Saturday, January 28, 2017

درس­ها و عبرت هايي از زندگي فيدل كاسترو


درس­ها و عبرت هايي از زندگي فيدل كاسترو

آزادی و توسعه انسانی؛  پیشنیاز عدالت و توسعه پایدار
محمد توسلی
فيدل كاسترو (2016-1926) بنيانگذار انقلاب ماركسيستي كوبا چندي پيش ( 25 نوامبر 2016) در سن 90 سالگي درگذشت. اين رخداد در سطح جهاني از جمله در ايران با واكنش­ها و تحليل­هاي متفاوتي روبرو بود. برخي، شخصيت انقلابي و مبارزات ضد امپريالستي او را مورد تمجيد قرار دادند و برخي او را به عنوان يك ديكتاتور تماميت خواه كه موجبات عقب­ماندگي كشورش را فراهم كرده است، مورد نقد قرار دادند. با توجه به تاثيرات گذشته انقلاب كوبا در بسياري از كشورهاي جهاني به ويژه كشورهاي آمريكاي لاتين و به خصوص تاثيراتی كه در دهه­هاي چهل و پنجاه خورشیدی در بخشي از نسل مبارز و انقلابی كشور ما داشته و گفتمان انقلابي را در سطح  جمعی از روشنفكران جامعه ما منتقل كرده است؛ در اين يادداشت مايلم ضمن بررسي زندگي فيدل كاسترو و دستاوردهاي انقلاب كوبا، به درس­ها و عبرت­هايي براي جامعه امروز خودمان، به ويژه نسل جوان،‌ كه در جستجوی راهكاري براي خروج از بحران­هاي كنوني هستند، اشاره­اي داشته باشم.
1
فيدل كاسترو درخانواده ملاك و مرفهي بزرگ شد. تحصيلات عالي خود را در رشته حقوق از دانشگاه هاوانا به پايان رسانيد. از دوران دانشجويي فعال سياسي بود و با مظاهر فساد رژیم استبدادی باتیستا ( 1973- 1901 ) مبارزه مي­كرد. در سال 1947 عضويت حزب مردم كوبا را پذيرفت و رهبری جناح راديكال و چپ حزب را بر عهده گرفت. جنبش انقلابی كوبا از سال 1953 آغاز و کاسترو در درگیری ها توسط عوامل باتیستا زندانی و تبعید می شود. در سال 1956 مجددا به کوبا برگشت و رهبری انقلاب عليه باتيستا را در دست گرفت. كاسترو ضد دين بود زيرا كليساي كاتوليك را طرفدار سرمايه­داري و رژيم باتيستا مي­دانست و البته در این مرحله، او ايدئولوژي يا نظريه مشخصي نداشت و هدف اصلي جنبش او سرنگوني رژیم فاسد و وابسته باتيستا بود. در سال 1959جنبش انقلابی توانست رژیم باتيستا را با همكاري چه گوارا ( 1967- 1928)  سرنگون كند و اداره حكومت را در دست گیرد. در چنين شرايطي با توجه به خلاء ایدئولوژی جنبش انقلابي، در سال 1961 ماركسيسم - لنینیسم را به عنوان ايدئولوژي جنبش انقلابي كوبا پذيرفت. بين سالهاي 1959 تا 1976 در جايگاه نخست وزير اداره كوبا را در اختيار گرفت. در سال 1965حزب كمونيست كوبا را پايه­گزاري كرد و تا سال 2011 رهبري و دبيركلي آن به عهده فيدل كاسترو بود. بر اساس قانون مصوب سال 1976 در نظام تك حزبي كمونيستی کوبا،  فيدل كاسترو دبير كل حزب،؛ سمت رياست جمهوري و رهبري حكومت کوبا را به عهده گرفت و این موقعیت عالی سیاسی تا سال 2008 كه کاسترو دچار بيماري شديد شد، ادامه داشت.  کاسترو در طول 49 سال _ قريب به نيم قرن _ رهبري و مديريت كشور كوبا را به تنهايي در اختيار داشت. فيدل كاسترو در سال 2008 پس از عمل جراحي در روده بزرگ و از دست دادن توان جسمانی  از قدرت كناره گيري و برادرش رائول کاسترو را جايگزين خود كرد.
2
در حدود نيم قرن که فيدل كاسترو جامعه كوبا را اداره کرد؛ در سیاست داخلي با تمركز اختیارات در دولت و با تمسک به اقتدارگرايی و دیدگاه های مارکسیستی حکمرانی كرد. او صنايع و تجارت كوبا را با اصلاحات سوسياليستي ملي كرد و تمامي امور را در سراسر جامعه كوبا در اختيار دولت قرار داد. خروجي سياست داخلي فيدل كاسترو،؛ توزيع عادلانه فقر در جامعه و سلب آزادي و اختيار و حق تعیین سرنوشت، از مردم بود. صاحبان فكر و انديشه در زندان بودند و عملا مردم نقشي در اداره جامعه كوبا نداشتد. در سياست خارجي نیز با محور قرار دادن راهبرد امپریالیسم ستیزی و تعارض با نظام سرمایه داری، ارتباط خود را با آمريكا كه در نگاه آنان نماد امپرياليسم جهاني بود قطع كرد و در اقمار روسيه شوروی قرار گرفت. در سال 1961 در دوران رياست جمهوري جان اف كندي كه قرار بود موشك­هاي روسي در خاك كوبا مستقر شود، با  عدم تحمل دولت آمريكا و عقب نشینی رهبران شوروی، به طور مسالمت آميز از درگيري دو ابر قدرت جلوگيري به عمل آمد و عملا، متحد روس، منافع و امنیت دراز مدت خود را بر حمایت بلاقید و شرط از کوبا ترجیح داد. به علاوه كوبا در جرگه كشورهاي غير متعهد نيز حضور داشت و فيدل كاسترو در دو دوره دبيركل جنبش عدم تعهد بود. در سال 1980 در پي افزايش سركوب مخالفان داخلي و اعتراضات جهاني، فيدل كاسترو با مهاجرت 125هزار نفر كوبايي كه خواستار ترك كوبا بودند موافقت كرد تا از طریق بندر ماربل به فلوريداي آمريكا مهاجرت كنند. در سالهاي بعد سيل مهاجرت ناراضیان افزايش يافت.
3
گزارش نزديكان و محافظان فيدل كاسترو نشان مي­دهد كه او زندگي مرفه خود را از مردم كوبا همواره پوشيده نگه می داشت. زندگي شخصي او در جزيره اختصاصي با چشم انداز زيباي درياي كارائيب و با برخورداری از تجهيزات تفريحي و امكانات زندگي لوکس و رفاه  فراوان همراه بوده است و چون شاهان، به رغم فقر عمومي مردم كوبا، در آن جزيره از زندگي مرفهي برخوردار بوده است.
4
بعلت دوگانگي زندگي فيدل كاسترو،‌ موافقان او را قهرمان سوسيالسيم، ضدامپريالسيم و دوستدار مردم كوبا مي­دانند؛ كه توانسته استقلال كوبا را در مقابل امپرياليسم آمريكا حفظ كند. اما مخالفان،‌ او را يك ديكتاتور تمامیت خواه كه در طول حدود نيم قرن با خودكامگي از آزادي، رشد و توسعه انساني و اقتصادي كوبا جلوگيري كرد، مي­دانند. پيامد مدیریت خودکامانه و ماندگاری طویل المدت او برکرسی قدرت سیاسی، فقر و فساد گسترده، آوارگي بيش از يك ميليون كوبايي، نقض حقوق بشر و واپس ماندگی در آن كشور بوده است.
5
سرانجام در سال گذشته، روابط سياسي كوبا  و  آمريكا، بعد از حدود نيم قرن قطع رابطه، برقرار شد و باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا سفري به كوبا داشت.
6
روند تحولات فكري انقلابيون كوبا شباهت­هايي با ايران دارد. اگر فيدل كاسترو در شروع فعاليت، ایدئواوژی و برنامه مدونی  برای مبارزات خود نداشت و صرفا قصد مبارزه ضد استبدادی و مقابله با فساد باتيستا را در سر داشت و تحت تاثير ادبيات و فرهنگ ماركسيسم و شور انقلابی چه گوارا قرار گرفت و حزب كمونيست را پايه گذاري كرد و تا پايان عمر برآن پاي فشرد؛ در ايران  نیز احزاب با گرایش چپ مانند حزب توده ایران اين ادبيات را در سال هاي قبل از شهریور بیست در فضاي عمومي جامعه وارد كرده بود و در مراحل بعدي كه مبارزات مسلحانه برای تحول، مطرح مي­شود؛ گروه هايي كه طيف های چريك های فدايي خلق و احزاب چپ مسلمان را تشكيل دادند؛ همان گفتمان انقلابي روسي، چيني و كوبايي را مورد بهره­برداري قرار دادند. پايه گزاران سازمان مجاهدين خلق هم كه با معارف اسلامي آشنا بودند بعد از سال 1344 در مطالعات خود با خلاء برنامه انقلابي روبرو شدند و از ماركسيسم به عنوان "علم انقلاب" بهره گرفتند. البته نسل بعدي آن ها كه افزون بر فرصت طلبی و جاه طلبی و همچنین، عدم برخورداری از بینش و تجربه سیاسی و بی هیچ باوری به منافع ملی، از معارف اسلامي بهره­اي نداشتند، فقط بخش "علم انقلاب" آموزش های خود، يعني ماركسيسم را مبنای برنامه نظري خود قرار دادند و تغییر مواضع سازمان را در سال 1354  و گرایش ها و رفتارهای سرنگونی طلبانه و ضد ملی پس از انقلاب را رقم زدند. متاسفانه بذرهاي اين فرهنگ هنوز بعد از چهاردهه که از پيروزي انقلاب اسلامي می گذرد، در فضاي جامعه ما تاثيرگذار است. تمركز كارها در حاكميت و دولت و مديريت از بالا و نقش كمرنگ مردم در اداره كشور، از پيامدهاي آن است.
7
فضليت " عدالت و رفع تبعيض و برابری طلبی" يك مطالبه بشري و فرا دينی است که البته مورد تایید ادیان ابراهیمی نیز قرار گرفته و واجد ماهیت دينی است. بعد از تحولات دوران قرون وسطي در اروپا كه نهاد دين و روحانيت مسيحيت طي فرايندي از قدرت جدا شد و در جايگاه طبيعي خود در عرصه عمومي قرار گرفت و زمينه توسعه انساني و رشد و توسعه علم و فناوري، تحولي در زندگي مردم پديد آورد، براي رفع تبعيض و نابرابري­ها و پاسخ به این نياز طبيعي انسان؛ فضيلت عدالت خواهي بشري، در چارچوب ایدئولوژی ها و ديدگاه­هاي جامعه محور، مانند سوسياليسم و ماركسيسم مطرح شد و با برنام­هاي انقلابي مورد عمل قرار گرفت؛ كه اهداف اصلي آن گفتمان در هيچ يك از كشورهاي مدعی چون روسيه شوروي و كوباي فيدل كاسترو هیچ گاه محقق نشد و به نتيجه نرسید.
 در فرهنگ اسلامي و قرآني نيز فضليت عدالت خواهي براي سعادت و کمال انسان مورد تاكيد فراوان قرار گرفته است؛ به طوری که  محور اصلي رسالت پیامبران، برانگیختن مردم به سوی اقامه و برپا كردن قسط و عدالت معرفي شده است (حديد-25). آن چه در ادبيات دینی ما دیده می شود و در عمل و اندیشه عموم پيامبران و از جمله پيامبر اسلام(ص) و آيات محكم قرآن برجستگي دارد و در ادبيات ماركسيستي توجه نشده است، پيشنیاز دستيابي به فضليت عدالت خواهي است كه همانا صیرورت و " شدن " انسان از طريق تامين اختيار و آزادی اوست (احزاب- 72). اگر آزادي از انسان سلب شود، بدانسان كه در كشورهايي چون روسيه شوروي و كوبا مورد عمل قرار گرفته است؛ حتی به فرض آن که عدالت و برابري تحقق پيدا كرده باشد هم عملا توزيع عادلانه فقر در سطح جامعه تحقق یافته است و نه، توسعه همه جانبه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي. اين تجربه بشری نشان مي­دهد بدون تامين فضليت آزادي انسان، فضيلت عدالت قابل تحقق نيست. البته اين ارزش­ها نسبی است؛ به میزانی كه انسان از فضیلت  آزادي برخوردار شود و توسعه انساني تحقق یابد؛ می تواند به تامين نياز فضيلت عدالت در جامعه خود همت گمارد.
8
پس از درگذشت فيدل كاسترو و استقبال گسترده مردم در بدرقه جنازه او اين سوال در برخي رسانه ها مطرح شد كه اگر عموم مردم از عملكرد او ناراضي هستند چرا از او به عنوان يك قهرمان تجليل بعمل آورده اند؟ آيا تجليل از فردي كه حدود نيم قرن با خودكامگي و ديكتاتوري و با ناديده گرفتن حقوق انساني شهروندان حكومت كرده و جامعه را از توسعه پايدار و همه جانبه بازداشته و عملا موجبات عقب ماندگی و فقر گسترده را فراهم کرده است، جاي تقدير دارد؟ به نظر صاحب اين قلم علت اين پديده را قرآن مجيد در داستان فرعون و موسي به خوبی تبيین كرده است: آنجا كه مي­گويد فرعون" فاستخف قومه فاطاعوه "( زخرف – 54 ). تاریخ بشر گواهی می دهد که تمامی فرعون­ها براي واداشتن مردم به تسلیم و همکاری، راهی جز نفی کرامت آن ها،  ترویج جهل و نشر گسترده روحیه تحقیر و سرخوردگی و گرفتار ساختن مردم به فقر و عقب ماندگی نمی شناسند و به جاي به رسميت شناختن كرامت و حقوق انساني و شهروندي مردم، به نوعی آنان را رعیت پنداشته و خار و ضعیف و متفرق قرار داده اند. بسياري از آيات قرآن مجيد، سخنان علی (ع) در نهج البلاغه و تجربه بشري اين واقعيت را به خوبي نشان ميدهند.
9
در این جا لازم است تاکید کنم که این قلم در پی نفی مطلق تاثیر گفتمان کاسترو در مبارزات انقلابی سده پیشین میلادی و هم صدایی با دشمنان امریکایی کاسترو و یا اهانت به او نیست. فیدل کاسترو از پیشروان مبارزه علیه فقر، بی عدالتی و وابستگی به امپریالیسم بود و در برهه ای از تاریخ که آمریکا در صدد نابودی حاکمیت های ملی مانند دولت ملی دکتر مصدق در ایران و در سراسر جهان بود، به عنوان نماد مبارزه و شرافت به شمار می رفت. دریغ که فقدان درک همه جانبه و عدم توجه او به نیازهای واقعی انسان و جامعه اش، منجر به اصرار لجاجت بار بر تداوم انقلابی گری به جای تکیه بر آرمان های انسانی و مردمی شد و در نهایت، به رغم بهبود نسبی در حوزه بهداشت و آموزش عمومی، جز فقر و حرمان و عقب ماندگی و حسرت برای مردم خویش به ارمغان نیاورد. زنده یاد مهندس بازرگان از فردای پیروزی انقلاب اسلامی همواره تاکید داشت که انقلاب تمام شد. اینک وقت پیشرفت مملکت و سازندگی و جبران خسارات است. مهندس بازرگان به جد باور داشت که بدون آزادی و دستیابی مردم به کرامت و حقوق انسانی، نه تنها عدالت و حتی استقلال به دست نخواهد آمد بلکه در محیط استبدادزده خدا هم پرستیده نمی شود. 
منبع: ماهنامه نسیم بیداری بهمن ماه 1395


