دکتر سنجابی به عنوان رئیس شورا انتخاب می‌شوند. ولی به‌تدریج با توجه به میزان مشارکت ایشان در فعالیت‌های جمعیت، در انتخابات بعدی همان‌طور که گفته شد در ردیف افراد عادی کمیتۀ اجرایی قرار می‌گیرند وآن جایگاه را برنمی‌تابند و کناره‌گیری می‌کنند. در مدیریت انقلاب و شکل‌گیری شورای انقلاب بار دیگر این تجربه تکرار می‌شود. مهندس بازرگان شخصاً دکتر سنجابی را برای عضویت در شورای انقلاب معرفی کرده بود و واکنش ایشان از قول مرحوم استاد مطهری به گزارش مهندس بازرگان بسیار آموزنده است: «آیت‌الله خمینی قبل از مراجعت به ایران به آقای مطهری مأموریت داده بود در منزل خودش از تک‌تک نامزدهای تعیین‌شده برای شورای انقلاب دعوت کرده پس از طرح مطلب و تذکر این‌که قضیه فعلاً مستور بماند، اگر در طرف آمادگی و تعهد لازم را دید، وظایف شورا را بیان کرده و از او برای همکاری و عضویت در شورا دعوت نماید. نوبت که به دکتر سنجابی می‌رسد، می‌پرسند شورای انقلاب از چه کسانی تشکیل می‌شود؟ آقای مطهری می‌گوید اگر شما قول همکاری دادید و شرایط لازم را تعهد کردید، نام آن‌ها را ذکر خواهم کرد. دکتر سؤال می‌کند آیا مهندس بازرگان هم هست؟ چون جواب مثبت می‌شنود، می‌گوید من با بازرگان نمی‌توانم کار کنم. مطهری تعجب کرده و می‌گوید بازرگان خود شما را معرفی کرده است و حال شما از او دوری می‌جویید؟ آقای مطهری بیش از این چیزی به من نگفت و نپرسیدم که دنبالۀ صحبت طرفین و توصیۀ ایشان چه شد [...]. علت علاقۀ من به گنجاندن اسم آقای دکتر سنجابی در اسامی پیشنهادی برای شورای انقلاب، علاوه بر حسن آشنایی و سوابق مبارزاتی ایشان، تعقیب و تأییدی بود از توصیۀ رهبر انقلاب دایر بر این‌که افراد پیشنهادی اختصاص به نهضت آزادی نداشته از گروه‌های مبارز دیگر هم، به شرط آن‌که مردمان شرافتمند متدین بوده و با دستگاه شاه همکاری نکرده باشند، معرفی شوند.»(3)

* سنجابی در خاطراتش ادعا کرده که در سفر به پاریس در آبان ۱۳۵۷ به امام خمینی گفته که بازرگان حاضر به اتحاد با نیروهای ملی نیست و از ایشان خواسته که اتحادی میان نیروهای ملی ایجاد کنند، ‌و امام نیز به او گفته خوب است با بازرگان دو نفری نزد ایشان بیایند تا این اتحاد برقرار شود؛ اما مهندس بازرگان از این موضوع استنکاف ورزیده است. آیا این روایت به لحاظ تاریخی درست است؟

اسناد تاریخی و خاطرات خودم نشان می‌دهند که روایت سنجابی از دیدار با امام در نوفل‌لوشاتو با توضیحی که خواهم داد درست است. مهندس بازرگان با نگاه راهبردی و شناختی که از دیدگاه‌های آیت‌الله خمینی داشت و در واکنش‌ها و اظهارنظرهای ایشان منعکس است، نمی‌خواست چون دکتر سنجابی عمل کند و بدون توافق با اعضای حزب، در نوفل‌لوشاتو با ایشان بیعت کند. مهندس بازرگان می‌گوید من باید گزارش سفرم را به دوستانم در شورای مرکزی نهضت آزادی در ایران بدهم و پس از توافق جمعی، نظر خودمان را اعلام کنیم. این تصمیم مهندس بازرگان حتا موجب نارضایتی برخی از دوستان خود ما که در آن‌جا حضور داشتند، شد. مهندس بازرگان پس از بازگشت، گزارش سفر خود را در جلسۀ شورای نهضت مطرح کرد و در چهاردهم آبان ۱۳۵۷ طی بیانیۀ تحلیلی با عنوان «آیا وقت آن نرسیده است که نظام حاکم واقع‌بین باشد؟» پشتیبانی از رهبری آیت‌الله خمینی را این‌چنین اعلام کرد: «اعلامیه‌ها، سخنرانی‌ها، تظاهرات، تجمع‌ها، فریاد‌ها که از یک سال و نیم پیش به این طرف در ایران رخ داده است لااقل دو حقیقت، یا دو واقعیت را نشان می‌دهند: ۱. اکثریت قاطع ملت ایران، شاه و رژیم او را نمی‌خواهند و خواستار حکومت اسلامی هستند؛ ۲. اکثریت ملت ایران آیت‌الله خمینی را به رهبری خود برگزیده است».(4) این تلنگری که مهندس بازرگان در این سفر دارند و به رأی مردم و حاکمیت ملت تأکید می‌کنند، در سخنان ایشان در پانزدهم بهمن ۳۵۷ ، دوازدهم فروردین ۱۳۵۸، رفراندوم جمهوری اسلامی و در تمام آثار ایشان تا سال ۱۳۷۳ متناسب با شرایط کاملاً مشهود است.

