Wednesday, May 31, 2017

لیست امید واکنش راهبردی به عملکرد شورای شهر چهارم


گفت‌وگو با محمد توسلی، اولین شهردار تهران پس از انقلاب:

لیست امید واکنش راهبردی به عملکرد شورای شهر چهارم

 دفتر شورای شهر چهارم و ریاست 12 ساله قالیباف بر شهرداری تهران این روزها در حالی به صفحات آخر خود نزدیک می‌شود که کارنامه چندان قابل قبولی از عملکرد این دو نهاد نظارتی و اجرایی کلانشهر تهران وجود ندارد. به گفته صاحب نظران نه گفتن مردم به نمایندگان حال حاضر شورای شهر در انتخابات 29 اردیبهشت ساده‌ترین نشانه از نارضایتی مردم از عملکرد مدیریت شهری و شورای شهر تهران است. «زمین سوخته» تنها تعبیری است که این روزها صاحب نظران و کارشناسان شهری از میراث شورای شهر چهارم و شهردار فعلی برای شورای شهر پنجم و شهرداری جدید استفاده می‌کنند و این میراث نامیمون چالش‌های پیش روی اعضای منتخب شورای شهر و شهردار جدید را دو چندان می‌کند. در همین زمینه به سراغ محمد توسلی اولین شهردار تهران پس از انقلاب اسلامی رفتیم تا نظر وی را در خصوص چالش‌ها و اولویت‌های پیش روی شورای شهر پنجم و شانزدهمین شهردار تهران پس از انقلاب را جویا شویم.

آقای توسلی نظر شما در خصوص انتخابات اخیر شورای شهر تهران و رأی آوری لیست امید چیست؟

ساده‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از انتخابات 29 اردیبهشت شورای شهر تهران گرفت این است که مردم تهران از عملکرد شورای شهر دوره دوم، سوم و خصوصاً چهارم به شدت ناراضی بوده‌اند و این یک واکنش طبیعی است که وقتی اعضای شورای شهر نتوانستند مدیریت اجرایی و شهردار تهران را کنترل و به درستی نظارت کنند مردم به طور کامل آنها را از صحنه حذف می‌کنند تا مجموعه‌ای که در راستای گفتمان اصلاحات، حقوق شهروندی و ارتقای کیفیت زندگی، ایمنی، رفاه و محیط زیست است، روی کار بیاید؛ این واقع بینانه ترین واکنشی است که مردم تهران نسبت به عملکرد شورای شهر چهارم و ریاست 12 ساله آقای قالیباف بر شهرداری تهران نشان دادند.
شورای شهر پنجم و شهردار جدید تهران، شهر را در چه شرایطی تحویل خواهند گرفت؟

متاسفانه شرایطی که شورای شهر پنجم و شهردار جدید تحویل می‌گیرند شرایط مطلوبی نیست؛ درست مثل عملکردی که دولت نهم و دهم داشتند و دولت یازدهم در سال 92، کشور را در شرایط نامطلوبی تحویل گرفت.
متاسفانه مدیریت و عملکرد مالی شهرداری در این مدت 12 ساله شفاف نبوده است و مجموعه گزارش‌ها نشان می‌دهد شهرداری تهران بدهی سنگینی دارد و برخی این بدهی را تا 20 هزار میلیارد تومان تخمین زده‌اند که اگر درست باشد به این معناست که شهرداری بیش از بودجه سالانه خود (17 هزار میلیارد تومان) بدهی دارد! در نتیجه مدیریت جدید شهر تهران با یک چالش جدی در برنامه ریزی مالی مواجه خواهد شد.
چالش دیگر، جذب نیروهای بسیار گسترده‌ای است که در شهرداری طی 12 سال اتفاق افتاده است و پرداخت حقوق این همه پرسنل هزینه سنگینی را به مردم شهر تهران و مدیریت جدید شهری تحمیل خواهد کرد.

با این اوصاف اولین اولویت شورای شهر پنجم و مدیریت جدید شهری چه مسائلی باید باشد؟

اولین اولویت این است که در چارچوب قانون شوراها و شهرداری در خصوص ساماندهی وضعیت موجود و پاسخ به نیازهای مبرم شهروندان عمل شود. بعد از این موضوع، مهم‌ترین اولویت شورای شهر پنجم باید متمرکز بر پیگیری بررسی و نهایی شدن لایحه مدیریت شهری باشد، زیرا خروجی این لایحه این است که دولت کوچک‌تر و مسئولیت‌ها در سطح شهرها و روستاها به خود مردم سپرده شود. تا این ساختار در کشور پیاده نشود نه دولت می‌تواند در اجرای برنامه‌های خود موفقیت داشته باشد و نه شورای شهر جایگاه واقعی خود را پیدا کند و نه نظارت صحیح بر شهرداری‌ها اعمال می‌شود. از سوی دیگر، اصلاح ساختار مدیریت شهری و جایگزین کردن نیروهای جدید به جای نیروهایی که با رابطه و خلاف ضوابط مدیریتی روی کار آمده‌اند نه شایستگی، یکی از اقداماتی است که شهردار جدید تهران باید با درایت آن را در برنامه راهبردی خود قرار دهد.

این لایحه اکنون در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
لایحه مدیریت واحد شهری توسط دولت یازدهم در سال 93 تهیه شد. وزارت کشور اقدامات کارشناسی روی آن را انجام داده و تاکنون دو جلسه هم اندیشی با حضور کارشناسان، نمایندگان مجلس، شورای های شهر و استانداری‌ها و... برگزار شده است. با این وجود این لایحه هنوز نواقصی دارد از جمله اینکه جایگاه و اختیارات شورای شهر در آن به درستی تعریف نشده است. در حال حاضر لایحه مذکور در دست بررسی و رفع نواقص بوده و در صورت تصویب در دولت، در آینده نزدیک برای بررسی به مجلس خواهد رفت.

برخی معتقدند در صورت تصویب این لایحه قدرت گرفتن شهرداری خطرناک خواهد بود؛ نظر شما در این باره چیست؟
 بله موافقم، زیرا طبیعی است وقتی دایره وظایف و اختیارات و زیرمجموعه‌های مدیریت اجرایی شهرداری بیشتر شود و قرار باشد موضوعاتی مثل آب، برق، گاز، بهداشت و حتی راهنمایی و رانندگی زیرمجموعه شهرداری شود، مسلماً مشکلاتی پیش خواهد آمد. اما اگر اختیارات و نظارت شوراها در جایگاه حکمروائی‌های محلی (Local Government) تقویت شود مدیریت شهری به لحاظ سیاست گزاری، برنامه ریزی و نظارت بر عملکرد مدبریت اجرایی شهرداری قابل کنترل خواهد بود.بعد از تصویب لایحه مدیریت شهری آنچه ضرورت دارد اصلاح قانون شوراهاست؛ به این ترتیب که محلات هم شورای محلی داشته باشند و نمایندگانی از شورای محلات در شورای مناطق و نمایندگان شورای مناطق در شوراهای شهر حضور داشته باشند. به این ترتیب شورای شهر نماینده طبیعی همه مراکز شهری خواهد بود و پارلمان شهری نظارت واقعی‌تر و صحیح‌تری بر شهرداری خواهد داشت.این در حالی است که در شرایط کنونی 21 نماینده شورای شهر برای کلانشهری مثل تهران نمی‌توانند با محلات و مناطق شهری ارتباط طبیعی داشته باشند. بنابراین ضرورت دارد ساختار شورای شهر فعلی اصلاح شود، تعداد اعضای شورای شهر و اختیاراتشان افزایش یابد و مدیریت شهری در اختیار مصوبات شورای شهر باشد؛ این ساختار در تمام کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتی کشورهای در حال توسعه مثل ترکیه و هند وجود دارد. اما ساختار شورای شهر در کشور ما همچنان ناکارآمد و قدیمی است به همین علت مشکلات عدیده‌ای در اداره شهرها و روستاها داریم. ما امیدواریم در شورای شهر پنجم شاهد پیگیری این تحولات اساسی در ساختار مدیریت شهری و شوراهای شهر باشیم.
منبع: روزنامه الکترونیکی امید ایرانیان- 4 خرداد 96- سارا علایی


Sunday, May 21, 2017

پیروزی روحانی در دور اول با بیش از 20 ملیون رأی

‏
پاسخ محمد توسلی به نظرخواهی ماهنامه اندیشه پویا در اول اردیبهشت 96 :