Thursday, January 19, 2017

آزادی یادگرفتنی است


آزادی یادگرفتنی است
محمد توسلی
امروز در بیست‌ودومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد مهندس بازرگان بیش‌ازپیش اندیشه آزادی‌خواهی و حاکمیت ملت در چارچوب قانون که او در نظر و عمل در طول ٦٠ سال خدمات خود به آنها پرداخته است، مورد توجه نخبگان و فعالان سیاسی جامعه مدنی کشور ما به عنوان پیش‌نیاز توسعه قرار گرفته است.
ابعاد گوناگون شخصیت، اندیشه و خدمات علمی، اجتماعی و سیاسی مهندس بازرگان در دهه‌های گذشته مورد بحث و بررسی و نقد صاحب‌نظران بوده و هست. یکی از خصوصیات برجسته آن زنده‌یاد انسجام و تداوم اندیشه آزادی‌خواهی در طول ٦٠ سال حیات فکری و سیاسی آن مرحوم است. رمز این انسجام فکری، همان‌گونه که مهندس بازرگان خود در آثار خویش ازجمله در دفاعيات دادگاه نظامی سال ١٣٤٢ بیان داشته‌اند، بر سه پایه: آشنایی با قرآن، آشنایی با تاریخ و خصوصیات مردم ایران و همچنین آشنایی با جوهر تمدن کشورهای توسعه‌یافته قرار دارد. ازاین‌رو با وجود گفتمان‌های غالب علیه اندیشه وی در مقاطع مختلف این دوره، مهندس بازرگان تحت‌تأثیر آنها قرار نگرفته و همواره با ایمان و آگاهی بر این اندیشه پا فشرده است. در دوران سلطه فرهنگ مارکسیسم بر ادبیات سیاسی ایران قبل از انقلاب و همچنین در سال‌های بعد از انقلاب مهندس بازرگان شماتت معارضان و حتی گاهی دوستان نزدیک خود را تحمل کرد، اما هیچ‌گاه تسلیم نشد و انسجام اندیشه سیاسی خویش را مخدوش نکرد. در آموزه‌های قرآنی این مشخصه از ویژگی خاص مؤمنان راستین و اهل تقواست که صاحب «قول سدید» هستند.
مهندس بازرگان در طول عمر پربرکت خود این اندیشه را در عرصه نظری در بسیار از آثار خویش و در عرصه اجتماعی با تأسیس نهادهای مدنی با جدیت پیگیری کرده است. به عنوان نمونه در عرصه نظری به دفاعيات آن مرحوم در دادگاه نظامی سال ١٣٤٢ با عنوان "چرا با استبداد مخالفیم"، مقالات چهارجلد بازیابی ارزش‌ها و آخرین سخنرانی آن زنده‌یاد با عنوان «بعثت و آزادی» در انجمن اسلامی مهندسین می‌توان اشاره داشت. در عرصه جامعه مدنی نیز می‌توان به تأسیس و همکاری با انجمن‌های اسلامی در دهه‌های ٢٠ و ٣٠، نهضت مقاومت ملی در دهه ٣٠ و نهضت آزادی ایران در دهه ٤٠ و همچنین جمعیت دفاع از آزادی و حقوق‌بشر در سال ١٣٥٦ و جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت در سال ١٣٦٤ نام برد. نقش کلیدی و مؤثر آن زنده‌یاد در جریان تأسیس، همکاری و مدیریت این نهادهای جامعه مدنی ایران بخشی از تاریخ چند دهه معاصر ایران را تشکیل می‌دهد که سوابق آن در حد مقدور در اسناد مکتوب و رایانه‌ای در اختیار علاقه‌مندان قرار دارد.
آنچه در این یادداشت به‌اختصار به آن می‌پردازم مبانی اندیشه سیاسی شادروان مهندس بازرگان، به ‌طور مشخص درباره آزادی، حاکمیت ملی (دموکراسی) و حقوق و کرامت انسان (حقوق‌ بشر) و پیش از آن نفی استبداد، خودکامگی و اقتدارگرایی است.
درباره مفهوم آزادی از انقلاب مشروطیت تاکنون مخالفان این اندیشه تعریض‌ها و نقدهای فراوانی داشته‌اند. برای پاسخ به مخالفان، بازرگان می‌گوید: «اصلا معنی و منظور از آزادی در ذهن واضعین و مدافعین اولیه، که به خاطر آن فداکاری‌ها و قربانی‌های فراوان داده و جنگ و جدال کرده‌اند و در آیین ما که طرفدار آن هستیم، آزادی برای هوا و هوس یا طغیان و تعدی نبود. منظور از آزادشدن از اسارت هوس‌بازان و طاغیان و متعدیان است. بیرون‌آوردن مردم از عبودیت و حاکمیت سلاطین به حاکمیت قانون، حال اگر عیبی و ایرادی در آنجاها باشد به قوانین موضوعه است نه به آزادی» و سپس مبانی ایجابی آن را چنین معرفی می‌کنند: «آن آزادی که نهضت آزادی ایران به نام آن و به‌خاطر آن تأسیس شده تقلید از مغرب‌زمین نبود بلکه تبعیت از اسلام و قرآن بود... در اعلامیه یا افتتاحیه تأسیس نهضت آزادی در سال ١٣٤٠ گفته بودیم: "اقتضای اطاعت از خدا مبارزه با بندگی غیراوست و شرط سپاس ایزدی تحصیل آزادی برای به‌کاربستن آن از طریق حق و عدالت و خدمت است. ما باید منزلت و مسئولیت خود را در جهان خلقت بشناسیم تا به رستگاری و پیروزی نائل شویم» و سپس شادروان مهندس بازرگان مطالبات مردم و خود را دراین‌زمینه این‌چنین توصیف می‌کنند: «ما آزادی بیان، اجازه اجتماع و دخالت معقول قانونی در امور کشور را به عنوان حقی الهی و مقدمه‌ای برای انجام وظیفه دینی، از دولت‌ها مطالبه می‌نمائیم و برای پاک‌کردن و پاک‌بودن جامعه است که اصرار داریم آزادی باشد تا هر صاحب‌نظر و هر شاکی و ناراضی و ضعیف، یا مدافعین آنها، بتوانند بدون دغدغه خاطر، حرف خود را بگویند و حق خود را بخواهند».  مهندس بازرگان و یاران او در طول چند دهه گذشته بخش عمده‌ای از تلاش و تکاپوی خویش را متوجه استبداد - به هر صورت و به هر نام - کرده‌اند؛ زیرا آزادی‌خواهی و استبدادزدایی را دو روی یک سکه می‌دانند. در غیاب آزادی چیزی جز استبداد، دیکتاتوری یا اختناق و اسارت و هلاکت نخواهد بود. براین پایه مهندس بازرگان می‌گفت: «گرفتن آزادی از انسان بزرگ‌ترین خیانت به سرنوشت او و اهانت به مقام و حیثیت انسان بوده و آدمیزاد را به حیوانیت و بردگی سوق می‌دهد».
اگرچه مهندس بازرگان و یاران او به استبداد و مظاهر آن توجه بیشتر داشته و مبارزه با آن را در سطح بالا و مقدم بر مبارزه با استعمار یا استیلای خارجی می‌دانند اما همواره استبداد و استیلا را دو دشمن آزادی و حاکمیت ملی می‌دانند زیرا با تأمین آزادی و حاکمیت ملی (دموکراسی) است که شکست آن دو حاصل می‌شود. حافظ و ضامن آزادی چیزی جز خود مردم یا حاکمیت ملی از طریق انتخابات آزاد و سالم و مراقبت مستمر مردم یا انجام فریضه قرآنی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمی‌تواند باشد و در غیراین‌صورت همان‌گونه که مولای متقیان در نهج‌البلاغه فرموده‌اند اشرار بر جامعه مسلط خواهند شد و دعاها مستجاب و خواسته‌ها برآورده نمی‌شود.
براساس این اندیشه آزادی و دموکراسی فرایندی است که مردم باید در آن به‌تدریج با تقویت نهادهای مدنی ازجمله احزاب آن را بیاموزند و رفتار فردی و اجتماعی خود را اصلاح کنند؛ بنابر‌این دستیابی به آزادی و دموکراسی مستلزم فرایندی است که در آن مردم یاد می‌گیرند. به نظر نگارنده گفتمان غالب در جامعه امروز ما، به‌ویژه پس از تحولات دهه ٨٠ و تجربه دو انتخابات سال‌های ٩٢ و ٩٤، با وجود طیف دیدگاه‌های اجتماعی همین اندیشه سیاسی شادروان مهندس بازرگان یعنی آزادی‌خواهی و استقرار حاکمیت ملی است تا تحقق عدالت و تأمین استقلال کشور با وفاق و همدلی ملی امکان‌پذیر شود. روحش شاد و راهش پررهرو باد.
منبع: روزنامه شرق 30 دی 95



Saturday, January 14, 2017

مشفقانه با هاشمي رفسنجاني


مشفقانه با هاشمي رفسنجاني

محمد توسلي*

مصاحبه اخير آقاي هاشمي رفسنجاني با خبرنگاران داخلي و خارجي از جهات مختلف مورد ارزيابي صاحبنظران و مردم عادي قرار گرفت. بسياري اين مصاحبه را در راستاي شفاف كردن دو دهه سوابق وي مثبت ارزيابي كرده­اند. اگرچه بسياري از جوابها دو پهلو و مبهم بوده است. از جمله پاسخ مبهمي است كه ايشان در مورد نامه سرگشاده جمعي از آزادي خواهان ايران داده­اند،  مرا مكلف ساخت سكوت خود را بشكنم و براي رفع ابهام و يادآوري توضيحاتي هر چند به صورت اجمال و كلي بنويسم و پيشنهادي نيز خدمت وي تقديم كنم. آقاي هاشمي رفسنجاني در پاسخ خبرنگار گفته است: " اگر آن بازداشتها مربوط به آن نامه باشد،‌خطاست و بايد رسيدگي مي­كردم. ولي اگر مربوط به آن نبود و آنان پرونده­هاي ديگري داشته باشند،‌پرونده بايد سير قانوني را طي مي­كرد. من هم بادم نيست كه آن موقع به چه دلايلي آنها را گرفته بودند". (آريا اول ديماه 1378)
1-  برنامه تعديل اقتصادي آقاي هاشمي و استقراض از كشورهاي خارجي بدون نظارت ملي نگراني در سطح كارشناسان و علاقه مندان به سرنوشت كشور به وجود آورد. پيامد اين برنامه وابستگي به بيگانگان و نقض استقلال كشور و بحرانهاي اقتصادي،‌ اجتماعي و فرهنگي پيش بيني مي­شد. با چنين تحليلي از شرايط كشور جمعي از افراد دلسوز و علاقه­مند به ملك و ملت نامه سرگشاده­اي در ارديبهشت سال 1369 به رئيس جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني فرستادند كه به نامه 90 امضايي معروف شد. در اين نامه ضمن تحليل شرايط اقتصادي- اجتماعي و سياسي كشور از ايشان خواسته شده بود سه اقدام زير را سرلوحه انديشه و اعمال خود و حاكميت قرار دهند.
(1)  جلوگيري از خلافها و خرابي­ها و از انعقاد قراردادهاي اسارت­آور با بيگانگان،‌ بدون نظارت ملي.
(2) بازگرداندن حقوق قانوني مردم كه در فصول سوم و پنجم قانون اساسي تصريح شده است به مردم و جلوگيري از سياستهاي سركوبگرانه بعضي از نهادها.
(3) آزاد گذاردن و تامين فعاليت اجزاب و جمعيت­هاي سياسي و مطبوعات كه فعاليت قانوني و علني دارند،‌ فرصت دادن خالي از دغدغه و آزار براي بحث و گفت­و گو و برخورد آرا و عقايد به منظور حل مشكلات و معضلات مملكتي و همكاري صميمانه مردم و بالاخره امكان و استقرار حاكميت قانوني ملت.
مطالبات و درخواست بالا همان مطالبات ملت ايران در مبارزات يكصد سال گذشته و به طور مشخص برنامه توسعه سياسي آقاي خاتمي در دوم خرداد 1376 است كه مردم با بيش از بيست ميليون راي خود از آن حمايت كردند.
2-  در خرداد 1369 با تصميم شوراي امنيت ملي و با حكم دادستاني انقلاب 23 تن از امضاكنندگان بازداشت شدند و گروه سعيد امامي در شرايط بسيار سخت و زيرفشار و شكنجه جسمي و روحي از آنان بازجويي كردند و بعضي از آنان مجبور به اعترافات خلاف ميل خود و ضبط مصاحبه­هايي شدندكه در برنامه هويت قسمت­هايي از آنها،‌ از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد.
بسياري از بازداشت شدگان بيش از 6 ماه در سلول انفرادي نگهداري شدند و 9 تن كه پرونده آنان به دادگاه انقلاب ارسال شد و به 6 ماه تا 3 سال و 25 تا 40 ضربه شلاق محكوم شدند،‌ در بقيه مدت شرايط سخت         اتاق­هاي در بسته نگهداري شدند.
3-    آاقاي محمد يزدي رئيس قوه قضاييه در خطبه نماز جمعه گفت كه ما افراد را به خاطر امضاي نامه سرگشاده دستگير نمي­كنيم و آقاي هاشمي در مصاحبه با خبرنگار لوموند تصريح كرد كه " ليبرال­هايي كه اخيراً‌ دستگير شده­اند،‌ كساني بوده­اند كه ماهيت جاسوسي پيدا كرده­اند و از آمريكا دستور مي­گرفته­اند."        ( اطلاعات 19 مهر 1369)
4-  كيفر خواست بازداشت شدگان كه دادستاني انقلاب تهيه كرده بود با صراحت جرم اصلي همه بازداشت شدگان را امضاء و تاييد نامه سرگشاده قيد كرده و حتي اشاره­اي به جاسوسي !! در آنها نشده است.
5-  آقاي هاشمي بايد به اين سئوال اساسي پاسخ دهند براساس كدام مجوز قانوني،‌ شرعي و اخلاقي قبل از اين كه جرمي در دادگاه صالحه مطرح و اثبات شده باشد و برخلاف متن كيفر خواست­هاي صادر شده از  سوي مقامهاي قضايي،‌ به خود اجازه داده­اند اين گونه جمعي از شخصيتهاي با سابقه و خدمتگذار مملكت را در رسانه هاي عمومي به جاسوسي متهم كنند.
6-  آقاي هاشمي در مصاحبه اخير خود گفته است كه اگر بازداشت ما مربوط به نامه باشد،‌ خطاست و بايد ايشان به درخواست امضاكنندگان رسيدگي مي­كردند. اينك بعد از 9 سال جا دارد ايشان بپذيرند كه پيام مردم در دوم خرداد پاسخي به بي توجهي ايشان و ساير مسئولان حاكميت به اجراي مطالبات بر حق مردم در دو دهه گذشته از جمله سه درخواست مشخص 90 نفر از شخصيت­هاي ملي و ملي - اسلامي كشور در اين نامه سرگشاده است.  
7-   براي جبران ضايعات اجتماعي و رفتار وحشيانه و غيرانساني گروه سعيد امامي با بسياري از بازداشت شدگان و اعمال خلاف قانون شرع كه در هنگام مسئوليت رياست جمهوري و رياست شوراي امنيت ملي آقاي هاشمي رفسنجاني اين اقدامات صورت گرفته،‌ شايسته است ايشان به طور رسمي از امضاكنندگان نامه،‌ بازداشت شدگان و شكنجه ديدگان و خانواده­هاي آنان و از ملت ايران عذرخواهي كنند كه اين به حق و عدالت نزديك­تر است و پيامد آن به نفع ايشان و نظام خواهد بود.
* شهردار اسبق تهران
منبع: روزنامه آزادگان 21 دی 1378