* سنجابی به رغم برخی اختلاف‌نظرهای جدی با بازرگان وارد کابینۀ انقلاب شد. برخی گفته‌اند که او انتخاب بازرگان برای این سمت نبود و با توصیۀ امام بود که بازرگان تن به این انتخاب داد. آیا این ادعای درستی است؟ و در نهایت، علت جدایی سنجابی از کابینۀ دولت موقت چه بود؟

این روایت که سنجابی انتخاب بازرگان برای سمت وزارت خارجه نبود و با توصیۀ امام بود که بازرگان تن به این انتخاب داد، به طور شفاهی شنیده شده است، اما گزارش مستندی دربارۀ آن ندیده‌ام. مهندس بازرگان خود دراین‌باره چنین گزارش کرده‌اند: «علیرغم آن‌که دکتر سنجابی نمی‌خواستند همنشینی و همکاری دسته‌جمعی با ما در شورای انقلاب داشته باشند، من از دعوت ایشان برای شرکت در تشکیل اولین دولت جمهوری اسلامی کوتاهی نکردم و وزارت خارجه را که در هر دولتی از حساس‌ترین و مهم‌ترین پست‌هاست، به ایشان تکلیف کردم [...] اما متأسفانه آقای دکتر سنجابی از ابتدا، دل به این کار ندادند و خودشان بودند که بنا به علل و ایرادها و اختلافاتی، از پذیرفتن سفرای خارجی (به‌خصوص امریکا و شوروی) و گره‌گشایی مسائل و معضلات ابتدای انقلاب، علیرغم اظهار و اصرار بنده، اکراه ورزیده آن‌ها را به نخست‌وزیر حواله می‌دادند. حتا در جلسات هیئت وزیران کم‌تر حضور به هم می‌رساندند.»(5) با توجه به این‌که تمام وزرای دولت موقت اعم از پیشنهادی مهندس بازرگان یا پیشنهادی شورای انقلاب و شخص آیت‌الله خمینی نهایتاً باید به تصویب شورای انقلاب می‌رسید و احکام آن توسط آیت‌الله خمینی صادر می‌شد، این‌که دکتر سنجابی با توصیۀ ایشان، برای همکاری در دولت موقت، مطرح شده باشند، با گزارش آقای مهندس بازرگان مغایرت ندارد. آقای سرهنگ نجاتی در خاطرات آقای مهندس بازرگان متن توضیحات تفصیلی دکتر ابراهیم یزدی دربارۀ برخی از مطالب کتاب خاطرات آقای دکتر سنجابی، امیدها و ناامیدی‌ها، را در پیوست آورده‌اند. آقای دکتر سنجابی اواخر بهمن ۱۳۵7 به وزارت امور خارجه منصوب شد و اواخر اسفندماه پس از حدود یک ماه تمایل قطعی خودشان را به استعفا و کناره‌گیری به آقای مهندس بازرگان اعلام کرد. اما استعفای ایشان بعد از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی انجام شد. آقای دکتر سنجابی در کتاب خاطرات‌ خود دربارۀ مسائل مورد اختلاف خودشان در دولت موقت مواردی را مطرح کرده‌ و دکتر یزدی در هر مورد به‌تفصیل عدم صحت آن‌ها را توضیح داده‌اند.(6) با توجه به موارد ناموجه مطرح‌شده برای استعفای ایشان در آن شرایط بحرانی مدیریت کشور، علت واقعی کناره‌گیری از مسئولیت محوله در دولت موقت مهندس بازرگان را باید در انتظارات خاص و خلق‌وخوی شخصی ایشان دانست که نمی‌توانستند در کنار دیگران همکاری جمعی داشته باشند و در گزارش آقای مهندس بازرگان نیز به‌خوبی منعکس است.

یادداشت‌ها:
1. شصت سال خدمت و مقاومت، خاطرات مهندس مهدی بازرگان در گفت‌وگو با سرهنگ غلامرضا نجاتی، ج. 2، ص. 444.
2. همان، ص. ۴۴۳.
3. همان، ص. ۴۴۵.
4. همان، ص. ۲۶۷.
5. همان، ص. ۴۴۶.
6. همان، صص. ۴۴۷-۴۵۸.
منبع: اندیشه پویا شماره 67 تیر 1399

عبرت‌ها و راهبردهای مقابله با «كرونا»


بسمه تعالى

 عبرت‌ها و راهبردهای مقابله با «كرونا»