پیروزی روحانی در دور اول با بیش از 20 ملیون رأی

1.            به نظر شما دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری به کدام انتخابات‌ در تاریخ جمهوری اسلامی شبیه‌تر است؟
این انتخابات به انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری مربوط به دور دوم آقای خاتمی در سال 1380 شبیه تر است. زیرا در آن انتخابات هم جریان محافظه‌کار و دولت پنهان با تمهیدات مختلف از جمله بازداشت‌های گسترده تلاش کردند تا آقای خاتمی برای دوره دوم کاندیدا و یا انتخاب نشود. اما در پی رشد اجتماعی مردم و افزایش واقع بینی و اقداماتی از جمله بیانیه معروف زنده‌یاد دکتر یدالله سحابی که ضمن آن از مردم دعوت به حضور و شرکت در انتخابات و رأی به آقای خاتمی شده بود؛ تلاش محافظه‌کاران با شکست مواجه شد و آقای خاتمی با رأی بیشتر از دوره اول برای تداوم دولت اصلاحات انتخاب شد.   
2.            جدی‌ترین رقیب روحانی در انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو چه کاندیدایی است؟
ظاهرا آقای رئیسی که غیر منتظره وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری شده و از حمایت دور از انتظار محافظه‌کاران و رسانه‌های عمومی و قدرت های پنهان برخوردار بوده است، بایستی جدی‌ترین رقیب روحانی قلمداد شود.
3.            به نظر شما آیا طرح کاندیدای پوششی در نهایت به ضرر اصلاح‌طلبان است یا به ضرر ایشان
با توجه به رایزنی‌هایی که در روزهای پایانی ثبت نام نامزدها، به عمل آمده است به نظر می رسد طرح نامزد سایه یا پوششی اگر درست مدیریت شود می‌تواند به مصلحت همه از جمله اصلاح طلبان باشد.
4.            در یک رقابت فرضی میان حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد، احمدی‌نژاد با شعارهای پوپولیستی خود، چند درصد شانس پیروزی دارد؟
 با توجه به سوابق و کارنامه دو دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که اکثریت مردم آگاه ایران با پوست و گوشت واستخوان خود پیامد های آن را لمس کرده و می کنند، شانس پیروزی ایشان در حد صفر است؛ زیرا اکثریت جامعه ما از رشد و بلوغی بهره مند شده‌اند که دیگر از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شوند.
5.            موج پوپولیسم به تضعیف بسیاری از دموکراسی‌ها و نظم‌های مستقر در جهان انجامیده است. با توجه به قرار داشتن دولت اعتدال در موقعیت پوزیسیون، خطر مواجهه اصلاح‌طلبان با یک خیزش پوپولیستی علیه خود را در انتخابات اخیر و در افق انتخابات سال ۱۴۰۰-به تفکیک- چقدر جدی می‌بینید؟
خطر موج پوپولیسم همان گونه که جامعه باز و آزاد آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است؛ بدون تردید می‌تواند جامعه ما را هم متاثر سازد، به ویژه در سطح روستاها، شهرهای کوچک، حاشیه شهرهای بزرگ و حتی در کلان‌شهرها. آن بخش از جمعیت، خواه از طبقات فرودست اجتماعی و یا اقشار نوکیسه که منافعشان اقتضائاتی دارد و یا از آگاهی کمتری برخوردارند، هم می‌توانند، امروز و هم در آینده، تحت تاثیر شعارهای اقتصادی واهی و البته دهان‌پرکن قرار گیرند و به‌ویژه در شرایط کنونی با سوءاستفاده از عواطف مذهبی اقشار سنتی جامعه و یا تحریک و عدم پاسخ‌گویی مسوولانه به مطالبات قومیتی این احتمال کمابیش مطرح است و بنابراین باید خطر بازتولید پوپولیسم و تسلط او بر ارکان قدرت سیاسی را جدی گرفت. برای پیشگیری از موج پوپولیسم در هر دو زمینه اقتصادی و تحریک ناصواب عواطف مذهبی و قومیتی؛ طیف اصلاح طلبان و همه احزاب، نهادهای مدنی و همه آگاهان جامعه در کنار مسئولان دولتی مسئولیت سنگینی بر عهده دارند تا با اطلاع رسانی به موقع و آگاهی بخشی از یک سو و با انجام اقدامات موثری در زمینه بهبود شرایط زندگی و بالابردن شاخص‌های رضایت عمومی و توسعه پایدار و متوازن از سوی دیگر، مطالبات اجتماعی را مدیریت کنند و زمینه‌های موج پوپولیستی را خنثی سازند.
6       - پیش‌بینی شما از نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری چیست؟ (روحانی در مرحله اول پیروز خواهد شد/ روحانی در مرحله اول انتخابات شکست خواهد خورد/ انتخابات دومرحله‌ای شده و روحانی در مرحله دوم پیروز خواهد شد/ انتخابات دومرحله‌ای شده و روحانی در مرحله دوم شکست خواهد خورد)
اگر آقای روحانی رد صلاحیت نشود و انتخابات بدون حاشیه و سلامت برگزار شود، با ترکیب فعلی نامزد های محتمل، ایشان، همچون آقای خاتمی در سال 80، در مرحله اول پیروز خواهند شد.
7- پیش‌بینی شما از میزان رای روحانی در انتخابات پیش‌رو چقدر است؟ چند میلیون رای؟
اگر انتخابات بدون حاشیه و سلامت برگزار شود، میزان رأی آقای روحانی بیش از بیست ملیون خواهد بود. روحانی در سال 92 حدود 51 درصد رای داشت. چنان‌چه آرای او در این دوره به بالای شصت درصد صعود کند، حاوی پیامی اجتماعی است که می‌تواند دست او را در پیگیری حقوق ملت و بهبود شرایط داخلی بازتر کند.
8-.مهم‌ترین کلیدواژه‌ای که رقابت‌های انتخاباتی را به ضرر روحانی به پیش می‌برد چیست؟
مشکلات اقتصادی و معیشت مردم و عدم تحقق برخی وعده های انتخاباتی سال 92 مهم‌ترین چالشی است که پیش پای آقای روحانی در رقابت‌های انتخاباتی قرار می‌گیرد. البته پرسش‌هایی هم از سوی طیف تحریمی‌ها مطرح است که طرح و دامن زدن به آن‌ها در شرایط انتخابات ممکن است مطالبات را افزایش دهد و ایجاد ناامیدی کند که آن هم در نهایت به ضرر روحانی خواهد بود: تداوم فضای امنیتی نه تنها بر حوزه فعالیت‌های سیاسی که بر حوزه کسب و کار و سرمایه‌گذاری خارجی از جمله این موارد به شمار می‌رود. شایسته است که آقای روحانی با توضیحاتی صادقانه و قانع‌کننده خود هم دستاوردهای دولت خود را در این زمینه‌ها توضیح دهد و هم به طور شفاف در خصوص موارد عدم تحقق وعده‌های خود؛ محدودیت‌ها و موانع را به آگاهی مردم برساند.
9-   مهم‌ترین کلیدواژه‌ای که رقابت‌های انتخاباتی را به نفع روحانی می‌تواند به پیش ببرد چیست؟
مذاکرات موفق برجام و دستاوردهای بین المللی و داخلی آن در عرصه روابط بین الملل و رفع مشکلات داخلی. آمار و اطلاعات شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چهار سال اخیر و مقایسه با شاخص‌های نظیر دو دوره ریاست جمهور آقای احمدی نژاد که مورد حمایت مطلق و همه جانبه محافظه‌کاران بوده است می تواند نقش آگاهی بخشی داشته و برنامه تخریبی علیه دولت روحانی را خنثی کند. لازم است که این توضیحات به زبانی صورت گیرد که قابل فهم عمومی باشد و اعتماد مردم و اقناع افکار عمومی را به دست آورد.
۱۰ - آیا با توجه به واقعیت‌های سیاسی یک دهه اخیر در ایران، دو قطبی راست و چپ، یا اصولگرا و اصلاح‌طلب، همچنان معنادار است؟ یا اینکه دوقطبی استثناگرایان ﴿با نگاه آخرالزمانی و پوپولیستی در سیاست﴾ و عادی‌سازان ﴿طرفداران نرمالیزه شدن شرایط﴾ توضیح‌دهنده واقعی‌تری از جناح‌بندی‌های سیاسی در ایران است؟
به نظر بنده دو واژه "محافظه کار" و "اصلاح طلب" روشن تر واقعیت های گروه های اجتماعی – سیاسی ایران را مشخص می کند. محافظه کاران که مدعی اصولگرایی هستند به دنبال حفظ وضع موجود با تکیه بر ادبیات اسلام سنتی و منافع طیف خاصی در جامعه هستند. اصلاح طلبان که نگاه جامعه محور دارند به دنبال تحقق مطالبات تاریخی ملت ایران از انقلاب مشروطه، نهضت ملی ایران و آرمان های اولیه و اصیل انقلاب اسلامی 57 که در اصول قانون اساسی تبلور دارند، هستند. محافظه‌کاران به حکومت از بالا توجه دارند ولی اصلاح طلبان به حکومت از پایین و حاکمیت واقعی مردم بر سرنوشت خود تاکید دارند.
۱۱ - رویکرد اقتصادی دکتر نیلی، حلقه نیاوران، و بازوی اقتصادی دولت روحانی، با انتقاداتی از سوی برخی نیروهای چپ‌ترِ جبهه اصلاحات در ماه‌های گذشته مواجه بوده است. به اعتقاد شما این انتقادات که اصلی‌ترین انتقادات در جبهه اصلاحات نسبت به دولت اعتدال بوده، چقدر واقع‌بینانه و چقدر غیر‌واقع‌بینانه بوده‌اند؟
ریشه و محور اصلی انتقادات به رویکرد کارشناسان اقتصادی دولت روحانی به نظر می‌رسد بیشتر تحت تاثیرات فرهنگ چپ بعد از انقلاب است که تصور می‌کردند دستیابی به فضیلت عدالت مستلزم تمرکز کارها، مشابه کشور های بلوک شرق با دیدگاه های  مارکسیستی، در دست دولت و اعمال محدویت بر بخش خصوصی است. پیامد چنین نگرشی به تدریج کشور را با وضعیت باد کرده دولت فعلی مواجه ساخته است که درآمدهای دولت گاهی حتی برای پرداخت حقوق کارکنان دولت هم کافی نیست و عملا اعتبارات بودجه های عمرانی به صفر نزدیک شده است. به نظر راقم این سطور، بخشی از این‌گونه انتقادات واقع بینانه نیستند و ضرورت دارد دولت با تصویب و اجرای لایحه مدیریت شهری کلیه خدمات مورد نیاز مردم را، چون کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، در شکل دولت‌های محلی و پارلمان شهری، به خود مردم و بخش خصوصی واگذار نماید و با کوچک شدن دولت و صرفه‌جویی در هزینه‌های زائد، اعتبارات را صرف توسعه کلان کشور بنماید.
۱۲ - چنان‌که مشاور رئیس جمهور اعلام کرده است ایران با شش ابربحران در «منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» مواجه است و نیروهای سیاسی فارغ از مرزبندی با جناح مقابل خود، در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری، شوراها یا مجلس، برای رفع این بحران‌ها باید برنامه داشته‌باشند. چه نمره‌ای ﴿از یک تا بیست﴾ به برنامه‌محوریٍ اصلاح‌طلبان می‌دهید؟
نمره قابل قبول 14
۱۳ - در صورت پیروزی روحانی در انتخابات پیش‌رو، در اولویت‌ترین برنامه‌ای که باید در ۴ سال دوم ریاست‌جمهوری پی گرفته شود چیست؟ (همچنان عادی سازی روابط خارجی و ادامه برجام / مبارزه با رکود اقتصادی و بیکاری/ ایجاد فضای باز سیاسی و تحقق آشتی ملی/ یا... )
تقویت ظرفیت و کارآمدی وزرا و مدیران ارشد دولت از طریق جذب اشخاص جوان‌تر، اصلاح ساختار دولت با اجرای قانون مدیریت شهری و سپردن کار مردم به خود مردم با تشکیل پارلمان های شهری و کوچک کردن دولت برای تصدی وظائف ستادی دولت. مطالعات اقتصادی حکایت از این دارند که حتی افزایش درآمد نفتی به تنهایی نمی‌تواند مشکلات اقتصادی و به ویژه رکود را مهار کند. سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در ایران یک ضرورت بی‌بدیل جهت برون رفت از بحران‌های کنونی است: اعم از بحران آب یا بحران اشتغال و ...... و پیشنیاز سرمایه گذاری امنیت قضایی است.
در همین راستا بهبود شرایط سیاسی و پیگیری توسعه سیاسی در ایران، پیش‌نیاز پاسخ‌گویی و پیگیری سایر برنامه‌های دولت در حوزه‌های اقتصادی و روابط بین‌الملل به حساب می‌آید، از این رو پیشبرد پروژه وفاق ملی و مهار فضای امنیتی در راستای افزایش شاخص‌های تحقق حقوق شهروندی و حاکمیت ملت و میدان دادن به فعالیت و گسترش نهادهای مدنی، به بروز زمینه‌هایی برای اعتماد و همکاری عمومی در عرصه داخلی و بین‌المللی منجر خواهد شد. هیچ دولتی و از جمله دولت ایران بدون همکاری موثر نهادهای مدنی نمی‌تواند و نباید انتظار پیشبرد برنامه‌های خود را داشته باشد.