                                                                                                         

Wednesday, January 11, 2017

سياست­ ورزي هاشمي رفسنجاني


سياست­ ورزي هاشمي رفسنجاني

محمد توسلی
الگوی سياست ورزي مرحوم آيت­ الله هاشمي رفسنجاني ريشه در خصوصيات شخصي روستایی او،‌ آموزش­هاي حوزوي، تاثير پذيري از ديدگاه­هاي آيت الله خميني در جريان نهضت روحانيت و جو فرهنگي و سياسي چپ انقلابي حاكم بر فضاي سياسي بعد از پيروزي انقلاب و سرانجام فضاي سياسي بعد از دوم خرداد سال 1376 دارد. مرحوم هاشمي با برخورداري از هوش،‌ زيركي و فرصت شناسي و قدرت تجزيه و تحليل بالا در هر مقطعي متناسب با شرایط و ديدگاههاي ايماني خود عمل كرده است و در اين رابطه بايستي او را سياست مداري با عقلانیت و عملگرا توصيف كرد.
آقاي هاشمی يكي از شخصيتهاي اصلي تاثيرگذار در سياست­ هاي چهار دهه بعد از انقلاب بوده است. شايد بتوان اين دوران را در دو بخش مورد ارزيابي قرارداد. بخش اول؛ در كنار رهبر فقيد انقلاب براي استقرار نظام جمهوري اسلامي و به دست گرفتن قدرت توسط روحانيون و بطور طبيعي ترد و نفي معارضان نظام و حتي منتقدين قانوني است. اين سخن مرحوم هاشمي در مجلس اول به آقاي دكتر ابراهيم يزدي كه ما " اشتباه شاه را كه به مردم آزادي داد تكرار نخواهيم كرد" شايد محور ديدگاه سياست ورزي ايشان در اين دوره باشد. در شرايطي كه فرهنگ چپ انقلابي در سپهر سياسي ايران حاكم است و" آزادي" را کالای لوکس تلقي مي­كردند و محور اصلي سياست ورزي بر محكوميت امپرياليسم آمريكا متمركز بود، بطور طبيعي توسعه سياسي، آزادي و حاكميت ملت كه در اصول قانون اساسي نيز تصريح شده است، كمتر مورد توجه و تاكيد قرار گيرد. در مقابل توسعه اقتصادي و تمركز امور در دولت و ملي كردن صنايع و بسياري از خدمات در درون دولت قرار مي­گيرد. نگاه مرحوم هاشمي در دوره رياست جمهوري به  سياست و انتخاب همكاران و مديريت از بالا از ويژگي سياست ورزي در اين دوره محسوب مي­شود. به رغم خدمات دوران سازندگي كه در اين دوره صورت گرفته است،‌ اما توسعه فرهنگي،‌ اجتماعي و سياسي و جلب همكاري مردم در امور در پايين­ترين سطح خود قرار دارد. پيامد آن تورم بالا،‌ شكاف طبقاتي و رشد بی رویه نهادهاي اقتصاد دولتي و نيمه دولتي در اين دوره كاملاً‌ محسوس است. پيامد شرايط سیاسی اجتماعي دو دهه اول در دوم خرداد 76 با راي اعتراضی مردم به روند گذشته و انتخاب آقاي سيد محمد خاتمي با راي بالا و با تاكيد بر برنامه های  توسعه سياسي است. دستاوردهاي دو دوره رياست جمهوري با گفتمان اصلاحات، نگاه آقاي هاشمي را به تدریج متحول ساخت و در مقاطع مختلف از اين سياستها حمايت كردند. مصاحبه مطبوعاتي ایشان با خبرنگاران داخلي و خارجي در ديماه سال 1378 كه براي شفاف سازي و توضیح عملكرد در دو دهه گذشته او صورت گرفت در اين راستا قابل بررسي است. وي با سياست هاي عوامگرايانه دو دوره بعدي ریاست جمهوری آقاي محمود احمدي نژاد كه پيامدهاي سوئی در عرصه­هاي فرهنگي،‌ اجتماعي، ‌اقتصادي و سياسي در پي داشت؛آقاي هاشمي همواره در کنار ملت ايستاد و از مطالبات مردم و اجراي قانون اساسي حمايت نمود. مواضع مرحوم هاشمي در جريان انتخابات سال 1388 و رياست جمهوري سال 1392 و خبرگان رهبری و مجلس در سال 1394 و حمايت بي دريغ از برنامه­ هاي آقاي دكتر روحاني به رغم فشارهايي كه بر او و خانواده­اش وارد شد و با صبوري و مراعات اخلاق و قانون مداری ایستادگی کرد؛ گوشه اي از رفتار سياسي آقاي هاشمي است که زمينه­ هاي حضور گسترده مردم قدر شناس را در مراسم تشييع جنازه آن مرحوم فراهم ساخت.
مشی عقلانیت سیاسی و مدارای مرحوم هاشمي مي­تواند الگويي  براي همه سياست ورزان باشد تا با پيگيري مطالبات تاريخي ملت ايران،‌ در چارچوب قانون در كنار ملت قرار گيرند و با تقویت زمينه هاي  وفاق ملي و همدلي در سطح مديران و شهروندان؛ امكان اجراي برنامه هاي توسعه پايدار فراهم ­شود.
منبع: روزنامه اعتماد 23 دی 1395( متن کامل )