الف: نگرش کلان به بحران جهانی کرونا
كرونا گونه‌ای از همه‌گيرى جهانى ویروسی مهلک و يكى از بزرگ‌ترين رويدادهاى تاريخ بشر است كه به طرز بى‌سابقه‌اى، بسيارى از مردمان جهان را به کام مرگ کشانده و بخش عمده‌ای از فعاليت‌هاى اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی آموزشی در تمامی جهان را متوقف يا كند كرده است. امروز رهایى از «كرونا» هدف مشترك همه كشورها و ملت‌ها شده است، رويدادى نادر يا بى‌نظير که می‌تواند زمینه‌ساز وحدت جهانی برای گذار مصلحانه و مسالمت‌آمیز از یکی از «بحران‌های بدون مرز» سراسر تاریخ محسوب شود!
بر اساس آمارهاى رسمى در طول پنج ماه گذشته، حدود دوازده ميليون نفر در جهان به اين بيمارى مبتلا و قريب به ششصد هزار نفر قربانى و ده‌ها ميليون نفر بیکار شده‌اند و هزاران میلیارد دلار زيان اقتصادی به بارآمده است. فقدان چشم‌اندازى روشن براى مهار اين بيمارى، آن را  به بحران کلان و عمیق «احساس ناامنی» تبديل كرده است. اين ويروس كوچك و ظاهراً حقير، بسيارى از كشورهای توسعه‌یافته، از جمله بزرگترين اقتصاد جهان را به زانو درآورده است. آمريكا با وجود برخورداری از قدرت عظيم علمى، اقتصادى و نظامى، امروز سخت‌ترين ضربات شكننده را بر پيكر خود تحمل می‌کند، ضرباتى كه همچنان ادامه دارد. این کشور با قريب بیش از چهار ميليون مبتلا و آمار رسمی بیش از يكصد و چهل هزار قربانى و ده‌ها ميليون شهروند بيكار شده، در بحرانى گرفتار آمد كه حتى در بعضى از کلان‌شهرها، در امور خا‌کسپاری بهداشتى قربانيان، با كمبودها و مشكلات جدى مواجه شد.
بسيارى از كشورهاى قدرتمند و توسعه‌یافته اروپایي و آسيایى مانند انگلستان، فرانسه، روسيه و چین، كم و بيش با بحران‌هاي مشابه بحران آمريكا مواجه‌اند و على‌رغم برخورداری از توانایي‌هاى عظیم اقتصادى و علمى، به نحوی دور از انتظار در برابر ويروس كرونا، ناكارآمدى و ضربه‌پذيرى نشان داده‌اند. البته، نگاهى گذرا به منش رهبران سياسى اين كشورها حاكى از خصوصياتى مانند غرور و قدرت‌طلبى است؛ قدرتى كه در مقابله با ويروس کوید 19 سرافكنده و ناتوان است. در ميان همين كشورها، آن‌هایی كه از ساختار اجتماعی مردم‌گراتر و رهبران اخلاقى‌ترى برخوردارند، مانند آلمان، نيوزلند و كانادا، عملكرد بهترى  نشان داده‌اند. آلمان نه تنها  در مديريت بيمارى و مهار آن  بهتر از اغلب كشورهاى توسعه‌یافته ديگر عمل كرد، بلكه قادر بود تا به كشورهاى نیازمند همسایه مانند ايتاليا و اسپانيا كه در برابر حمله كرونا سخت تحت فشار بودند، خدمات پزشكى قابل توجهى ارایه دهد.
1.    ابعاد جهانی بحران کرونا
تبعیض، نابرابری و بی‌عدالتی در عرصه‌های اجتماعی، علمی، اقتصادی، بهداشتی و ... از جمله بنیان‌ها و واقعیت‌های تلخ جهان ِامروز به شمار می‌روند. هر چند در اين بحران تاريخى، شركت‌ها و سازمان‌هاى بزرگ، دگرگون و بسيارى از آن‌ها اعلام ورشكستگی کرده‌اند و بسيارى از ثروتمندان و توانگران و دولتمردان نيز  به اين بيمارى مبتلا شده‌اند و اگرچه این‌بار، «کرونا» به سیاستمداران و سرمایه‌داران جهان یادآور شد که بی‌عدالتی و تبعیض، همیشه قربانیان خود را به طبقات فقیر و تهیدستان، منحصر نمی‌کند و لزوماً نمی‌تواند فقط به نفع ثروتمندان باشد، اما قابل انکار نیست که در این وضعیت هم، حتی در کشورهای توسعه‌یافته مانند ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی، ثروتمندان از شرایط و امکانات بیشتری برخوردارند و قربانيان اصلى اين سونامى فراگير، عموماً طبقات فرودست، كارگران، زحمت‌كشان و محرومانی بوده‌اند كه از پس‌اندازی مکفی جهت رعایت اصول قرنطینه و متوقف کردن فعالیت‌‌های ناظر بر تامین معیشت بهره‌مند نبوده و نه تنها قادر به پرداخت هزینه‌های سنگین درمان نیستند، بلکه براى كسب روزى حداقلی و ادامه حيات، مجبور به حضور در كارخانه و اداره و مغازه و محيط‌هاى آلوده بوده‌اند. عموم قربانيان اين پاندمي سهمگين در آفريقا، تنگ‌دستانی هستند كه با فقر مطلق، گرسنگی، وحشت عمومی ناشی از ناپایداری‌های سیاسی و اجتماعی و عدم برخورداری از امکانات درمانی، نظام تامین اجتماعی و ضرورت‌های بهداشتی مواجه‌اند.
علل شیوع، میزان تاثیرگذاری و کیفیت مقابله با پدیده ویروس کرونا، تحت تاثیر نظام جهانی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی اثرگذار بر الگوهای «مصرف مسرفانه» و نیز، متاثر از نظام ناعادلانه، ناهماهنگ و نامنسجم همکاری‌های بین‌المللی قابل ارزیابی است. سازوکارهای حاکم بر نظام حکمرانی جهانی که منجر به توزیع ناعادلانه رفاه، علم و سلامت شده است، از جمله عوامل تخریب روزافزون محیط زیست، دست‌اندازی به منابع طبیعت، نادیده گرفتن روند زیست متعادل و طبیعی حیوانات و گیاهان و افزایش سطح آلاینده‌های خاک و آب به شمار می‌رود که در نهایت، این وضعیت واقعی منجر به عدم موفقیت در مهار عموم بحران‌های جدی و ساختاری جهان شده و به طور خاص، مصداقی از ناتوانی و عدم مدیریت موفق ویروس کرونا قلمداد می‌شود.
بحران اخلاق، رویگردانی از خدا و شیوع جهت‌گیری‌های معنویت‌گریزانه در سراسر جهان، از دیگر زمینه‌ها و علل ابتلا به مصیبت‌های انسانی و زوال‌های تمدنی در عصر جدید محسوب می‌شود و محور اصلی گرایش‌هایی است که با حذف جایگاه و نفی کرامت انسان، «علم» را برای «علم» و «آزادی» را برای «آزادی» و «عدالت» را برای «عدالت» قرار داده است. در چنین وضعیتی است که موجود کوچکی در ابعاد نانومتری، نواقص دنیای مدرن و ناتوانی‌هایش را پیش چشم همگان آورده است.