منبع: ماهنامه اندیشه پویا- شماره 42 – اردیبهشت 96  

Tuesday, May 16, 2017

چرا فقط لیست امید؟


چرا فقط لیست امید؟
محمد توسلی
پس از طی مراحل طولانی کارشناسی و غربالگری نامزدهاي انتخابات شوراي شهر و با بهره‌گیری از خرد جمعی، فهرست ٢١نفره امید از سوی شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نهایی و منتشر شده و مورد تأیید رئيس دولت اصلاحات، آقای سید محمد خاتمی، نیز قرار گرفته است. در چنین شرایطی، جمعی از نامزدها فهرست‌های دیگری با عنوان «اصلاح‌طلب» منتشر کرده‌اند که در آنها اسامی نامزدهای شایسته‌ای به چشم می‌خورد. پیامد تداوم چنین روندی در نتیجه انتخابات شورای شهر کلان‌شهر تهران کاملا مشخص است: پراکندگی آرای نامزدهای اصلاح‌طلب، موفقیت نامزدهای محافظه‌کاران و تداوم مسائل و مشکلات مدیریت کلان‌شهر تهران. 
ضمن احترام به حق شهروندی همه نامزدهای محترم برای حضور در انتخابات شوراها، یادآوری می‌کنم که ارزیابی تجربه‌های انتخابات در دوره دوم شورای شهر تهران و انتخابات ریاست‌جمهوری سال ١٣٨٤ از یک‌سو و انتخابات‌ ریاست‌جمهوری سال ١٣٩٢ و انتخابات مجلس اخير از سوی دیگر، نشان می‌دهند که هر زمان یک جریان، نامزد‌ها یا لیست‌های متعدد ارائه کرده، با شکست مواجه شده است. بنابراین در شرایط کنونی، اهداف راهبردی گفتمان اصلاحات و انتظار شهروندان ایجاب می‌کند که فقط لیست امید که در فرایند خردورزی جمعی، نهایی و عرضه شده است، مورد حمایت قرار گیرد تا از پراکندگی آرا پیشگیری شود و شورای شهر پنجم تهران بتواند با اکثریت و انسجام لازم برای رویارویی با چالش‌های جدی مدیریت کلان‌شهر تهران، به وظایف سنگین خود عمل کند. این توصیه راهبردی باوجود نقدهای منصفانه و بحقی است که می‌توان بر مکانیسم صورت‌دهی و همچنین برخی کاندیداهای اعلام‌شده فهرست یادشده داشت و امید است که در اولین فرصت و به‌موقع مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار گیرد.
خوشبختانه عده زیادی از نامزدهای شورای شهر تهران، در راستای چنین ضرورتی، در روزهای اخیر اعلام انصراف از نامزدی کرده‌اند و انتظار می‌رود که دیگر نامزدهای اصلاح‌طلب مطرح نیز به‌موقع به این روند تأسی کنند و همانند انصراف اخلاقی و شجاعانه دکتر عارف، نامزد ریاست‌جمهوری در انتخابات سال ١٣٩٢- که موجب پیروزی آقای دکتر روحانی شد- موجبات تحسین و تقدیر همگان را پدید آورند.
 در برابر چنین احساس مسئولیت و ایفای وظیفه‌ای که سایر نامزدهای اصلاح‌طلب در شرایط کنونی بروز می‌دهند، انتظار می‌رود که اعضای منتخب لیست امید در پنجمین دوره شورای شهر، بستری برای جلب همکاری صمیمانه سایر نامزدهای واجد شرایط- به‌ویژه برخی از اعضای چهارمین دوره شورای شهر که تجربیات ارزنده‌ای دارند- را در گروه‌های کارشناسی فراهم آورند. با این‌گونه کار جمعی و بهره‌گیری از دانش و تجربه کارشناسان و نهادهای کارشناسی، شورای شهر منتخب خواهد توانست توفیق مطلوبی در ایفای وظایف سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و نظارت، از جمله پیگیری اجرای لایحه مدیریت واحد و یکپارچه شهری به دست آورد و با روشی واقع‌بینانه به رفع چالش‌های جدی پیش‌روی مدیریت شهری کلان‌شهر تهران و تأمین نیازهای اساسی شهروندان بپردازد.
به امید آن روز، با رأی یکپارچه به لیست امید
منبع: روزنامه شرق 27 اردیبهشت 96



Saturday, April 29, 2017

چه کسانی به شوراها بروند؟

Top of Form

چه کسانی به شوراها بروند؟

محمد توسلی
 پس از تجربه چهار دوره شوراهای شهری و حضور تعداد زیادی داوطلب برای ورود به پنجمین دوره شوراها، به‌ویژه در کلان‌شهر تهران، این سؤال جدی برای تنظیم‌کنندگان فهرست‌های انتخاباتی و همچنین شهروندانی که می‌خواهند رأی بدهند، مطرح است که چه کسانی باید به شوراها بروند تا در این مرحله حساس بتوانند به وظايف سنگین خود در قبال شهروندان عمل کنند. 
برخی حضور ورزشکاران و هنرمندان را هماهنگ با وظايف شوراها نمی‌دانند، جمعی به درستی بر حضور افراد با تخصص‌های مرتبط با وظايف مدیریت شهری مانند مهندسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و... و تجربه در مدیریت شهری تأکید دارند و برخی حضور زنان و جوانان را در شوراها ضروری می‌دانند. 
به نظر صاحب این قلم؛ وظايف اعضای شوراها به‌ویژه شورای کلان‌شهرها در شرایط کنونی بسیار سنگین‌تر و گسترده‌تر از برداشت‌های معمول است. زیرا ساختار کنونی مدیریت شهری از جمله قانون موجود شورای شهر و قانون شهرداری‌ها پاسخگوی چالش‌های جاری مدیریت شهری نیست. اختیارات شورای شهر بسیار محدود است و دامنه آن حداکثر نظارت بر خدمات شهری را دربر می‌گیرد. از سوی دیگر ساختار متمرکز و اقتدارگرای شهرداری که همه امکانات سازمانی، کارشناسی و اعتبارات را در اختیار دارد؛ فرصتی را برای اعضای شورای شهر فراهم نمی‌کند که بتوانند به وظايف ذاتی خود؛ یعنی سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و نظارت بر برنامه‌های مصوب عمل كنند. تجربه چهار دوره شورای کلان‌شهر تهران نشان داده است با وجود نقدهایی که به‌حق برخی از اعضای شورای شهر بر عملکرد مدیریت شهرداری داشته‌اند، اما عملا این مدیریت برنامه‌های موردنظر خود را پیش برده و شهر را با واقعیت‌های تلخ و ناهنجار کنونی مواجه كرده است.
 