Sunday, January 8, 2017

یادی از هدی صابر


یادی از هدی صابر
محمد توسلی
آشنایی من با مرحوم هدی صابر به دهه ٧٠ بازمی‌گردد. در جلساتی که آن زمان با زنده‌یاد مهندس سحابی داشتیم، ایشان نیز حضور داشت و همان‌جا بارقه این دوستی و آشنایی زده شد. بعدها در جریان انتخابات مجلس ششم، همکاری نهضت آزادی ایران با دوستان مرحوم سحابی به برگزاری جلساتی مشترک ختم شد که مرحوم صابر یکی از نمایندگان ستاد دوستان مهندس سحابی و من هم یکی از نمایندگان نهضت آزادی بودم.
از همین جلسات بود که ائتلاف نیروهای ملی - مذهبی شکل گرفت و در پرتوی آن، آشنایی من هم با مرحوم صابر تداوم یافت. ایشان شیفته گفتمان و خلوص مهندس سحابی بودند و نوع نگاه مرحوم سحابی به مسائل اجتماعی روز جامعه را باور داشتند.
  به مرور، این آشنایی، وجوه دیگری هم یافت و من از دریچه آن دریافتم که هدی صابر چه شخصیتی و با چه ویژگی‌هایی هستند. او در تمام این سال‌ها با نشریه ایران فردا همکاری داشت و یکی از چهره‌هایی بود که کار مطالعاتی و پژوهشی و خدمات فرهنگی و اجتماعی را اساس فعالیت‌های خود می‌دانست.  بازداشت تقریبا هم‌زمان ما در سال ٨٠، سبب آشنایی خانواده‌های ما و آقای صابر در روزهای ملاقات شد.
نتیجه رفت‌وآمدهای مکرر ایشان به زندان در سال ٨٣ با اتفاقی مبارک همراه بود. به یاد دارم بعد از آزادی در سال ٨٣ با دکتر یزدی دیداری داشتند و در آن دیدار با نقل خاطره‌های خود از زندان گفتند که یکی از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌هایشان در آنجا، یافتن الگویی برای مبارزات اجتماعی بوده و ایشان از میان گزینه‌هایی مانند بازرگان و شریعتی، مهندس بازرگان را به‌عنوان الگوی خود انتخاب کرده‌اند، انتخابی که تحولی در زندگی سیاسی و اجتماعی ایشان به حساب می‌آمد.
  هدی صابر در سال‌های بعد، بخش عمده‌ای از وقت خود را صرف پژوهش و فعالیت‌های فرهنگی- اجتماعی و جمع‌آوری خاطرات پیشینیان مانند دکتر مصدق و سه هم‌پیمان عشق، پایه‌گذاران اولیه سازمان مجاهدین کرد.
نهادهای تخصصی در سیستان‌وبلوچستان بنا نهاد که محورشان توسعه انسانی و بازآوری و کارآفرینی در این استان و کمک راهبردی برای توسعه انسانی به مردم آنجا بود. در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت درگذشت ایشان برگزار شد، من جوانان استان سیستان‌وبلوچستان تربیت‌شده نهاد ایشان را از نزدیک دیدم و شاهد تأثیر فعالیت‌های صابر بر روحیه و منش و کارآفرینی این جوانان بودم. تمایل به خدمت صادقانه و بی‌ریا داشت و این را از هر رهگذری نشان می‌داد؛ در حسینیه ارشاد جلسات متعددی برای بررسی تاریخ صدساله ایران برگزار می‌کرد و در کار تحقیق و پژوهش چهره‌ای فعال بود.
بررسی وضعیت عملکرد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های کشور قبل و بعد از انقلاب یکی از ثمرات این فعالیت‌ها بود. انسانی پاک، صادق و مؤمن بود، یکی از چهره‌های معاصر جامعه ما که تحلیلی اجتماعی - راهبردی درباره مسائل روز جامعه داشت و از سوی دیگر، با قرآن آشنا بود و آن را راهنمای عمل خود قرار می‌داد.  هم‌زمان با مرگ سنگین مهندس سحابی و پس از آن درگذشت غم‌افزای هاله سحابی، ایشان با پیوند‌های اعتقادی و عاطفی که داشت، در زندان در غم و اندوهی بزرگ فرو رفت و در پی اعتصاب غذای اعتراضی خود و شرایطی که پیش آمد، در خرداد سال ٩٠ جان‌به‌جان آفرین تسلیم کرد. برای من عجیب است که خداوند ایشان را تا چه اندازه‌ دوست داشت که نگذاشت بیش از این در معرض ابتلای جهان و مادیات آن قرار بگیرد و مهندس سحابی و هاله سحابی را در دیار باقی همراهي کرد. یادش گرامی باد.
منبع: روزنامه شرق- 19دی 1395