در سایه این واقعیت خوفناک و تعریف تک‌بعدی از انسان و نیازهایش، به رغم فعالیت‌های گسترده دانشمندان و محافل معتبر علمی و آزمایشگاه‌های فوق مدرن سلولی و ژنتیکی، موید رشدی نامتوازن و غیرانسانی از علم شده‌اند و با غفلت و فراموشی از محوریت «رستگاری بشر» به مثابه «یگانه جانشین خدا بر زمین» کشفیات و اختراعاتی مهلک در زمینه شبیه‌سازی‌ها و دستکاری‌های ژنتیکی، تسلیحات بیولوژیکی و سلاح‌های کشتار جمعی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. بخش زیادی از بحران‌های ساختاری جهان و از جمله، بلای کوید 19 در ادامه همین ساختار مهیب و غیرانسانی قابل ارزیابی است.
2.     ابعاد بحران کرونا در سطح ملی  
به رغم عملکرد نسبتاً موفق جامعه پزشکی و کادر درمانی ایران در مقابله و درمان بیماری کرونا که تقریباً در تراز استانداردهای کشورهای توسعه‌یافته انجام پذیرفت، پیامدهای بحران یاد شده، عوامل فراگیری و ظرفیت مدیریتی مقابله با آن در ایران، از ابعادی متفاوت و متمایز از بسیاری نقاط جهان قابل ارزیابی است. علل ناکامی و زمینه‌های نسبی عدم موفقیت را به شرح زیر می‌توان برشمرد:
2.1.          شیوع و ترویج باورهای خرافی و برداشت‌های عقل‌ستیزانه از دین که به ویژه در سالیان اخیر رواج بیشتری یافته است، سبب شد تا اخلالی غیرعلمی در مسیر بهره‌گیری از دستاوردها و شیوه‌های پزشکی نوین رخ دهد و آسیب‌های جبران‌ناپذیر ناشی از تاخیر در ممانعت از تجمعات مردم در اماکن عمومی و زیارت‌گاه‌ها پدید آید. در این میان، نقش نهادهایی که با سوءاستفاده از امکانات و حمایت‌های وسیع ساختارهای حکومتی به خرافات مذهبی دامن می‌زنند، نباید فراموش شود.
اگرچه پس از مدتی، نهادهای حکومتی در محدودسازی حضورهای اجتماعی و مذهبی، راهکارهایی را به کار بردند اما با تقلیل نظارت‌های عمومی در مراحل بعدی، موج دوم خیزش کرونا در ایران به ویژه در استان‌هایی مانند خوزستان پدید آمد که به شدت، تحت تاثیر پافشاری بر مناسک غیرضرور مذهبی و مراسم سنتی و غیراصیل «عزاداری‌ها» بوده است.
2.2.          سرمایه اقتصادی ایران به دلیل فساد ساختاری و اتلاف منابع مالی ناشی از اتخاذ راهبردهای هزینه‌ساز سیاست خارجی که منجر به انزوای سیاسی و حیف و میل‌های اقتصادی در مدت زمان طولانی شده و به پایین‌ترین حد خود طی این چهل سال رسیده است و نیز موجودی سرمایه اجتماعی هم که به دلیل انباشت دروغ، پنهان‌کاری و مطالبات پاسخ داده نشده، در وضعیتی بحرانی به سر می‌برد، مانع ظهور کفایت لازم حاکمیت و نافی ظرفیت جامعه مدنی ایران در مقابله و مهار بحران کرونا شده است.
2.3.          تضعیف نهادهای جامعه مدنی در طول چهار دهه گذشته از جمله عواملی به شمار می‌رود که مهار و مدیریت این بحران را با کمبود پشتوانه‌ مردمی متکی بر «امید و اعتماد» و ظرفیت سازمان‌یافته اجتماعی رو به رو کرده است. سرمایه انسانی کشور، متاثر از رشد نرخ نارضایتی عمومی، مهاجرت مستمر و روزافزون میلیون‌ها شهروند نخبه ایرانی و نیز، عقب‌ماندگی و کیفیت و بهره‌وری پایین نظام آموزشی کشور، وضعیت اسفناکی دارد. سرمایه‌های نمادین ملی به خصوص نهادهای مدنی و شخصیت‌های سیاسی تراز اول هم به جهت تداوم فضای امنیتی و اعمال محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی، عملاً کارایی خویش در بسیج افکار و اراده ملی در مقابله با بحران‌های عظیم را تا میزان زیادی از دست داده‌اند.
2.4.          پیامد طبیعی تضعیف بنیان‌های شایسته‌سالاری، ابتلا به بحران کارآمدی و تقلیل متعمدانه ظرفیت‌های اصلاح‌طلبانه، جامعه ایران را از فرصت‌های بهره‌مندی از راه‌حل‌های اساسی و درون‌زا در مواجهه با بحران‌های کلان ساختاری محروم کرده است. ساختار حکمرانی موازی در ایران، تخریب نهادهای کارشناسی و سوء مدیریت در ارکان سازمان‌های «برنامه و بودجه» و «تامین اجتماعی» از جمله عواملی هستند که تاثیرات مضاعفی بر شیوع فساد ساختاری و ناکارآمدی مدیریتی کشور در رویارویی با هرگونه بلایای طبیعی و از جمله بحران کرونا داشته‌اند.
2.5.          ساختار حقوقی قدرت از یک طرف، برآمده از رای مردم است و از سویی دیگر، ریشه در نهادهای انتصابی دارد که با اتکا به برخورداری از منابع قدرت و ثروت و حمایت‌های ویژه، نهادهای انتخابی را به شدت محدود کرده و تحت فشار قرار داده‌اند. برآیند چنین وضعیتی،‌ ضعف فاحش شاخص‌های «حکمرانی خوب» همچون پاسخگویی، شفافیت، مسئولیت‌پذیری، مشارکت‌پذیری و در نهایت، وصول به «کارآمدی» و «بهره‌وری» است.
 تحت تاثیر نظام حکمرانی معیوب، اندک سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، انسانی و نمادین نیز به طور کامل مورد بهره‌برداری قرار نمی‌گیرند یا از اثرگذاری محدودی برخوردارند که روز به روز، عیان‌تر می‌شود. عملکرد حکومت ایران در مواجهه با بحران اخیر، گرچه مشابه عملکرد آن در رویارویی با بسیاری از بحران‌های چهل سال گذشته است، اما با توجه به شدت و ابعاد ویژه این بحران، موجب بروز تبعاتی فراتر از آن چیزی شد که در عمل می‌توانست رخ دهد.
2.6.          آمادگی ناکافی برای مواجهه با کرونا، ساختار معیوب حکمرانی در ایران که در طول چهار دهه، دکترین امنیت ملی ایران را بر پایه امنیتی کردن جامعه استوار کرده، در عمل و در مسیر رویدادها و مناسبت‌های گوناگون نشان داده است که از توان کافی برای تامین امنیت مردم و مقابله با تهدیدات عظیم و حتی رویارویی و مدیریت بلایای طبیعی مانند زلزله و سیل و بازسازی خرابی‌های دوران جنگ برخوردار نیست. تردیدی نیست که بحران‌ کرونا آخرین بحران این کشور نخواهد بود ، بنابراین پیش‌بینی می‌شود که در صورت ادامه روندهای جاری، حاکمیت ایران، هر بار که با بحرانی در تراز ملی مواجه ‌شود، توان کمتری برای پایداری در برابر فشارهای آتی نشان خواهد داد.