وزارت کشور دولت آقای روحانی از سال 1393 برای رفع مشکلات و چالش‌های مدیریت شهری به‌ویژه در کلان‌شهرها، لایحه مدیریت شهری را در دستور کار خود قرار داده است و درحال‌حاضر این لایحه در سطح کارشناسی در دست بررسی است تا پس از رفع نواقص و تصویب آن در مجلس، مورد عمل قرار گیرد. در این لایحه با توجه به مفاد اصول قانون اساسی درخصوص جایگاه شوراها در مدیریت شهری و بهره‌گیری از تجربه موفق مدیریت شهری در سایر کشورها، برای سپردن کار مردم به دست مردم در روستاها و شهرها و کوچک‌سازی وظايف سازمان‌های دولتی و کاهش هزینه‌های دولت، قرار است ساختار و وظايف شوراها با شکل‌گیری مدیریت واحد شهری و نهایتا پارلمان شهری متحول شود.
 
در چنین مرحله حساسي از تحول در مدیریت شهری است که اعضای شورای شهرها، به‌ویژه در کلان‌شهرها، در این فرایند مهم و تاریخی بايد نقش‌آفرین باشند، حضور اشخاصی در شوراها ضروری است که علاوه بر پاک‌دستی و آشنایی با تخصص‌های مرتبط با مدیریت شهری، از تجربه مدیریت بالایی برای پیگیری نهایی‌شدن لایحه مدیریت شهری و زمینه‌سازی برای پیاده‌شدن ساختار جدید مدیریت شهری، از طریق دولت و مجلس، برخوردار باشند. البته به عنوان پیش‌نیاز همه ویژگی‌هایی که برشمرده شد، منتخبان شوراها باید تجربه کافی را در زمینه کار جمعی و اجتماعی در نهادهای مدنی یا احزاب سیاسی داشته باشند تا بتوانند با پرهیز از تکروی‌های متداول، ظرفیت‌های تخصصی و مدیریتی اعضای شورای شهر را به‌طور هماهنگ در خدمت اهداف و برنامه‌های مشترک قرار دهند و از تجربه تلخ تکروی‌های شورای شهر اول پیشگیری کنند.
 
برای تفصیل این موضوع و آشنایی با تجربه مدیریت شهری در دو سال اول بعد از انقلاب در شهر تهران و تجربه بشری در زمینه نحوه پاسخ‌گویی به چالش‌ها و مسائل مدیریت شهری، علاقه‌مندان می‌توانند به یادداشت‌هایی به قلم راقم این سطور مراجعه کنند.
 
منبع: روزنامه شرق 10 اردیبهشت 96





Bottom of Form


Thursday, April 27, 2017

برخورد حضرت علي(ع) با مخالفان سياسي خود


برخورد حضرت علي(ع) با مخالفان سياسي خود
محمد توسلی
در آستانه شهادت مولاي متقيان حضرت علي(ع)، بررسي چگونگي برخورد و مواجهه با مخالفان سياسي در دوران پنج ساله حكومت آن حضرت در شرايط كنوني براي همه شيعيان او به ويژه كساني كه مايلند رفتار سياسي آن پيشوا را الگو قرار دهند مي‌تواند درس‌آموز باشد.
در آن دوران به طور مشخص سه گروه قاسطين، ناكثين و مارقين مخالفان سياسي حضرت امير را تشكيل مي‌دادند. مصداق قاسطين معاويه بود كه از زمان خلافت عمر در شام حكومت مي‌كرد و با تأسي بر سنت‌هاي جاهلي و تقليد از شاهان ايران و روم كاخ سبز و دربار براي خود بر پا كرده بود و به نام اسلام منصب قدرت را تصاحب كرده بود و پس از بيعت گسترده مردم با علي(ع) حاضر به بيعت نشد.
 ناكثين، طلحه و زبير بودند كه پيشينه اصحاب قديمي رسول خدا(ص) را در كارنامه خود داشتند و با توجه به نقشي كه در سرنگوني عثمان داشتند خود را براي رهبري شايسته‌تر از علي مي‌دانستند و با وجود بيعتي كه با علي كرده بودند عدالت علي را برنتافتند و با هواداران خود در بصره عليه حكومت علي قيام كردند.
مارقين، خوارج نهروان هستند كه به علت تحجر فكري و خشكه مقدسي در لحظات حساسي كه سپاهيان علي در جنگ صفين در آستانه پيروزي بودند تحت تأثير نيرنگ معاويه كه قرآن‌ها را بر سر نيزه كرده بود در مقابل علي قرار گرفتند. ابتدا اصرار به پذيرش حكميت داشتند و حضرت به رغم تشخيص خود بخاطر احترام به نظر اكثريت سپاهيان، حكميت را پذيرفت. موقعي كه خوارج متوجه اشتباه خود شدند بر علي خرده گرفتند كه چرا تو حكميت را پذيرفتي و بايد توبه كني.
اگر قاسطين (معاويه) اهل دنيا طلبي و لذات زندگي بودند و ناكثين (طلحه و زبير) تشنه قدرت و سلطه سياسي بودند، مارقين (خوارج) اهل عبادت و شب‌زنده‌داري براساس برداشت‌هاي سطحي و متعصبانه خود و نماد جهالت، حماقت و سنگ‌دلي بودند.
رفتار حضرت علي با اين طيف مخالفان كه در اسناد تاريخي آمده است بسيار آموزنده است [1] در اين مختصر صرفاً به محورهاي اصلي رفتار حضرت علي با مخالفان سياسي خود اشاره مي‌شود:
1-    آزادي بيان ـ خوارج از آزادي كامل براي ابراز نظرات خود حتي توهين به حضرت علي برخوردار بودند، اما نه تنها جلوي انتقادها و حتي توهين‌هاي آنها گرفته نمي‌شد بلكه با سكوت و در مواقع لازم با ارائه توضيحات آگاهي‌بخش با آنان برخورد مي‌شد. و داستانهاي رفتار خوارج در مسجد با حضرت علي كه با تلاوت آياتي از قرآن او را متهم به شرك و انحراف مي‌كردند فراوان نقل شده است. اما حضرت درمقابل آنان كه تا اين حد به او اهانت مي‌كردند و در مسجد او را به تمسخر مي‌گرفتند، شعار مخالف مي‌دادند و حتي مي‌خواستند نمازش را بشكنند صبورانه يا سكوت مي‌كرد و يا آنها را نصيحت مي‌كرد. جالب است كه در اين شرايط حتي حقوق يك نفرشان را هم از بيت‌المال قطع نكرد و از حقوق شهروندي برخوردار بودند.
به تعبير ادبيات امروز در دوران حكومت علي «جرم سياسي» و «زنداني سياسي و عقيدتي» وجود نداشت و مخالفان سياسي و عقيدتي از آزادي كامل برخوردار بودند.
2-    گفت و گو با مخالفان ـ حضرت علي بجاي سركوب و به زندان انداختن مخالفان سياسي خود از راه گفت و گو بستر لازم را براي رهايي از جهل و آگاهي مردم و توسعه فرهنگي و اخلاقي جامعه فراهم مي‌كرد. خطبه‌ها و نامه‌هاي حضرت در نهج‌البلاغه گواه اين واقعيت است. پيامد اين روش ارشاد بجاي تحكم و اجبار، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر خوارج به راه حق بازگشتند. اما افراد متعصبي كه زمينه هدايت نداشتند با لجبازي به موضع باطل خود مصمم‌تر شدند و براي كشتن كافران! به اميد شهيد شدن! با هم پيمان مي‌بستند.
3-    هرگز آغازگر جنگ نبود ـ حضرت علي در مقابل هر سه گروه مخالف، خويشتن داري، صلح طلبي را تا آخرين لحظات پيگيري مي‌كرد. تا آنان دست به شمشير نمي‌بردند هرگز به آنان تعرضي نداشت ـ حتي پس از آغاز جنگ دست از گفت و گو و آگاهي بخشي براي دست برداشتن از خشونت و جاهليت تلاش مي‌كرد و هرگز از جاده انصاف و عدالت خارج نمي‌شد.
4-    برخورد تعالي‌بخش با مخالفان ـ حضرت علي نه‌تنها خود در سخنانش رعايت اخلاق را مي‌كرد و هدف اصلي او آگاهي‌بخشي بود بلكه به همراهان خود هم اجازه نمي‌داد به مخالفان دشنام دهند و به تعبير امروز شعار مرگ‌خواهي سر بدهند. در خطبه 197 به همراهان خود در جنگ صفين كه به معاويه و هواداران او دشنام مي‌دادند فرمود :
«من براي شما نمي‌پسندم كه دشنام دهنده باشيد، اما اگر بجاي دشنام كردار و عملكرد آنها را بيان كنيد و حالشان (مواضع آنها) را يادآوري نماييد اينكار از نظر گفتار بهتر و در مقام عذر مؤثرتر است و بهتر است كه بجاي دشنام دادن چنين بگوييد: بار خدايا خون‌هاي ما و ايشان را از ريختن حفظ فرما و ميان ما و آنها را اصلاح كن و آنان را از گمراهيشان برهان تا كسي كه نادان بحق است آنرا بشناسد و آنكه حريص و شيفته گمراهي و دشمني است از آن باز ايستد.»
نامه تاريخي حضرت علي(ع) به مالك اشتر (نامه 53) حاوي درس‌هاي آموزنده و تاريخي به همه كساني است كه داعيه قبول مسئوليت در اداره جامعه اسلامي را دارند. در اينجا به نقل فرازي از آن اكتفا مي‌كنم: «اي مالك: رحمت به مردم، محبت به آنها و لطف بر ايشان را شعار قلبي خود قرار ده. مبادا نسبت به آنان مانند جانوري درنده باشي كه خوردنشان را غنيمت شماري! چرا كه مردم از دو دسته خارج نيستند؛ يا برادر ديني تو هستند و يا در آفرينش همنوع تو.... هرگاه سلطنت و حكومت برايت ابهت و خودبزرگ‌بيني پديد آورد به عظمت پادشاهي خدا كه فوق تو است و به توانايي او نسبت به خودت در آنچه بر خويش توانا نيستي بنگر كه اينگونه نگريستن كبر و سركشي تو را فرو مي‌نشاند و سرافرازي را از تو باز مي‌دارد و عقل و خردي را كه از تو دور گشته، بسويت باز مي‌گرداند. »
به اميد شناخت و پيروي از رفتار مولاي متقيان حضرت علي(ع) كه شاگرد اول و اسوه تعاليم مكتب رهايي‌بخش و انسان‌ساز اسلام است.  