Sunday, January 1, 2017

تقويت فرايند دموكراسي


گفت و گو با محمد توسلي:
حضور در انتخابات؛ راهبرد گام به گام
 تقويت فرايند دموكراسي
سرويس سياسي
نامه: آقاي مهندس توسلي! لطفاً به عنوان اولين پرسش درباره دلائل حضور نهضت آزادي در دوره‌هاي گذشته انتخابات كمي توضيح دهيد.
نهضت آزادي ايران بنا به خط مشي راهبردي خود، بعد از انقلاب در همه دوره های انتخابات حضور فعال داشته است. در دوره اول مجلس شوراي اسلامي اقدام به تشكيل ستاد "همنام" یا "هيأت معرفي نامزدهاي انتخابات مجلس" كرد كه مهندس بازرگان در صدر اين ليست با 70 درصد آرا تهران وارد مجلس شد. اين حضور در انتخابات مجلس و رياست جمهوري همواره تداوم داشته و كوشش شده است كه در چارچوب قانون اساسي از حقوق ملت دفاع کنيم و شرايط يك انتخابات آزد و سالم را مطرح كنيم كه در هر مقطع رویدادهايي اتفاق افتاده كه قابل رجوع به اسناد تاريخي و بررسي است.
نامه: آقاي دکتر معين و چهره هاي اصلاح طلبي مانند آقاي تاج زاده، در پي بالا گرفتن بحث هايي مبني بر رد صلاحيت آقاي دكتر يزدي، اعلام كردند كه به همان دلايلي كه صلاحيت نامزدهاي نهضت آزادي در انتخابات مجلس پنجم تأييد شده است، مي بايست صلاحيت ايشان براي اين دوره از انتخابات رياست جمهوري نيز تأييد شود.
در جريان انتخابات مجلس پنجم، شوراي نگهبان صلاحيت تعدادي از اعضاي نهضت آزادي ايران را تأييد كرد، با علم به اين كه آن ها در پرسش نامه هاي انتخاباتي تصريح كرده بودند كه ما التزام به قانون اساسي داريم و نه اعتقاد و علي رغم اين تصریح، تأييد صلاحيت شدند. اما هيچ نوع امكاناتي براي تبليغ در اختيار نهضت گذاشته نشد. وقتي وزارت كشور تأييد صلاحيت نامزدهاي ما را اعلام كرد و آقايان مهندس ابوالفضل بازرگان و دكتر حسن فريد اعلم، براي چاپ پوستر و سخنراني مراجعه مي كردند نه برای ما مكانی در نظر گرفته شد و نه امكان چاپ پوستر در اختیارمان قرار گرفت. پيگيري که مي كرديم، مي گفتند اماكن بايد اجازه بدهد. به اماكن مي رفتيم, اماكن هم اجازه نمي داد. به هر حال امكاناتي كه ديگر نامزدها داشتند، نامزدهاي ما از آن محروم بودند و ناچار شديم رسماً انصراف خود را از انتخابات اعلام كنيم.
نامه: پيش از آن هم در يك دوره مرحوم مهندس بازرگان نامزد انتخاباتي رياست جمهوري شده بودند.
 در انتخابات سال 1365 مهندس بازرگان برای انتخابات رياست جمهوري اعلام آمادگي كردند. جمع زيادي از فعالان سياسي نیز ابراز علاقه كردند كه همكاري كنند و اين اعلام همكاري، زمينه اجتماعي مناسبی را فراهم آورد كه بعد از انتخابات، جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران تأسيس شود. اما به هر حال شوراي نگهبان صلاحيت مهندس بازرگان را رد كرد و ما نتوانستيم در آن انتخابات شركت كنيم.
نامه: عكس العمل مرحوم بازرگان چه بود؟
ایشان به رفتار شوراي نگهبان و رد صلاحیت اعتراض كردند. سؤال این بود كه اگر شخصيت مبارزي همچون مهندس بازرگان صلاحيت نامزدشدن براي انتخابات را نداشته باشند، آن هم با آن سوابق كه آقاي خميني (امام) در 15 بهمن دولت ايشان را دولت امام زمان عج توصيف كرده بودند، پس چه كسي صلاحيت دارد؟!
در آن دوره و در دوره هاي بعد، در انتخابات رياست جمهوري، رييس جمهور از قبل مشخص بود و اگر هم انتخابات با حضور چهار نفر برگزار مي شد براي اين بود كه رقابت تك نفره نباشد. در آن شرايط، فضاي سياسي ايران به گونه اي بود كه افراد از سوي گردانندگان عالي نظام نصب مي شدند و مردم هم مي آمدند و يك رأي تكميلي به صندوق می‌ریختند.
با ارزش ها و مفاهيمي كه در انقلاب و قانون اساسي مطرح شده يا در عرف جهاني مطرح است، بجز موارد خاص انتخابات آزاد در ایران سابقه ندارد. در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، براي اولين بار است كه هيچ كس نتيجه انتخابات را نمي داند. چنين شرايطي را بايد گام مثبتي در فرايند تحقق دموكراسي ارزيابي كرد.
نامه : دوم خرداد را چگونه مي‌دانيد ؟
در انتخابات دوم خرداد نيز مطابق روال گذشته نتیجه قرار بود قابل پيش بيني باشد، همه فكر مي كردند نامزدي كه مورد تأييد جناح محافظه كار است انتخاب مي شود، حتي وزرا و مديران كل را هم انتخاب كرده بودند. در دوم خرداد 1376 و در شرايطي دور از انتظار شوراي نگهبان و مسؤولان نظام اتفاقي افتاد كه مردم با فرصتي كه فراهم شده بود وارد صحنه شدند و با انتخاب آقاي خاتمي پيام مهمي با حاكمان دادند. دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي، دوران برجسته اي در طول اين 26 سال بعد از انقلاب است و به رغم قصورها و تقصيرها كه بايد در فرصت مناسب تحليل شود، پي آمدهاي مثبتي در راستاي اهداف انقلاب، جنبش اصلاحات و تقويت فرايند دموكراسي داشته است. يكي از دستاوردهاي اين دوره اين بود كه تنگناهاي جنبش اصلاحات مشخص شد، كه چرا آقاي خاتمي نتوانست به همه وعده‌هاي خود عمل كند.
نامه: آيا در سال هاي دهه 60 از سوی نهضت آزادي بر مسأله آزادي انتخابات تأکيد علنی مي شد؟
مهندس بازرگان در نطق پيش از دستور خود در مجلس اول ضرورت برگزاري انتخابات آزاد و سالم را مطرح كردند و در دوره‌هاي بعدي نيز همين روند با برگزاري سمينار تأمين آزادي انتخابات اين راهبردها پيگيري شده است. در انتخابات رياست جمهوري سال 65 نيز اين دغدغه ها وجود داشت، اما برنامه ريزي شده بود تا ايشان ثبت نام بكنند و وارد عرصه انتخابات شوند و سپس در آن فرصت انتخاباتی، بتوانند ضوابط و معيارهاي انتخابات آزاد و سالم را مطرح كنند. يعني همان دغدغه هايي كه از دوره مجلس اول آغاز شد پيگيري شود. اما چون صلاحيت ایشان تأييد نشد، نتوانستند از آن فرصت و فضاي انتخاباتی بيشتراستفاده كنند.
نامه: پس از آن دوره، حضور نهضت آزادي در انتخابات چگونه بوده است؟
در سال 1367 دفتر نهضت آزادي بسته شد و چند نفر از اعضاي نهضت از جمله آقايان مهندس صباغيان، خسرو منصوريان و بنده بازداشت شديم، ديگر نتوانستيم در انتخابات شركت كنيم. بازداشت ما به خاطر بيانيه هشدار در خصوص جنگ تحميلي و آخرين بيانيه تحليلي بود كه نهضت آزادي درباره جنگ صادر كرد. بنابراين در سال هاي 1367 و 1368 نهضت تحت فشار بود و امكانات نداشت. اما جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران به فعاليت خود ادامه داد؛ چون جمعيت دفتر داشت و بخشي از فعاليت ها در اين دفتر متمركز بود. بيانيه 90 امضايي هم در دوران آقاي هاشمي رفسنجاني تدوين شد و مهندس بازرگان و دوستان نهضتي ما هم نقش مؤثر در تدوين آن نامه داشتند. پيامد بيانيه مزبور بازداشت 23 نفر از امضاكنندگان آن نامه در سال 69 بود كه منجر به محكوميت و زنداني شدن 9 نفر از آنها تا سال 1371 شد.
نامه: براي يادآوري بيش تر، بد نيست به مواضع نهضت آزادي در جريان انتخابات دوم خرداد بپردازید.
جمعي. از فعالان سياسي براي شركت در انتخابات در صحنه اجتماعي حضور پررنگ تري داشتند و مطالبات مردم را پي گيري مي كردند؛ از جمله آقايان مهندس سحابي، دكتر يزدي و مهندس معين فر در اين دوره براساس تحليل شرايط نام نويسي كردند و آقاي دكتر پيمان هم جداگانه نامزد شد. آن مجموعه در راستاي خط مشي و سياست عمومي استفاده از فضاي انتخابات براي مطرح كردن مطالبات مردم و همچنين تحليلی كه مجموعه از شرايط سياسي – اجتماعي ايران، منطقه و جهان داشت شرايط را آماده مي ديد كه مردم در انتخابات شركت كنند و با حضور خود در عرصه انتخابات حاكمان را در معرض مطالبات مردم قرار دهند. طبيعي است كه جمع نمي‌توانست بدون قيد و شرط وارد انتخابات شود. پيش شرطها آزادي و سلامت انتخابات بود.
نامه: پس به آقاي خاتمي رأي نداديد؟