3.    ابعاد فردی کرونا
«کرونا» اثرات عمیقی بر ساختار زیست فردی و الگوهای سبک زندگی گذاشته، زمینه کاهش ارتباطات عاطفی و تنزل شاخص‌های شادی، تفریح، هم‌اندیشی و رضایت را فراهم آورده و به رشد فزاینده خشونت‌های خانگی، انزوا، افسردگی، درون‌گرایی، خودخواهی، تک‌روی، ناامیدی و گسترش فضای خلوت و تنهایی‌های انسانی انجامیده است. کرونا به طور طبیعی، بشر را به اتخاذ راه‌حل‌های معطوف به خود و احیاناً به خصلت‌های توام با مسئولیت‌گریزی‌ و بی‌اعتمادی، رهنمون ساخته است.

ب: فرصت‌های ناشی از بحران کرونا
پیش از آن که به ارایه راهبردها، راه‌کارها و راه‌حل‌های مهار کرونا در ابعاد گوناگون بپردازیم، جا دارد که وجوه این بیماری جهانی و تجربه‌ها و آموخته‌های بشر در مسیر مقابله با آن را مدنظر قرار دهیم. در برابر آسيب‌هاى جانى و مالى سنگين  كرونا ، شاهد برخى  دستاوردهای مثبت نيز بوده‌ايم.  كاهش حجم تردد حمل و نقل عمومى و ترافیک شهری و در نتیجه، كاهش آلودگي هوا،  به سلامت توامان محيط زيست، انسان، حيات وحش و طراوت طبيعت كمك بزرگى کرد.
تجربه جهانى و ملى در جريان بحران كرونا نشان داد كه بسيارى از امور و فعالیت‌ها، از طریق دورکاری و با به كارگیری فن‌آوری‌های اينترنتی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فضاى مجازى، به سادگى و با صرفه‌جویي در وقت و پول و به ويژه كاهش آلودگى هوا امكان‌پذير است. فعاليت‌هاى آموزشى در تمام سطوح، طرح‌هاى مطالعاتى و پژوهشى، سفارشات، امور متنوع بانكى و همگى به خوبى از اين طريق قابل انجام‌اند و لزوماً در چنین زمینه‌هایی، نیازی به حضور فیزکی وجود ندارد.
با وجود همه خسارات جانى و مالى و اندوه خانواده‌هاى بيشمار، اين همه‌گيرى نوظهور، با خبرها، تغييرات، تحولات و آثار مثبت انسانی نيز همراه بوده است. در ايران، فداكاري جامعه پزشكى، به ويژه در روزهاى آغازين حمله كرونا و همبستگى مردم در يارى رساندن به بيماران و آسيب‌ديدگان اين بيمارى كه حتى بارها در سخنان مقامات رسمی هم مورد تایید و قدردانى قرار گرفته است، حکایت از ظرفيت اخلاقی و توانمندى اجرایی جامعه مدنی براى تغيير و تحول و خدمت و نوع‌دوستی دارد. ورود و تلاش بى‌وقفه سازمان‌هاى مردم‌نهاد و مردم دلسوز و خيرخواه به صحنه يارى‌رسانى و مديريتی، ثمربخش بود و ايران را در شمار كشورهاى نسبتاً موفق در مهار كرونا قرار داد.
پ: عبرت‌های کرونا
درس‌ها و عبرت‌هاى حاصل از ابتلاى كرونا  ارزشمندند، ولى هنوز پایانی بر این «بحران» متصور نیست و نمى‌توان پيامدهاى اقتصادى، اجتماعى و سياسى و درس‌هاى حاصل از آن را پيش‌بينى كرد. عملكرد بسيار ضعيف دولت‌هاى راست‌گرای آمريكایی و اروپایی و تلفات جانى گسترده آن‌ها و در برابر آن، موفقيت بيشتر عملكرد دولت‌هاى با گرایش‌های عدالت‌خواه و مردم‌گرا و رهبران سیاسی اخلاق‌مدار، بر ضرورت ارزش‌های انسانی و مشاركت مردم، حاكميت ملت‌ها بر سرنوشت‌ سیاسی و اجتماعی و الزامات رويكرد مردم‌گرايانه و مردم‌سالارانه از سوى حكومت‌ها مى‌افزايد.
افزون بر ضرورت عام انسانی و اهمیت راهبردی عدالت اجتماعی در سراسر کره خاکی، در دهکده جهانی که کشورهای توسعه‌یافته و توسعه‌نایافته، ناگزیر از مراودات و ارتباطات‌اند و نیز در حیطه‌های ملی که فقیر و غنی در کنار هم زندگی می‌کنند، خط‌کشی مطلقی برای حفظ سلامت و امنیت بهره‌مندان از ثروت و قدرت وجود ندارد. بنابراین، اگر طبقات فرودست و متوسط، از سطح آموزش، رفاه، امکانات بهداشتی و توان اقتصادی کافی برخوردار نباشند، نه تنها خود به شدت از پدیده‌ّهایی چون کرونا آسیب می‌بینند که کل جامعه را نیز در معرض خطرات و تهدیدات ناگزیر و مهارناشدنی قرار می‌دهند.
اگرچه پیش‌بینی می‌شود که یکی از ابعاد بحران کرونا که متاثر از کمک‌های مالی ضروری حکومت‌ها به بخش خصوصی است و برای حل و فصل معضلات ناشی از رکود و کاهش سطح تولید کارایی دارد، موجب رشد اقتدارگرایی و بروز مداخلات بیشتر دولت‌ها در امور مدیریتی نهادهای غیردولتی خواهد شد، اما توجه به این واقعیت که در صورت افزایش مداخلات راهبردی و مدیریتی دولت‌ها و تضعیف ظرفیت‌های نهادهای مردمی، در افقی بلندمدت، ناکارآمدی دولت‌های اقتدارگرا ظهور پیدا خواهد کرد، چه بسا چنین اتفاقی نیافتد و ساختار بازسازنده دمکراسی، مانع تحقق چنین چرخه معیوبی شود. البته در خصوص کشورهای غیردمکراتیک، بعید به نظر نمی‌رسد که «کرونا» به افزایش فزاینده اقتدارگرایی مدد رساند.
 پيوستگى جهان و فقدان همبستگی دولت‌ها در دهكده جهانى، احتمال گسترش سريع هر ابتلا يا مسئله محلى را  به يك بحران جهانى (مانند گسترش ويروس كرونا از بازار ماهى‌فروشان «وهان» به سراسر دنيا در اندك زمانى كمتر از سه ماه) افزايش داده است. در نتيجه، ضرورت همكارى‌هاى بين المللى و ارتقای نقش نهادهای بین‌المللی و به ویژه سازمان ملل متحد، بیش از گذشته، امری اساسی و بی‌بدیل به نظر می‌رسد و مهم‌تر از همه، نقش فردى و  اخلاقى مردم و نقش سازمان‌هاى مردم‌نهاد و جامعه مدنى در يارى رسانى و  كاهش رنج مردم آسيب‌ديده در بحران‌هاست که نباید مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد.
ت: راهبردهای پیشنهادی
با توجه به آن که احتمال بازگشت و يا امواج بعدى اين ويروس و بيمارى‌هاى مشابه و استمرار بحران‌هاى طبيعى و اجتماعى فراگير ديگر، همچنان وجود دارد و با توجه به نقش و رابطه ناسالم انسان با طبيعت و به ويژه حيات وحش در گسترش جهانى ويروس كرونا، رعايت حقوق محيط زيست از سوى مردم، اصلاح نگرش‌ها و تصويب قوانين لازم در سطوح بین‌المللی و ملی، بیش از گذشته ضرور می‌نماید. بر همین اساس، نهضت آزادی ایران راهبردهای مورد نظر را به شرح زير پيشنهاد و اعلام مى‌دارد:
1.    در سطح بین المللی:
جمله‌ای منسوب به آلبرت اینشتین، فیزیک‌دان نامدار و اندیشمند بزرگ معاصر با این مضمون کلی نقل شده است که: «مسایل و مشکلات ناشی از یک نگرش خاص را نمی‌توانیم با همان نگرش حل کنیم» بنابراین، اصلاح نگرش‌های کلان و تغییر ساختار تصمیم‌سازی‌های سیاسی و اقتصادی چه در ابعاد ملی و چه در عرصه جهانی، پیش‌نیاز بدون جایگزین هرگونه راه‌حلی برای عبور سالم یا کم‌هزینه از بحران‌های کلان پیشِ روی بشر است. با توجه به جایگاه و نقش ویژه ایالات متحده آمریکا در مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان و یادآوری این مساله که دولت یاد شده، بسیار زودتر از ظهور کرونا، در مسیر ملی‌گرایی افراطی قدم برداشت و از روند تعاملات صلح‌آمیز جهانی و بسیاری از معاهدات و توافقات بین‌المللی خارج شد، به نظر می‌رسد که این دولت از آمادگی، برنامه و اراده‌‌ای برخوردار نیست که در این اوضاع دهشتناک، در رهنمون ساختن جهان به سوی بهبود و زیست انسانی، نقشی مثبت ایفا کند.
امید است که این عبرت، در دوران پساکرونا، انگیزه دریافتی دوراندیشانه برای بشریت و نظامات قدرت سیاسی و اقتصادی جهان فراهم آورد و آنان را به تامل و الزام به پذیرش تغییرات بنیادین در الگوهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و توسعه پایدار در سراسر جهان وا دارد. انتظار می‌رود که متاثر از تجربه تهدیدآمیز و عبرت‌آموز «کرونا» آگاهی‌های دور از هم و ظرفیت‌های پراکنده انسانی، با دغدغه زندگی در جهانی قابل زیست و توام با صلح، سلامت و کرامت بشر و با باور عمیق به ضرورت الگویی وحدت‌بخش و مبتنی بر ملاحظات انسان‌گرایانه، فرآیند اصلاح سبک زندگی و بهبود سازوکارهای تصمیم‌گیری جمعی جهانی را بر اساس «خیر همگانی» و از طریق گسترش زمینه‌های معنویت، اخلاق، فقرزدایی، رفع تبعیض و توسعه پایدار جهانی تقویت کنند.
سازوکارهای مهار بحران کرونا، جدای از اصلاح ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم بر نظام بین‌المللی و ساختار حاکمیت ملی کشورها نیست و باید مبتنی بر مشارکت همه کشورها و همه مردم جهان باشد و نابرابری‌های «قدرت» و «ثروت» سبب نشود که سهم برخی کشورها در تصمیمات ناظر بر اوضاع جهان بیش از سایرین باشد.
 نظام سرمایه‌داری جهانی، چاره‌ای نخواهد داشت جز این که در راستای اصلاح اهداف سودمحورانه خویش و توزیع عادلانه منابع و امکانات در دنیای کنونی که به درستی آن را «دهکده جهانی» می‌نامند، تجدیدنظر اساسی کند و طرحی نو در اندازد. در همین راستا، سازمان ملل متحد بیش از گذشته می‌تواند پذیرای توانمندی بیشتر و نقشی بی‌بدیل در زمینه برقراری صلح، تحقق کرامت بشر و دفاع از طبیعیت باشد و با تصویب مقررات لازم‌الاجرا و هم‌سو با اصلاح سیاست‌ها، بهبود قوانین ملی و ارتقای شرایط زیست انسانی در جهانی واحد گام‌های موثرتری بردارد.