[1] - مي‌توان به 8 جلد كتاب امام علي به قلم عبدالفتاح عبدالمقصود محقق مصري كه توسط مرحوم آيت‌اله طالقاني و آقاي دكتر سيد محمد مهدي جعفري ترجمه شده است (شركت انتشار) ـ و همچنين كتاب آزادي در نهج‌البلاغه آقاي مهندس عبدالعلي بازرگان ـ (شركت قلم) مراجعه كرد.

بازگشت به قرآن


پاسخ به سئوال: اين روزها چه كتابي را براي مطالعه برگزيده‌ايد؟

بازگشت به قرآن
محمد توسلی
من كتاب « بازگشت به قرآن (2)» مجموعه آثار 19 شادروان مهندس مهدي بازرگان را براي مطالعه روي ميز دارم. اين مجموعه آخرين اثري است كه در اواخر سال 89 توسط بنياد فرهنگي مهندس مهدي بازرگان منتشر شده است البته «بازگشت به قرآن (1)» مجموعه آثار 18 نيز در سال 88 به بازار كتاب عرضه شده است.
علاوه بر اين دو مجموعه آثار، مجموعه آثار 12 و 13 نيز به سير تحول قرآن اختصاص يافته و بقيه حدود 300 اثر مهندس بازرگان نيز كم و بيش به نوعي با آيات قرآن پيوند تنگاتنگ دارند.
پرسش اصلي اين است كه چرا مهندس بازرگان در طول حدود 60 سال خدمات فرهنگي، اجتماعي و سياسي خود همواره از آيات قرآن بهره‌گرفته و در معرفي قرآن به ويژه به نسل جوان  و دانشگاهي جامعه اهتمام ورزيده است؟
پاسخ اين سئوال را خوبست از زبان و قلم خود او بخوانيم: « اين همه تاكيد و توصيه قرآن كه ذكر است براي مؤمنين و مردم، و بايد نه تنها خوانده و گوش داده و فهميده شود بلكه تعقل و تفكر و تفقه در آن بنمايد، براي چيست؟ ... پس همه ما حق داريم و وظيفه داريم و دعوت داريم كه با بضاعت مزجهاتمان از خرمن پر بركتش خوشه برگيريم و براي دنيا و آخرتمان توشه بگيريم .... همه جا صريحاً‌ و اكيداً به ما امر مي‌نمايد كه در تلاوت آيات و تبعيت قرآن عقلمان را به كار اندازيم، دانش و دانايي داشته باشيم، و با تدبر در قرآن، خدايي بودن آن را بيابيم.»
بازگشت به قرآن (1) شامل سه جلد منتشر شده قبلي است كه به «شناخت اجمالي قرآن» و «آفرينش و گزينش آدمي‌زاد» پرداخته است. در بازگشت به قرآن (2)، شامل جلدهاي چهارم و پنجم به موضوعات « دنيا پردازي انسان، بُعد زماني انسان، استكبار و استضعاف، بُعد رواني يا بي ظرفيتي انسان، بُعد عقلي، عاطفي، اخلاقي و نفساني انسان، بُعد اجتماعي انسان و نهايتاً خود جوشي انسان» اختصاص يافته است.
موقعي كه انسان با فطرت خداجوي خود آشنا مي‌شود و جايگاه خود را در خلقت نسبت به هستي و خالق آن درمي‌يابد و از آموزه‌هاي قرآني كه كتاب هدايت، و راهنماي زندگي است بهره مي‌گيرد و با الگوهاي تربيت شده مكتب قرآن پيوند پيدا مي‌كند، به طور طبيعي در «صراط مستقيم» و در زمره «انعمت عليهم» قرار مي‌گيرد.
«بازگشت به قرآن» و البته شناخت مسائل و مشكلات اجتماعي از جمله به مهندس بازرگان اين بينش عميق و برداشت راهبردي از آموزه‌هاي قرآني ارزاني كرد كه به «اختيار» و «آزادي» به عنوان نياز محوري و طبيعي انسان براي رشد و كمالش پي ببرد و در طول حدود 6 دهه تلاش‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي خويش همواره به طور منسجم بر آن تاكيد بورزد و براي رفع هر نوع استبداد كه آزادي انسان را سلب كند به تلاش مستمر آگاهي‌ بخش به صورت فردي و اجتماعي بپردازد.
در اين راستا، روشنفكران ديني در تلاش‌هاي خود در سه دهه‌ اخير، از سيدجمال‌الدين اسدآبادي تا طالقاني و بازرگان و تا امروز همواره جامعه را به «بازگشت به قرآن» دعوت كرده‌اند تا با آشنايي با سرچشمه زلال وحي و فطرت انساني خود و با زدودن پيرايه‌ها و خرافات تاريخي از افكار و انديشه‌هاي مردم و رفع موانع توسعه فرهنگي، اجتماعي و سياسي و اصلاح زير ساخت‌هاي جامعه به تدريج بستر لازم براي رشد و بالندگي جامعه فراهم شود. بديهي است كه آنان در اين فرآيند همواره به خداوند بزرگ توكل داشته و با اميد به آينده‌اي روشن در فراز و نشيب تحولات روزگار با يأس و نا اميدي روبرو نمي‌شوند.





Friday, April 14, 2017

بهترين گزينه در راستای مصالح ملی، «تداوم» است


بهترين گزينه در راستای مصالح ملی، «تداوم» است
محمد توسلی
اگر ما به‌عنوان یک شهروند ایرانی به دنبال توسعه همه‌جانبه و پایدار جامعه خود هستیم ‌که البته هستیم؛ تعالیم پاک پیامبران و تجربه بشری نشان داده است که پیش‌نیاز این توسعه؛ آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملت است؛ به‌طوری‌که مردم اختیار و حق تعیین سرنوشت خود را در اداره امور شهرها و کشورشان داشته باشند. در جوامعی چون ایران دستیابی به یک جامعه دموکراتیک و حکومت از پایین، نیازمند طی فرایند طولانی یادگیری و تحول فرهنگی - اجتماعی است. این فرایند خوشبختانه در طول صد سال گذشته به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی ٥٧، با فرازونشیب‌های زیاد طی شده و جامعه امروز بارها نشان داده است که با برخورداری از آگاهی و هوشمندی بالا و واقع‌بینی، با وجود محدودیت‌ها و موانع جدی، از فرصت هر انتخابات برای تقویت این فرایند یادگیری و‌ گذار به دموکراسی استفاده کرده‌اند. 
دو انتخابات مهم شوراها و ریاست‌جمهوری پیش‌رو در حالی برگزار می‌شود که كشور علاوه بر محدودیت‌ها و مشکلات داخلی، در سطح منطقه‌ای و جهانی نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو است. در چنین شرایط حساس و مناقشه‌برانگیزی، حضور و مشارکت گسترده مردم در انتخابات و انتخاب بهترین گزینه‌های ممکن می‌تواند منافع و امنیت ملی ایران را تضمین کند. 
درخصوص انتخابات شوراها که با ارزیابی و دستاوردهای تجربه چهار دوره گذشته، در این مرحله با استقبال بیشتر مردم روبه‌رو شده است، جا دارد به تفصیل بیشتر و با توجه به اصول قانون اساسی، جداگانه و در نوشتاری مستقل، به آن پرداخته شود. در اینجا صرفا‌ درخصوص انتخابات ریاست‌جمهوری به اختصار، با توجه به نامزدهایی که تاکنون مطرح شده‌اند و چالش‌هایی که دولت آقای حسن روحانی با آنها روبه‌رو بوده و برنامه‌ریزی‌هایی که برای رفع مشکلات اقتصادی و تنظیم مناسبات سیاست خارجی صورت گرفته است، به نظر راقم این سطور بهترین گزینه در راستای منافع و مصالح ملی، تداوم دولت آقای روحانی است؛ تا دولت تدبیر و امید بتواند با پاسخ‌گویی شفاف و تقویت مواضع دولت و همکاران خود، به‌ویژه در حوزه مناسبات داخلی کشور و هماهنگ با مجلس، به مطالبات مردم، به‌ویژه حقوق شهروندی، تأمین معیشت مردم و امنیت ملی جامه عمل بپوشاند. 
پیچیدگی‌هایی بر سر راه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دیده می‌شود که با ورود کاندیداهایی نظیر احمدی‌نژاد بر شدت آن افزوده شده است. نهی رهبری از دوقطبی‌شدن انتخابات در همین ‌راستا بود که البته به نظر می‌رسد این دغدغه مورد عنایت محافظه‌کاران و مدعیان اصولگرایی قرار نگرفت.
 اجماع طیف‌های گسترده اصلاح‌طلبان بر معرفی کاندیدای واحد – دکتر روحانی – و احتراز از هر نوع عملکرد و تصمیمی که آرای طرفداران اصلاحات را پراکنده و متشتت کند، می‌تواند در راستای اثرگذاری بیشتر آرا و تقویت جبهه مردمي در برابر پوپولیسم سودمند باشد. 
منبع: روزنامه شرق 26 فروردین 96