ما در انتخابات شركت كرديم و رأي سفيد داديم تا به عملكرد شوراي نگهبان اعتراض كنيم. بايد پذيرفت كه فرايند تحقق دموكراسي طولاني است و با سازوكار انتخابات و مسايل اجتماعي به صورت مدني برخورد كرد. ما با خصوصيات فرهنگي كه داريم، همه چيز را سفيد يا سياه مي بينيم. وضعيت خاكستري وجود ندارد و حال آن كه دموكراسي در اين فرآيند مي‌تواند شكل بگيرد؛ حركت از وضعیت سياه آغاز مي‌شود و با عبور از طيف خاكستري تا به وضعيت سفيد يعني تحقق دموكراسي مي‌رسد. در كشورهاي دموكراتيك، شرايط جامعه مدني جا افتاده است و مردم ياد گرفته اند که اگر اعتراض دارند با حضور در انتخابات اعلام نظر مي كنند. آن جا واژه رأي اعتراض (protest vote) جا افتاده است. مردم با رأي دادن به يك شخص يا سفيد انداختن رأي به صندوق، اعتراض خود را بيان مي كنند. آن جمع مي‌خواست اين روش در فرآيند انتخابات مطرح شود. آن جمع در موضع گيري خود، عملكرد شوراي نگهبان را كه از بين 238 نفر فقط 4 نفر را احراز صلاحيت كردند مورد اعتراض قرار داد  و اعلام كرد كه اين روش درستي نيست و نمي توان نام اين انتخابات را آزاد و سالم گذاشت. رأي اعتراض ما به عملكرد شوراي نگهبان بود.
نامه: در انتخابات رياست جمهوري سال 1380 هم نهضت آزادي نامزدي را معرفي نكرد.
سال 1380 جمع دوستان ما در زندان بودند، اما مرحوم دكتر يدالله سحابي از نامزدي آقاي خاتمي حمايت كردند. يكي از دلايل بازداشت هاي ما در سال 1380 اين بود كه ما برنامه ريزي كرده بوديم در آن انتخابات فعالانه شركت كنيم و كساني كه با موفقيت آقاي خاتمي موافق نبودند، زمينه اين بازداشت ها را فراهم كردند. بازداشت دوستان ما براي تأثير گذاري بر ميزان آراي آقاي خاتمي و كاهش آرا بود. ما مي خواستيم تلاش كنيم ميزان رأي آقاي خاتمي افزايش يابد، اما ما را دستگير كردند كه اين اتفاق نيفتد. اما در عمل بازداشت ما نتيجه معكوس داشت و آقاي خاتمي با رأي بيشتري انتخاب شد. ما به طور شفاف گفته بوديم كه هدف ما از شركت در انتخابات، ضمن تأثيرگذاري بر فرآيند تقويت دموكراسي تقويت موفقيت آقاي خاتمي بود تا بتوانند با قدرت بيش تري برنامه اصلاحات را دنبال كند.
وقتي نتايج انتخابات را اعلام كردند، بازجو به من گفت که نتيجه انتخابات همان گونه شد كه شما مي خواستيد. ما مي خواستيم آقاي خاتمي با رأي بيش تري انتخاب شود تا بتواند برنامه اصلاحات را  مؤثرتر دنبال كند.
نامه: خوب، حالا بد نيست به نامه اي بپردازيم كه طي اين سال ها همواره براي از ميدان به در كردن نهضت آزادي به آن اشاره شده است. آخرين بار هم پس از اعلام نامزدي دكتر يزدي، بلافاصله سخن گوي شوراي نگهبان به نامه بنيان گذار جمهوري اسلامي به آقاي محتشمي پور وزير وقت كشور اشاره كرد.
ابتدا اين نكته را توضيح بدهم كه اين مسأله، تبدیل به يك مشكل تاريخي براي انتشار دهندگان نامه شده است. اگرچه در 25 سال گذشته همواره فشار بر نهضت آزادي ايران زياد بوده است، اما به نظر من آن ها بیش از ما دچار مشكل شده اند. سال  1368 آقاي محتشمي پور، نامه اي را در نشريه پاسدار اسلام كه در قم منتشر مي شد چاپ كرد در حالي كه در زمان انتشار اين نامه، قرار نبود اتفاق خاصي بيفتد و طرح این بحث هم موضوعيتي نداشت.
تاريخ نامه به سال 1366 و حول و حوش انتخابات آن سال بر می گردد. آقاي محتشمي پور، وزير كشور وقت، نامه اي به امام مي نويسد و گفته مي شود آيت الله خميني در پاسخ به آقاي محتشمي پور اين نامه را نوشته اند. اما پاسخ ظاهراً دو سال در كشوي ميز آقای محتشمی پور نگه داشته شده است.
پس از انتشار نامه دو مشكل اساسي در آن به چشم مي‌خورد؛ يكي مشكل ساختار نامه است كه با نامه هاي معمول بنیان گذار جمهوری اسلامی هماهنگ نيست. ايشان هيچ وقت تاريخ را بالاي نامه نمي زدند يا در هيچ سخنراني و هيچ مكتوبي واژه ليبرال را به كار نبرده اند و اين اولين بار بود كه در اين نامه واژه ليبرال به كار برده شده بود. تهمت هايي هم به مرحوم مهندس بازرگان وارد شده كه بسيار سنگين است. مهندس بازرگان، دكتر سحابي و جمعي ديگر، خدمت گزار اين ملت بودند و مورد تأييد امام و شوراي انقلاب قرار گرفته بودند ولي در اين نوشته از منافقان بدتر توصيف شده بودند. همراه با تهمت هاي بسيار سنگين ديگر. بعد از انتشار نامه، مهندس بازرگان به دادگستري شكايت كرد و دادگاهي با حضور كارشناسان رسمي خط،  تشكيل شد و روز جلسه دادگاه، ساعت ها منتظر ماندند تا نامه به دادگاه ارايه شود؛ اما پس از انتظار فراوان، رييس دادگاه گفت نامه را نياوردند و نخواهند آورد. آيت الله موسوي تبريزي كه آن موقع دادستان كل بودند، جريان آن روز را اخيراً چنين تعريف مي كنند. همزمان با آن دادگاه، احمد آقاي خميني آقاي موسوي تبريزي را صدا مي كنند و مي گويند دادگاه بررسي و تشخیص خط و امضای نامه امام تشكيل شده و اين نامه به خط من است. چه بايد بكنيم؟ ايشان سؤال مي كنند كه امضاي نامه از سوی چه کسی است؟ پاسخ می شنود که امضای امام است. آقاي تبريزي در حضور آقاي محتشمي پور مي گويد كه اشكالي ندارد. آقاي موسوي تبريزي اين مسأله را سال گذشته در مجمع مدرسين حوزه علميه قم و سپس طي مصاحبه‌اي كه منتشر شده است مطرح كردند. بنابراين، علت اصلي اين كه نامه را آن روز به دادگاه نبردند، مشورت سيد احمد آقا با آقاي موسوي تبريزي بوده است و اين يك گزارش تاريخي است. بعدها براي اين كه اين مشكل را حل كنند، قانوني به مجلس بردند كه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام. صحت نامه ها را تأييد کند. این در حالي است كه به لحاظ شرعي مصوبه مجلس هيچ گاه نمي تواند مفاد وصيت نامه را نقض كند. مؤسسه هم چنين صلاحيتي ندارد. آیت الله خمینی وصيت كرده اند كه پس از درگذشتشان هر نوشته اي كه به ايشان منسوب شود بايد كارشناسان درباره خط و امضاي آن اظهار نظر كنند.
از سال 1368 به دفعات اين نامه مطرح شده است و ما هم پاسخ داده ايم. اما درهر حالت به فرض كه اين نامه صحت داشته باشد؛ آيا رهبر انقلاب بر اساس قانون اساسي حق دارد كه حقوق اجتماعي شهروندي را سلب كند؟ آيا پيامبرخدا چنين كاري كرده است؟ آيا نمونه اي هست كه حضرت علي(ع) در 5 سال حكومت خود حقوق اجتماعي كسي را سلب كرده باشد؟
به نظر مي رسد علت اين كه اين آقايان مقاومت مي كنند كه اصالت اين نامه مخدوش نشود، ظاهراً تنها نگران اين نامه نيستند، بلكه نگران مخدوش شدن نامه هاي ديگري هستند.
نامه: برگرديم به انتخابات پيش رو و پيش شرط هاي نهضت آزادي كه حتي مهندس سحابی در سخنان خود در حسينيه ارشاد، ضمن اعلام پشتيباني، اين شرط ها را كافي ندانستند.  اما در ميان شرط هاي شما استعفاي اعضاي شوراي نگهبان پر رنگ تر بود.
در بيانيه هاي گذشته نهضت آزادي ايران از سال 1360 تا كنون اين جمع بندي را ارايه داده ايم كه از ميان بحران هاي گوناگوني كه در جامعه ما وجود دارد؛ از جمله بحران اقتصادي، بحران مديريتي، بحران فرهنگي و اجتماعي و... اين بحران ها همه ناشي از بحران سياسي است و تا بحران سياسي در اين جامعه حل نشود و مردم حضورشان در اداره جامعه، به صورت واقعي تحقق پيدا نكند و به عبارت ديگر تا مردم در اداه جامعه و سرنوشت خود مشاركت نداشته باشند، امكان حل ساير بحران ها وجود ندارد. اين مطلبي نيست كه من بخواهم امروز به آن اشاره کنم. اگر به قطعنامه كنگره نهضت در سال 1361 مراجعه كنيد، در آن جا تصريح شده است كه مهم ترين بحران كشورما، بحران سياسي است؛ چرا؟ براي اين كه مردم در جریان انقلاب بر اساس ميثاق هايي با رهبر فقيد انقلاب پيش آمدند و بعدها در چارچوب قانون اساسي با حاكمان ميثاق بستند. قبل از اين كه قانون اساسي تدوين شود، رهبر انقلاب در پاريس ويژگي هاي جمهوري اسلامي را مطرح كردند و گفتند جمهوري اسلامي نظامي است كه در آن آزادي مردم تضمين است، حكومت دموكراتيك است و آزادي و دموكراسي در آن بسيار پيشرفته تر از دموكراسي غربي است. اين مطالب ضمن سخنرانيها و مصاحبه‌هاي رهبرفقيد انقلاب در صحيفه نور چاپ شده است. نه تنها مردم ايران بلكه مردم جهان شيفته اين مواضع رهبر فقيد انقلاب در پاريس شدند كه چنين نظام انساني قرار است در ايران حاكم شود و به همين علت انقلاب اسلامي ايران توانست تأثيري عميق در سطح جهاني از خود برجاي بگذارد و غرور ملي ايرانيان را ارضا كند. اين قدم اول بود و در فروردين سال 1358 بر اساس همين ميثاق ها، مردم با 98 درصد به نظام جمهوري اسلامي رأي دادند.