2.    دولت‌
نهضت آزادى ايران باور ‌دارد که الگوهای اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی، ماهیت نظام‌های سیاسی و اقتصادی، شیوه‌های حکمرانی، شاخص‌های توسعه‌یافتگی و سرمایه‌های انسانی، اجتماعی، اقتصادی و نمادین، ارتقاء‌دهنده توان کشورها در مواجهه با این ویروس مهلک قلمداد می‌شوند.
براى جلوگيرى از بازگشت به وضع گذشته يا بدتَر از آن، دولت‌ها بايد با آموزش درست مردم و سياست‌گذاري‌های موثر و سرمايه‌گذاری‌های مناسب، گام‌هاى موثر و بلندى در راستاى احياء و سلامت محيط زيست بردارند. در صورت تاخير در اين كار، مانند مسامحه يا تأخيرى كه در برخی کشورها در ابتدای فرآیند مقابله با كرونا رخ داد و هزينه‌هاى جانى و مالى سنگينى را بر جامعه و طبقات محروم تحميل کرد، بحران‌هاى بزرگ و مهارناپذیری پديد خواهند آمد كه بحران‌هاى سياسى و اقتصادى را نه تنها تشديد، بلكه آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. دولت‌ها با ايجاد زيرساخت‌هاى كافى و آموزش‌هاى لازم به دستگاه‌هاى اجرايى و به مردم براى انجام كارها از طريق اينترنت، مي‌توانند تا حدود زيادى مسایل و بحران‌هاى ترافيك و حمل و نقل و آلودگى محيط زيست و حتى اقتصادى را رفع يا حل و فصل كنند.
نهضت آزادی ایران جهت مقابله با ویروس بنیان‌برافکن «کرونا» در ایران، تعهد به برنامه‌ها و اقدامات زیر را توصیه می‌کند:
2.1.          کوتاه‌مدت
·        شفاف‌سازی آمار و اطلاعات مربوط به ابتلا و مرگ‌ و میر ناشی از کرونا
·        استفاده از همه ظرفیت‌های مشروع ملی و بین‌المللی جهت مقابله با ویروس کرونا.
·        اجرای سیاست فاصله‌گذاری اجتماعی و قرنطینه تا رفع کامل بحران.
·        حمایت اقتصادی و اجتماعی از اقشار محروم و آسیب‌پذیر.
·        حمایت از نهادهای مدنی که در این زمینه، فعال و اثرگذارند و کمک به ارتقای نقش و جایگاه جامعه مدنی در مهار بحران‌های اجتماعی.
2.2.          بلندمدت
·        اصلاح ساختار حقوقی قدرت به منظور تقویت حضور و مشارکت مردم در اداره کشور.
·        تقویت نهادهای مدنی.
·         ارتقای سرمایه اجتماعی.
·        اصلاح سیاست خارجی یک‌جانبه‌گرایانه و تلاش برای برون‌رفت از انزوای بین‌المللی و ارتقای ظرفیت بهره‌مندی ایران از امکانات نظام بین‌الملل به منظور تامین استقلال واقعی و عدم نیاز به ارتباط ویژه با دولت‌هایی مانند چین.