Monday, March 27, 2017

شهردار تهران بايد زيرنظر شوراي شهر كار كند


گفتگو با مهندس محمد توسلي :
شهردار تهران بايد زيرنظر شوراي شهر كار كند

Ø     فرآيند شكل‌گيري شورا نياز به زمان و يادگيري دارد
انتخابات شوراها حدود يك ماه ديگر برگزار مي‌شود. شوراها نماد حضور و حاكميت مردم در اداره روستاها، شهرها و كشور است. مطالبات اصلي مردم هم در مبارزات صد سال اخير آزادي و مردم سالاري بوده است. مرحوم طالقاني بعد از پيروزي انقلاب نيز در عرصه‌هاي مختلف براين مطالبات مردم پاي فشرده و زمينه برگزاري انتخابات شوراها را در پاره‌اي از شهرهاي كشور فراهم ساخت و در آخرين نماز جمعه بهشت زهرا، وصيت نامه خود را با تأكيد مجدد بر حقوق مردم و اجراي شوراها به پايان برد. در اين راستا برآن شديم تا با مهندس محمد توسلي از شاگردان مرحوم آيت الله طالقاني و اولين شهردار تهران پس از انقلاب درباره جايگاه و دومين انتخابات شوراها به گفت و گو بنشينم.
Ø     به عنوان اولين سوال ابتدا در مورد كارهايي كه به عنوان اولين شهردار تهران در دستور قرار داديد بفرماييد و به نظر شما چرا شوراها هنوز جايگاه اصلي خود را پيدا نكرده‌اند؟
قبل از اين كه به اين سوال پاسخ بدهم به چند نكته اشاره مي‌كنم، اگر مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم آيت اله طالقاني پس از پيروزي انقلاب، فكر راهبردي شورا را داشتند اين انديشه بعد از شهريور 20 در تمام آثار و كارهاي فرهنگي كه در چند دهه قبل از پيروزي انقلاب انجام گرفت منعكس است، روشنفكران ديني از جمله اين دو بزرگوار هميشه بر اين راهبرد تأكيد داشتند. بحث آزادي و كرامت انسان و مشاركت مردم در اداره جامعه جايگاه برجسته‌اي در انديشه سياسي آنان داشته و در آثار آنان منعكس است. بر اين اساس كساني كه در جريان اين تفكر، شخصيت آنان شكل گرفته و انديشه سياسي شان فرم گرفته بود، از جمله خود بنده، بدون اين كه در آستانه انقلاب ارتباطي مستقيم با مهندس بازرگان يا مرحوم طالقاني داشته باشم وقتي به سمت شهردار تهران انتخاب شدم از همان هفته اول سال 57 كه هنوز بحث شوراها مطرح نبود، دو پروژه اصلي را در دستور كار خود قرار داديم، يكي تشكيل شوراي شهر در تهران، دوم بحث ترافيك شهر تهران. اين دو اقدام به عنوان دو برنامه اصلي در دستور كار ما قرار گرفت، براي اين كه انتخابات شوراها بتواند در تهران انجام شود و مردم شهردار را از طريق شوراي شهر خود انتخاب كنند. اقدامات تداركاتي لازم صورت گرفت. شهر تهران به بيست منطقه منظم و علمي تقسيم شد. هر منطقه به تعدادي ناحيه و محله تقسيم شد كه محلات به عنوان كوچكترين واحد شهري به صورت طبيعي شوراي خودشان را داشته باشند. كار فشرده و گسترده‌اي انجام شد. مجموعه آيين نامه‌ها مربوط به شوراي شهر از طريق وزارت كشور به شوراي انقلاب داده شد. مسوولان انقلاب به ويژه در وزارت كشور كه با اصل شوراها موافق نبودند اقدامات را متوقف ساختند، اما در شهر تهران در اين دوره زير نظر وزارت كشور در گروه‌هاي جنوب شهر اولين انتخابات شوراها انجام شد و مردمي كه به لحاظ فرهنگي در پايين‌ترين سطح جامعه بودند و عموماً سواد نداشتند به طوري كه در برگه‌هاي انتخاباتي جلو عكس نامزدها را علامت مي‌زدند. تجربه اين انتخابات نشان داد وقتي كه شما براي مردم شخصيت قايل شويد حتي اين قشر خاص از جامعه را در تصميمات مربوط به آنان مشاركت دهيد، كار بزرگي انجام مي‌شود. شهرداري تهران در آن موقع با وجود محدوديت‌هايي كه داشت توانست با كمك و رضايت گودنشينان و جلب مشاركت آنان در تصميم‌گيريها، آلونك‌هاي گودها را تخليه كند و گودها به بستان‌هاي امروز تبديل شود. اين تجربه نشان داد كه اصل شوراها براي مشاركت مردم در اداره امور براي برنامه توسعه كشور مفيد و تأثيرگذار است. بنابراين تمام كساني كه به لحاظ انديشه سياسي در چند دهه گذشته با روشنفكران ديني از جمله با پيشگامان نهضت آزادي ايران همراه بودند خود به اين انديشه سياسي باور داشتند و به طور طبيعي هرجا بودند به همين شيوه عمل مي‌كردند. روشنفكران ديني بر اين باور بوده و هستند كه زيرساخت و زيربناي توسعه، مشاركت مردم است و بدون مشاركت مردم هيچ برنامه توسعه‌اي قابل تحقق نيست. براي اين كه از نظر تاريخي كاملاً روشن شود اين نكته را توضيح دادم كه قبل از اين كه در قانون اساسي اصول مربوط به شورا مطرح شود، دوستان ما همين انديشه سياسي را داشتند و هرجا مسئوليتي داشتند به همين شيوه عمل كردند.