البته مهندس بازرگان با شناخت تاريخي كه داشتند، جمهوري دموكراتيك اسلامي را پيشنهاد كردند كه تفسير ديگري از جمهوري اسلامي نشود. موقعي كه پيش نويس اول قانون اساسي در دولت موقت انقلاب تدوين شد، در آن پیش نویس ولايت فقيه وجود نداشت و رهبر فقيد، و شوراي انقلاب هم آن را تأييد كردند. مرحوم مهندس بازرگان از جمله كساني بود كه به ايشان گفتند چون شما قول داديد مجلس مؤسسان تشكيل مي شود به اين قول وفا كنيد كه اين ميثاق ها لغو نشود و محكم بماند. به هر حال بحث‌هاي طولاني شد و مجلس خبرگان قانون اساسي شكل گرفت و در آن آقاي حسن آيت، ولايت فقيه را مطرح كرد و قانون اساسي به آن  سرنوشت دچار شد.  بنابراين، نهضت آزادي ايران با آن مباني كه از سال 40 هنگام تأسيس داشت، به دنبال تأمين آزادي براي مردم و مقابله با فرهنگ استبدادي بود و بعد از انقلاب نيز در راستاي كاهش بحران سياسي عمل مي كرد و طبيعي است كه همواره به اين ارزش ها پاي بند باشد. در ارزيابي دو دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي اگر ترازي تنظيم شود، به نظر من اقدامات مثبتي انجام شده و فضاي جامعه در اين مدت دگرگون شده است. ارزش‌هايي كه امروز در جامعه ما به لحاظ سياسي، اجتماعي مطرح است با قبل از دوم خرداد قابل مقايسه نيست. نه تنها جامعه نسبت به ارزش‌هاي خود آگاه‌تر شده است، حتي جريان محافظه‌كار هم براي حضور در عرصه‌ها، تحت تأثير فضاي سياسي ايران با همين گفتمان با مردم گفتگو مي‌كنند. در مقابل آقاي خاتمي به‌ خاطر تنگناها و فشارها و محدوديت‌هايي كه خود داشتند نتوانستند به تمام وعده‌ها پاسخ بدهند، سرخوردگي و يأس در مردم به وجود آمد. دو گروه در اين روند نقش مهم داشتند كه بحران‌ها را تشديد كرده‌اند. يكي جرياني است كه نمي‌خواهد اصلاحات در ايران ريشه‌دار شود و از همان ابتدا با آقاي خاتمي و برنامه‌هاي آقاي خاتمي برخورد مي‌كردند. جريان ديگر، جريان محافظه‌كار بود كه آنها هم نمي‌خواستند اصلاحات در ايران عميق شود و گسترش پيدا كند كه خروجي اين ديدگاه آن بحران‌هايي است كه در طول 8 سال در مقابل جنبش اصلاحات پديد آوردند.
نهضت آزادي ايران با تحليل موانع و مشكلات طبق روال گذشته در اين انتخابات نيز شركت كرده‌است و با توجه به موانع دولت آقاي خاتمي لازم بود تدابيري انديشيده شود كه آن موانع از پيش روي اصلاحات برداشته شود. يكي از موانع شوراي نگهبان بود كه در انتخابات مجلس هفتم ملموس براي مردم آشكار شد.
نامه: آيا از بين همه موانع رفتار شوراي نگهبان را به عنوان مانع اصلي مي‌دانيد؟
در اين مرحله از انتخابات، شوراي نگهبان به عنوان يكي از موانع فرآيند دموكراسي مطرح است. راه دموكراسي از انتخابات آزاد مي گذرد و تا وقتي كه شوراي نگهبان اين فيلتر نظارت استصوابي را اعمال كند، با اين تلقي از نظارت، نمايندگان واقعي ملت، چه در سطح رياست جمهوري و چه مجلس نمي توانند به ساختار قدرت وارد شوند به هر حال قوه مجريه و قوه مقننه دو ركن مهم در نظام جمهوري اسلامي هستند.
بنابراين اگر بتوان اين مانع را برداشت و آن را اصلاح كرد درباره موانع ديگري كه وجود دارد، مي توان اقدامات مشابه را انجام داد.
در انتخابات ششمين دوره مجلس نيز مانعي كه وجدان جامعه ما را متأثر كرد، همين فيلتر شوراي نگهبان بود. مردم هوشمند ما خوب به یاد دارند که در جریان انتخابات مجلس ششم، چه تغييرات عظيمي براي خارج كردن دكتر عليرضا رجايي از ليست نمايندگان و وارد كردن يك نفر ديگر انجام شد. در مجلس هفتم اين روند آشكارتر و وسيع تر پي گيري شد.
170 نفر از نمايندگان فعلي مجلس كه عموماً چهره هاي شناخته شده اي نيستند با آراي خيلي پايين وارد مجلس هفتم شده اند و مردم اين مسايل را درك مي كنند. يك سازمان سياسي بايد جايي انگشت بگذارد كه براي مردم ملموس باشد و منطق داشته باشد. يك سازمان سياسي كه نگاه به آينده دارد بايد شعارش استراتژيك باشد. درباره سلب اعتماد عمومي مردم نسبت به سلامت انتخابات باید بررسی کرد که چرا اعتماد مردم سلب شده است و نمي خواهند در انتخابات شركت كنند؟ پارامترهاي متعددي مؤثر هستند و يكي از پارامترهاي اصلي عملكرد شوراي نگهبان است.
در عين حال، این نظر هم صحيح است که نهضت آزادي امكاناتي در اختيار ندارد كه بتواند منطق خود را براي مردم توضيح بدهد. حتي نشرياتي كه منتشر مي شوند، نمي توانند نظرات ما را منتشر كنند. ما تا به حال چهار بيانيه در زمينه انتخابات داشته ايم، حال ببينيد چه ميزان از اين بيانيه ها چاپ شده است؟
نامه: آيا اصلاحات تنها از راه وارد شدن به قدرت امكان پذير است؟
درست است كه يك سازمان سياسي از طريق دستيابي به قدرت و با حفظ ارزشهاي خود مي‌تواند برنامه هاي خود را اجر كند، اما نهضت آزادي ايران همواره براين شعار خود تأكيد كرده و مرحوم مهندس بازرگان نيز گفته بودند كه " جنگ ما با حاكميت، جنگ حجت است، نه قدرت ". پيش از اين كه ما به دنبال قدرت باشيم، به دنبال حجت هستيم كه حجت را بر حاكمان و مردم تمام كنيم.
فرآيند دموكراسي، يك فرآيند تدريجي است؛ بايد گام به گام قدم برداشت و در هر مقطعي واقع بينانه موانع را از پيش روي برداشت.
اينك در راستاي برنامه اي كه اعلام كرده ايم، بايستي تا آخرين روز به تلاش خودمان ادامه بدهيم. يا مسؤولان جمهوري اسلامي به مطالبات ملت احترام مي گذارند كه در اين صورت درصد مشاركت بالا خواهد بود و پيامد آن در راستاي منافع  و امنيت ملي است و فشارها را بر جامعه ما كاهش خواهد داد. یا اين كه مسؤولان نظام به موقع واكنش نشان نخواهند داد و تغييري در روش هاي خود اعمال نمي كنند كه در اينصورت آن ها بايد پاسخ گوي پيامدهاي تصميم خود باشند. كاهش مشاركت مردم يعني ضربه زدن به امنيت ملي ما و فكر مي كنم كسي در اين زمينه ترديدي نداشته باشد. در صورت کاهش مشارکت اين آقايان هستند كه بايد پاسخ گو باشند.
نهضت آزادي ايران به عنوان يك سازمان سياسي در اين مقطع به وظيفه تاريخي خود عمل مي كند، حال يا آقايان گوش مي كنند كه به نفع خودشان و جامعه خواهد بود و اگر هم توجه نكنند بايستي هزينه هاي آن را پرداخت كنند.
نامه: موضع نهضت آزادي در صورت عدم تحقق شروط اعلام شده چه خواهد بود؟
باز به وظيفه خود عمل مي كنيم؛ خط قرمز ما منافع ملي ايران است. در آن موقع نيز شرايط جامعه را تحليل و ارزيابي مي كنيم و آن چه را وظيفه باشد در همان مقطع عمل خواهيم كرد. ما در شرايط كنوني به دنبال تحريم انتخابات نخواهيم رفت زيرا آن را در راستاي منافع ملي ارزيابي نمي كنيم. از گزينه هاي ديگري كه پيش روي ماست، گزينه اي را انتخاب مي‌كنيم كه فرآيند دموكراسي در بستر آن تداوم پيدا كند. در بيانيه شماره 4 نهضت آزادي ايران نيز اعلام شده است كه نحوه ادامه حضور ما در اين انتخابات بستگي به ميزان تحقق پيش شرط هاي تعيين شده دارد و ديدگاه ها و مواضع نهايي را با لحاظ منافع و امنيت ملي در زمان مناسب اعلام خواهيم كرد.
منبع: مجله نامه - ويژه نامه شماره 38 – 4 تیر ماه 1384