نهضت آزادی ایران یادآوری می‌کند که اگرچه ممکن است بحران کرونا مساله‌ای پزشکی تلقی شود و واجد ماهیت سیاسی و اجتماعی به نظر نرسد و نیز اگرچه جامعه ایران با بحران‌های عظیم و همه‌جانبه‌ای در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و حتی اخلاقی رو به روست، اما در گام نخست، به نظر می‌رسد که راه‌حل اصلی مدیریت تمام این بحران‌ها «سیاسی» است.
3.    مردم و جامعه مدنی
«کرونا» به مردم جهان آموخت در صورتى كه نيكوكاران در قالب سازمان‌هاى مردم‌نهاد متشكل شوند، توان بالقوه آنان در مواقع نياز و يا بحران به مراتب بهتر و بيشتر مى‌تواند بروز یابد و چنین دریافتی، گامي موثر در جهت نزديك شدن به جامعه مدنى توانمند خواهد بود. بنابر اين تجربه ارزشمند و آگاهی‌بخش نسبت به ضرورت تشکیل سازمان‌های مردمی و نهادهای جامعه مدنی در مواجهه با بحران‌های ساختاری، نه تنها موانع خاص در برابر تشكيل سازمان‌هاى یاد شده بايد برطرف شوند، بلكه تشكيل آن‌ها بايد تشويق شود و مورد حمايت رسمی و غیررسمی قرار گیرد.
نهضت آزادی ایران بنا بر آموزه‌های تجربه‌شده در بحران کرونا تاکید می‌کند که احزاب دمکراسی‌خواه و اصلاح‌طلب ایران در ارایه برنامه‌های اصلاحی خویش نباید به صرف بیان مشکلات اکتفا کنند و ضروری است که راه‌حل‌ها و راهکارهای مسئولانه‌ای را مطرح کنند که از یک سو ناظر بر فعالیت‌ها، عملکرد و مشارکت فعال این احزاب و از سوی دیگر، جامع تمام نیازها و ضرورت‌های اساسی و اولویت‌های اصلی جامعه ایران در چارچوب منافع ملی، تمامیت ارضی ایران، تقویت روند صلح خاورمیانه، احتراز از ماجراجویی‌های نظامی و تامین امنیت راستین و همه‌جانبه برای تمام شهروندان ایرانی باشند. مطالبه آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر در راس این خواسته‌ها و برنامه‌ها قرار دارند.
نهضت آزادی ایران به مردم ایران یادآوری می‌کند که با توجه به حجم گسترده بحران‌های پیچیده و ساختاری جامعه کنونی، انتظار هرگونه راه‌حل کوتاه مدت و فوری و منصرف از مشارکت عمومی و مردمی، غیرواقع‌بینانه و به دور از ارزیابی‌های جامع و روش‌های موثر و کارآمد است. ماهیت این بحران‌ها به گونه‌ای است که هیچ دولتی به تنهایی، قادر به پاسخ‌گویی نخواهد بود. از این رو، مردم باید بدانند که «جامعه مدنی» در جهانِ امروز،  یک «تشریفات» نیست و بلکه یک «ضرورت» به شمار می‌رود و بدون نقش‌آفرینی آن‌ها مقابله با ابربحران‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود و برای روش‌های حضور موثر در سازمان‌های مدنی باید اهمیت بیشتری قائل شوند و در این زمینه، اراده و عمل خویش را تقویت کنند.
نهضت آزادی ایران هشدار می‌دهد «کرونا» آخرین ابتلای طبیعی و بحران اجتماعی نیست که بر ساختار، ظرفیت‌ها و آینده مردم و کشورمان اثر خواهد گذاشت. بحران‌های آینده، با توجه به استهلاک منابع و روند تقلیل‌آمیز توان، اعتماد و امید مردم، پیامدهای منفی‌تری خواهند داشت. از این رو، ضرورت دارد که مسئولان کشور و مقامات ارشد سیاسی، دست به تصمیمات سخت و بنیادین زده و بپذیرند که راه‌حل «بحران‌های ساختاری» «اصلاح ساختارها» و سیاست‌های غیردمکراتیک، ناکارآمد و ناموفق و تقویت فرآیند‌های منجر به تحقق حقوق اساسی، حاکمیت ملت و توان‌مندی جامعه مدنی ایران است، وگرنه آن گونه که روند شتابناک حوادث نشان می‌دهد، اگر به این نیازها و واقعیت‌ها نیاندیشند، در روزگاری نه چندان دور، نه از «تاک» نشانی خواهد ماند و نه از «تاک‌نشان.» والعاقبه للمتقین