Ø     پس 20 منطقه شهر تهران بعد از انقلاب در دوره مسووليت جنابعالي انجام شده است؟
بله اين اقدام بعد از پيروزي انقلاب انجام شد. قبل از انقلاب تهران 11 منطقه داشت كه به لحاظ سطح منطقه و جمعيت تعادل نداشت و مديريت آن مشكل بود تقسيم بندي منطقه شهري با توجه به مديريت شورايي شهر صورت گرفت. برنامه‌ريزي شده بود كه واقعاً مردم در تمام عرصه‌هاي خدمات شهري مشاركت داشته باشند. از جمله در همين زمينه هنگامي كه بيست منطقه شهر تهران پياده شد، قرار بود بقيه خدماتي كه در شهر انجام مي‌شود محدوده جغرافيايي خود را با محدوده مناطق شهرداري هماهنگ كنند. اولين وزارتخانه‌اي كه اين كار را انجام داد وزارت آموزش و پرورش بود. با شهيد رجايي كه به علت آشنايي و همكاري‌هاي قبل از انقلاب، به اينجانب حسن ظن و اطمينان داشت برنامه را مطرح كردم. ايشان دستور دادند و همكارانش، آموزش و پرورش را با مناطق شهرداري هماهنگ كردند. امروز مردم چقدر راحت هستند كه مي‌دانند كه آموزش و پرورش منطقه 3 با منطقه 3 شهرداري كاملا يكي است. چقدر در رفت و آمد مردم و دسترسي‌شان به خدمات راحت‌تر مي‌شود. براساس اين برنامه قرار بود كه نيروهاي انتظامي، راهنمايي و رانندگي، مخابرات، ثبت، مراكز خدمات بهداشتي و ... محدوده خدماتشان را تغيير بدهند كه متاسفانه بعد از كناره‌گيري اينجانب ديگر اين كارها انجام نشد. هدف اين بود كه تمام خدمات شهري، در هر منطقه متمركز شود و زير نظر شوراي منطقه كار كنند و به اين ترتيب مديريت واحد يكپارچه در شهر شكل بگيرد.
در كشورهايي كه شهرها به صورت شورايي اداره مي‌شود، مانند هندوستان، تمام امورشان به صورت محلي، منطقه‌اي و زير نظر مردم و دولت‌هاي محلي اداره مي‌شود. مردم در تمام لايه‌هاي مديريتي حضور و مشاركت دارند. مشاركت به معناي واقعي كلمه. يكي از دلايل پيشرفت اجتماعي هندوستان همين است كه واقعاً اداره امور مردم به صورت دموكراتيك است. رمز توسعه و پيشرفتشان مشاركت واقعي مردم است.
اما در راجع به سوال شما كه چرا شوراي شهر تهران در دوره اول نتوانست در جايگاه واقعي خودش قرار بگيرد و اين چنين دچار دو دستگي و عدم هماهنگي و انسجام در مديريت شهر تهران شد، بايستي ريشه آن را باز كرد. ساختار مديريت شهر تهران براساس مديريت از بالا شكل گرفته است. يعني وقتي در گذشته شهردار انتخاب مي‌شد او اختيار مطلق داشت. قبل از انقلاب زير نظر دربار بود، شهردار تهران در جايگاه وزير قرار داشت. به لحاظ حجم كار، مسئوليت‌ها از بسياري از وزارتخانه‌ها بيشتر بود. شهردار تهران مسئوليت سنگين‌تر و حساس‌تر به لحاظ سياسي در حد وزير است. بنابراين ساختار سازمان شهرداري تهران براساس مديريت از بالا طراحي شده بود. حتي در سال‌هاي قبل از انقلاب كه انجمن شهر تشكيل شد عملاً جنبه تشريفاتي داشت و شهرداري تهران در جايگاه بالا و انجمن شهر هم به نوعي در عرض شهرداري تهران قرار داشت. در نظام استبداد سلطنتي هم مديريت از بالا بود و مردم نقش نداشتند اگر مجلس و پارلمان هم بود مجلس نقش كليدي نداشت و تصميمات از بالا اتخاذ مي‌شد. اين يك ساختاريست كه از سال‌هاي قبل از انقلاب در مديريت شهري ما نيز وجود داشته و بعد از انقلاب هم همين ساختار ادامه پيدا كرده است. و همانطور كه توضيح دادم ما از همان ابتداي انقلاب بر اينكه يك چنين ساختاري اصلاح شود و اصول و آرمان‌هاي اصيل انقلاب در همه عرصه‌ها از جمله در شهر تهران سايه بيافكند به دنبال تشكيل شوراي شهر و اصلاح ساختار سازماني در مديريت شهر تهران بوديم كه متاسفانه در اين زمينه با توجه به مقاومت‌هايي كه وجود داشت اين فكر تحقق پيدا نكرد.
همانطور كه اشاره كرديد در قانون اساسي اصل شوراها منعكس شد در اصل ششم قانون اساسي تصريح شده است كه جامعه به اتكا آرا مردم اداره مي‌شود و در اصول فصل هفتم قانون اساسي كليات مربوط به تشكيل شوراها منعكس شده است. در واقع مباني مشاركت مردم در همه نهادهاي مدني از جمله شوراها، انجمن‌هاي صنفي، احزاب و مطبوعات كاملاً در قانون اساسي منعكس است. اما كساني كه بعد از سال 60 قدرت را در اختيار داشتند، چون موافق اين فكر و انديشه نبودند عملاً كار موثري براي پياده كردن اين اصول قانون اساسي انجام نگرفت البته مساله جنگ تحميلي هميشه عاملي براي تعويق اين اصول قانون اساسي بود. به هرحال وقتي جنگ تمام شد بعد از سال 67 نه قانون احزاب پياده شد و نه قانون شوراها انجام شد و عملاً با تمهيدات مختلف اين اصول از قانون اساسي به تعويق افتاد. تا اينكه در خرداد 76 برنامه توسعه سياسي در دستور كار دولت آقاي خاتمي قرار گرفت و اجراي قانون شوراها در دستور كار وزارت كشور قرار گرفت با وجود اين كه نواقصي در قانون شوراهاي مصوب مجلس پنجم وجود داشت، اما وزارت كشور اين نگراني را داشت كه اگر بخواهد براي اصلاح، لايحه‌اي تهيه كند طول مي‌كشد و مجلس پنجم هم ممكن است مقاومت كند. تصميم گرفت همان قانون احزاب و شوراها را كه در مجلس پنجم تصويب شده بود اجرا كند و در عمل بتواند نقايصي را كه وجود دارد بر طرف كند بنابراين براساس برنامه‌ريزي كه وزارت كشور كرد در سال 77 اولين انتخابات شوراها انجام گرفت و اين گام بلندي بود كه دولت آقاي خاتمي برداشت. شوراها در سطح ده و هم شهر تشكيل شد و بسياري از مردم در مديريت روستاها و شهرها مشاركت كردند. از قبل هم قابل پيش‌بيني بود كه در جامعه‌اي كه قرن‌ها مديريت از بالا داشته يك شبه نمي‌توان در آن تحول ساختاري بوجود آورد و مديريت از پايين (شورايي) را پياده كرد. البته اين فرآيند بايد طي مي‌شد و همه انتظار داشتند در دوره اول نقايص شوراها در بيايد و اصلاح شود تا در دوره بعد بتوان بهتر عمل كرد. بنظر مي‌رسد اين تجربه موفق بوده و در بسياري از شهرها خوب عمل كرده‌اند. البته در بعضي از شهرها مثل شهر تهران به دلايلي كه به آن اشاره خواهم كرد با مشكلاتي روبرو بوده كه اين كار نتوانسته موفق باشد، اما به هرحال نياز است كه اين فرآيند طي شود و با تجربياتي كه بدست مي‌آيد، آن را اصلاح كند. در واقع ريشه و مشكل اصلي اين بود، كساني كه انتخاب شده بودند و در جايگاه شوراي شهر قرار گرفتند با يك مديريتي برخورد كردند كه اين مديريت ساختارش با ساختار شورايي هماهنگ نبود. اين در واقع نقطه آغاز گفت و گوها و برخوردها و درگيري‌هايي بود كه در همه شهرها داشتيم. يكي از دلايل اين مشكل اين بود كه مردم در دوره اول عموماً نمي‌دانستند به چه كساني راي بدهند كه بتوانند به وظايف شوراي شهر عمل نمايند، در شوراي شهر تهران بسياري از افرادي كه انتخاب شدند سياسي بودند و با مسايل و مشكلات اصلي شهر تهران آشنا نبودند. حق اين است كساني براي شوراي شهر انتخاب شوند كه با وظايف و مديريت شهري آشنا باشند و بتوانند به وظايف خود عمل كنند. در واقع نكته‌‌اي كه شايسته است در دوره بعد به آن توجه شود همين نكته است كه مردم به كساني راي بدهند كه توانايي انجام وظايف شوراي شهر را داشته باشند.
در اينجا بايد به اين نكته نيز توجه بشود كه در قانون شوراها وظايف شوراي شهر به درستي و صراحت مشخص نشده است و اگر روشن‌تر بود شايد مقداري از اين برخوردها جلوگيري مي‌شد. به علاوه جنگ قدرت گروه‌هاي سياسي در شوراي شهر عامل مؤثر ديگري بود كه نتوانستند منافع سياسي خود را فراموش كنند و به وظايف اصلي خود بپردازند، شايسته است كه در دوره بعد اين تجربيات براي انتخاب اعضاي شوراي شهر مورد توجه قرار گيرد.
آنچه كه بايستي همين جا بدان اشاره كنم آن است كه به رغم آن كه وزارت كشور در زمينه اصلاح قانون شوراها عمل كرده و لايحه اصلاحي را به مجلس فرستاده، ولي متأسفانه شوراي نگهبان قانون اصلاح شده را تاكنون تصويب نكرده است و وزارت كشور مجبور است در چهارچوب همان قانون قبلي انتخابات دوره دوم را انجام دهد. اين امر نشان مي‌دهد كه جريان محافظه‌كار بعد از انقلاب به علت آن كه موافق اجراي اين برنامه نيستند نمي‌خواهند كه فكر شوراها و مشاركت مردم در اداره امور تحقق پيدا كند.
يكي ديگر از عوامل موثري كه شوراي شهر نتوانست درست عمل كند تعداد كم اعضاي شوراي شهر است. 15 نفر در يك شهر هفت ميليوني تناسبي ندارد. آن قدر حجم كارها زياد است كه پانزده نفر در هيچ شرايطي نمي‌توانند به اين وظايف به طور موثر عمل كنند. 15 نفر نمي‌توانند معرف ديدگاه‌هاي مختلف مردم شهر تهران باشند. شهر تهران 22 منطقه و حدود 400 محله دارد. 15 نفر عضو شوراي شهر ارتباط ارگانيك با مردم محلات و مناطق ندارند. مردم شهر تهران نيز احساس ارتباط ارگانيك با اين اعضا ندارند. در حالي كه در شهر استانبول تركيه كه جمعيت آن حدود 3 ميليون نفر مي‌باشد اعضاي شوراي شهر  آن بيش از 100 نفر هستند. در اين صورت اعضاي شوراي شهر مي‌توانند ديدگاه‌ها و نظارت اقشار مختلف شهر را در شورا مطرح كنند. افراد مناطق و محله‌هاي مختلف احساس مي‌كنند كه نماينده مستقيم در شوراي شهر دارند كه مي‌توانند نظرات آنان را منعكس كنند. اين مورد هم يكي از نكاتي است كه بايد مورد توجه قرار بگيرد. در اصلاحيه قانون شوراها تعداد آنها را به 31 نفر افزايش داده‌اند. بايد ديد كه شوراي نگهبان در اين زمينه چگونه عمل مي‌كند؟
Ø     به نظر شما مهم ترين موانع بر سر كار شوراها چه مي‌باشد؟
مهم‌ترين موانع 1- نقايص در قانون شوراها 2- تعداد اعضاي شوراها 3- عدم توانايي كافي اعضا شورا براي انجام وظايف خود 4- عدم آشنايي شوراي شهر به وظايف اصلي خود و اين كه نتوانست در جايگاه اصلي خود قرار بگيرد و خود را با مديريت شهر تهران هماهنگ كند. ساختار مديريت شهري در واقع مديريت از بالا است در حالي كه مديريت شورايي، مديريت از پايين است.
بايستي به اين نكته نيز در اينجا اشاره كنم كه براي برخي از افراد شوراي شهر روشن نيست كه آيا مي‌توانند در مسايل اجرايي مديريت شهر تهران مداخله بكنند؟ يا وظايف اصلي شوراي شهر چيست؟ من اين توضيح را بدهم كه تعدادي از اعضا شوراي شهر تهران از بنده دعوت كردند تا نظارت خود را در رابطه با مديريت شهر تهران و كارهايي كه شوراي شهر مي‌تواند انجام دهد مطرح كنم. در اين مدت هيچ گاه از دادن كمك و نظريات مشورتي مضايغه نكردم. به خصوص در مرحله بعدي كه بحراني بين شوراي شهر و مهندس الويري شهردار تهران به وجود آمد. از من خواستند كه در زمينه جايگاه شوراي شهر در مديريت شهر تهران كار كارشناسي انجام شود. در واقع پروژه‌اي در اين رابطه انجام شد و شرط انجام اين مطالعات اين بود كه نتيجه كار كارشناسي را هرچه باشد هر دو طرف بپذيرند. نقطه نظرات به هم نزديك شده بود و زمينه تفاهم بين شوراي شهر و مديريت شهر تهران فراهم شده بود كه متأسفانه به علت بازداشت بنده در سال 80 اين پروژه و همكاري ادامه پيدا نكرد و نهايتاً آقاي مهندس الويري مجبور به استعفا شد و از مديريت شهر تهران كنار رفت. اين مطالعات هم براي اعضا شوراي شهر و هم مهندس الويري در سطح كارشناسي كاملاً باز شده بود كه تا موقعي كه شوراي شهر و مديريت شهر تهران بتوانند در جايگاه درست قرار بگيرند. نياز به مطالعه و كار كارشناسي و زمان است بنابراين هيچ يك از طرفين نبايد انتظار داشته باشند كه در دوره اول شورا اين تحول به طور كامل صورت پذيرد، اما با شناخت و پذيرش واقعيت‌ها دو طرف بايستي تفاهم نمايند. در جهت نيل به هدف مشترك با همديگر همكاري تعالي بخش داشته باشند. تصويري كه براي شرايط مطلوب جايگاه شوراي شهر و مديريت شهر تهران در اين مطالعات انجام شد اين است كه شوراي شهر در جايگاه سياسيت‌گذاري، برنامه‌ريزي راهبردي و نظارت بر عملكرد مديريت شهر تهران قرار داشته باشند. براي اين كه سياست‌هاي تعيين شده توسط شوراي شهر تحقق پيدا كند بايد برنامه‌هاي راهبردي خود را در اختيار مديريت شهر تهران قرار دهد و مديريت اجرايي آنها را اجرايي و تبديل به پروژه كند و شوراي شهر بر اجراي اين برنامه‌ها نظارت كند تا به نتيجه برسد. در واقع مديريت شهر تهران در كار سياست‌گذاري و برنامه‌هاي راهبردي نبايد مداخله داشته باشد و بايد برنامه‌اي را كه شوراي شهر تبيين و ارائه مي‌كند اجرا كند و در طول دوره شوراي شهر بايد پاسخگو باشد بنابراين شهردار تهران و مديران اجرايي شهر بايد زير نظر شوراي شهر كار كنند و هميشه پاسخگو باشند و اعضاي شوراي شهر نبايستي در مسايل اجرايي شهر مداخله كنند. البته در اين فرايند مديريت اجرايي نيز مي‌تواند در زمينه سياست‌گذاري و برنامه‌هاي راهبردي پيشنهادات خود را به شوراي شهر ارائه نمايد و پس از تصويب مورد اجرا قرار گيرد. اما وضع موجود با اين طرح فاصله زيادي دارد.
بايد شوراي شهر و مديريت شهر خودشان را آماده مي‌كردند تا قدم‌هاي اوليه را در اين راستا بردارند و راه را هموار كنند كه در دوره‌هاي بعدي قدم‌هاي بعدي را بردارند. متاسفانه با اين درگيري‌ها نه شوراي شهر در جاي طبيعي خودش قرار گرفت و نه مديريت شهر تهران توانست برنامه‌ريزي كند و اصلاحي در ساختار شهرداري تهران به وجود آورد تا بتوانند در يك نظام شورايي به وظايف خود عمل كنند و اين موارد اجمالا ريشه مشكلاتي است كه امروز در شهر تهران با آن مواجه هستيم.