Wednesday, December 14, 2016

الگو يا مسوول؟


الگو يا مسوول؟
 در حاشيه سخنان شهردارتهران

آقاي محمد باقر قاليباف، شهردار محترم تهران پس از چند روز رايزني فشرده شوراي شهر سوم در سمت خود ابقا شد.
جا دارد به خاطر تداوم مديريت شهري و جلوگيري از تحميل هزينه بيشتر بر شهر تهران از اين انتخاب استقبال كنيم و براي ايشان و شوراي شهر تهران در اجراي وظايف خطيري كه به عهده گرفته‌اند آرزوي موفقيت كنيم، اما در حاشيه جلسه شوراي شهر آقاي قاليباف پس از اين انتخاب ضمن اشاره به رئوس برنامه‌هاي خود اظهار داشتند: «معتقديم كه مديران اجرايي مسوول دين مردم هم هستند و بايد در اين راه تلاش كرده و به معروف سازي ارزش‌ها در رئوس كارها بپردازند.» (همشهري 20/2/86) البته در خصوص رئوس برنامه‌هاي ايشان جا دارد مورد ارزيابي و اظهار نظر كارشناسي قرار گيرد كه موضوع اين نوشته نيست. آنچه مرا بر آن داشت تا اين يادداشت را بنويسم رفع ابهام مهمي است كه در اين سخن ايشان به چشم مي‌خورد. اگر منظور آقاي قاليباف از بيان اين مطلب اين است كه مديران اجرايي بايستي با انجام وظايف محوله با صداقت و امانت به مردم خدمت كنند و با رفتا شايسته خود در جامعه ايماني الگو باشند و از اين طريق با اعتماد سازي در مردم ارزش‌هاي انساني و اخلاق اسلامي مورد عمل قرار گيرد و اين ارزش‌ها هنجار اجتماعي شود، البته اين ديدگاه با آموزه‌هاي اسلامي هماهنگ است و عين صواب. اما اگر منظور اين باشد كه مديران اجرايي خود را مسوول يا متولي دين مردم بدانند و با اين ديدگاه بخواهند ضمن ارائه خدمات، مردم را به دينداري وادار كنند البته اين نظر جاي تامل بسيار دارد و با آموزه‌هاي قرآني هماهنگ نيست. بسيار بعيد است كه منظور جناب قاليباف برداشت دوم باشد. با توجه به اهميت موضوع توضيحات بيشتر ايشان اين ابهام را برطرف خواهد كرد. براي روشن شدن زمينه‌هاي آموزه‌هاي قرآني در اين خصوص و عملكرد پيشوايان ديني اجمالا به چند نكته در اينجا اشاره مي‌كنم.
1-    مجموعه آيات قرآن نشان مي‌دهد كه خداوند رسالت راهبردي همه پيامبران از جمله رسالت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) را ارائه كتاب، حكمت، پالايش نفوس انسان‌ها و آگاهي بخشي معرفي مي‌كند تا انسان‌ها خود اين ارزش‌ها را در جامعه به پا دارند (حديد/25، جمعه/2). آموزه‌هاي قرآني، پيامبران را از اين كه خود را مسوول و متولي دين مردم تلقي كنند بر حذر داشته است. در آيات متعددي تصريح شده است كه تو اي پيامبر به خاطر علاقه‌اي كه به رسالتت داري نبايستي خود را مامور، موكل، نگهبان و مسوول دين مردم تلقي كني. (يونس/108، انعام/107، غاشيه/21 و 22 و ...) وظيفه پيامبر ضمن ابلاغ پيام رسالت در مرحله اول اين است كه اسوه، الگو و شاهدي امين براي رسالت خود باشد و در مرحله بعد به بشارت مومنين و بيم دادن به انكارورزان رسالت بپردازد. (فاطر/23، مائده/99 و يونس/99، احزاب/33 و فتح/48)
2-    در قرآن همانگونه كه جايگاه پيامبران را اسوه و شاهد بودن براي مومنين، مي‌داند وظيفه مومنين را نيز الگو شدن براي ساير انسان‌ها معرفي مي‌كند (احزاب/21، حج/87).
3-    در رفتار اجتماعي پيامبر و ائمه عليهم‌السلام نيز همين آموزه‌هاي قرآني به طور بر جسته مشاهده مي‌شود. يكي از ابلاغ‌هاي آموزنده تاريخي، دستورالعمل حكومتي يا فرمان علي (ع) به مالك (پسر حارث) اشتر نخعي است. در اين نامه علي (ع)، كه ما افتخار پيروي از آن حضرت را داريم، وظايف مدير اجرايي خود را در مصر در چهار عرصه  اقتصادي و تمشيت امور زندگي مردم، حفظ امنيت داخلي و حدود و ثغور كشور، سامان دادن به كار و كيفيت زندگي مردم و عمران و آبادي شهرها به تفصيل شرح داده است. طرفه آنكه در هيچ يك از فرازهاي اين نامه مفصل كوچكترين اشاره‌اي به مسووليت مدير اجرايي در خصوص دين مردم نشده است. در سال‌هاي دهه شصت گاهي گزارش مي‌شد كه در فرصت‌هايي اين نامه تاريخي (ع) در جلسات هيات دولت خوانده مي‌شد. شايد لازم باشد بار ديگر مديران اجرايي كشور مطالعه اين نامه را در برنامه شخصي خود منظور كنند. ترجمه روان نهج‌البلاغه توسط شادروان دكتر اسداله مبشري، اولين وزير دادگستري بعد از پيروزي انقلاب، مي‌تواند منبع ارزشمندي براي مطالعه علاقه‌مندان باشد.
4-    در شرايطي كه خداوند پيامبر خود را كه حامل و امين وحي است از اين كه احساس كند مامور، وكيل و يا مسوول دين مردم باشد بر حذر داشته و فقط خواسته است كه پيامبر اسوه و شاهد رسالت خود باشد و براي مومنين نيز چنين مسووليتي را در حوزه شخصي آنان مشخص كرده است، آيا مي‌توان انتظار داشت مديران اجرايي كشور وظيفه‌اي بالاتر بر عهده داشته باشند؟

منبع : روزنامه هم ميهن – 26 اردیبهشت 1386