نهضت آزادی ایران
31 تیر ۱۳۹۹

نامه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی به روحانی - رسیدگی به و ضع سلامت نرگس محمدی



🔸 جمعی از چهره های سرشناس سیاسی و مدنی خواستار رسیدگی و توجه جدی به وضع سلامت نرگس محمدی و دیگر زندانیان شدند
بنام خدا
جناب آقای روحانی
ريیس محترم جمهور و ریاست ستاد ملی بحران  کرونا
📌با سلام، به‌طوری‌که استحضار دارید، نرگس محمدی بیش از ۸ سال است که دور از همسر و فرزندانش در زندانهای اوین و زنجان در حبس به‌سرمی‌برد. جدا از این‌که در این چند سال، وی با بی‌عدالتی در معرض اتهامات سنگینی روبرو بوده، امکان تماس تلفنی با شوهر و فرزندانش از وی سلب شده،امکان ارتباط با وکیل قانونی را نداشته و به بیماری وی ( آمبولی) رسیدگی نشده، اکنون بر اساس اظهارات خانواده او، در زندان زنجان همراه با تعداد دیگری از هم بندیانش به بیماری کووید ۱۹ نیز مبتلا شده است.

📌 نظر به اینکه ستاد ملی بحران کرونا از ابتدای شیوع این بیماری ، موضوع رسیدگی به زندانیان را در دستور کار خود قرار داد و همین منجر به آزادی و ‌مرخصی بسیاری از زندانیان شد، ضرورت دارد با همان حساسیت و عطف به ماده ۵۰۲ قانون آئین دادرسی کیفری نسبت به مرخصی نرگس محمدی و کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی بویژه بیماران مبتلا به کرونا نیز ، اقدام عاجل صورت پذیرد و ترتیبی اتخاذ شود تا برای پرهیز از هر گونه خطر احتمالی و آسیب پذیری جان این عزیزان،دستور فوری برای مرخصی آنان صادر شود.

📌 اسامی امضا کنندگان نامه:
هاشم آقاجری- عمادالدین باقی-قربان بهزادیان-علیرضا بهشتی- علیرضا بهشتی شیرازی- مسعود پدرام - حبیب الله پیمان - مصطفی تاجزاده- محمد توسلی-درخشنده تیموریان - امیر خرم-معصومه دهقان - علیرضا رجایی- حسین رفیعی - حامد سحابی- پروانه سلحشوری- احسان شریعتی- فیروزه صابر- هاشم صباغیان- کیوان صمیمی- طاهره طالقانی - زرین دخت عطایی( سحابی) - فاطمه گوارایی - فخرالسادات محتشمی پور- محمد محمدی اردهالی- سعید مدنی- مینو مرتاضی لنگرودی - آذر منصوری- لطف الله میثمی - صدیقه وسمقی