Ø     به نظر جنابعالي چه راهكارهايي بايد اتخاذ نمود تا شوراها از منظر نظارتي نقش بيشتري را ايفا نمايند؟
توضيح دادم كه شوراي شهر هم بايد نقش سياستگذاري و هم برنامه‌ريزي راهبردي و هم نظارت داشته باشد. نظارت بخشي از اين فرآيند وظايف شورا است. براي اين كه شوراي شهر بتواند سياست گذاري كند يا برنامه راهبردي براي شهر تهران تهيه كند لازمه انجام اين وظايف شناخت مسايل شهر تهران مي‌باشد. بنابراين بايد يك واحدهاي كارشناسي زير مجموعه شوراي شهر باشد كه در حال حاضر شورا فاقد آن است. واحدهاي كارشناسي در حال حاضر زير مجموعه شهرداري تهران هستند. جايگاه اين واحدها بايد عوض بشود. بخشي از بدنه سازمان‌هاي شهرداري بايست بيايند زير مجموعه شوراي شهر قرار بگيرند تا شورا بتواند به وظايف واقعي خود عمل نمايد و نه شهرداري اصلاحي در ساختار خود به وجود آورده است. پس بايد در ساختارها هم تحول به وجود آيد و قدم اول تحول اين است كه بايد در درون خودشان اين تحول را به وجود آوردند.


Ø     مهم‌ترين كاركرد شوراها چه مي‌باشد؟
مهم‌ترين كاركرد شوراها اين است كه با جلب مشاركت مردم زمينه‌سازي واقعي را براي حاكميت ملت فراهم بكنند، يعني مردم شورا را از خودشان بدانند. نمايندگان مردم كه هم در سياست‌گذاري و هم در برنامه‌ريزي مشاركت دارند از طرف آنها هم بر اجراي برنامه‌ها نظارت مي‌كنند. در چنين شرايطي مردم احساس مشاركت در اداره كارها دارند و همكاري مي‌كنند و اجراي بسياري از برنامه‌ها با هزينه كمتري و با كيفيت بهتر با همكاري مردم مي‌تواند تحقق پيدا كند و اين كاركرد اصلي شوراهاست.
دولت آقاي خاتمي در اجراي برنامه سوم توسعه براي اين كه بار دولت سبك بشود و هزينه‌هاي دولت كاهش پيدا كند، بخشي از خدمات زير مجموعه دولت به شهرداري‌ها واگذار شده است تا به تدريج مديريت متمركز و يكپارچه در شهرها شكل بگيرد. اين بحث‌ها بحث‌هاي نظري و تئوريك نيست در كشورهايي كه نظام شورايي تحقق پيدا كرده است مانند انگلستان، آمريكا، هندوستان، آفريقاي جنوبي و ... عملا همين روند جريان دارد. مردم آن چه به عنوان عوارض براي اداره شهر پرداخت مي‌كنند كاملا بر عملكرد آن نظارت دارند. سازو كار پيش‌بيني شده اين است كه برنامه‌ها و طرح‌ها در شوراي شهر مطرح مي‌شود مردم هم مي‌توانند اظهار نظر كنند شوراي شهر هم با توجه به نظرات مردم پروژه‌ها را تصويب مي‌كنند. بنابراين با جلب مشاركت مردم شهرها بهتر اداره مي‌شود و اداره شهرها سالم‌تر و با هزينه كمتر امكان پذير مي‌شود و همه مردم احساس مي‌كنند همان طوري كه در خانه خودشان مديريت دارند، شهر خانه خودشان است و در اداره شهر مشاركت واقعي دارند. يكي از شعارهايي كه در سال‌هاي گذشته براي جلب مشاركت مردم داده مي‌شد شهر من خانه من بود. من و شما چه نقشي در مديريت شهر داشتيم. در اين مدت كه اين شعار بر در و ديوار شهر نقش بسته بود، عملا مردم نقش موثري در مديريت شهر نداشتند. شهرداري آنچه را كه فكر مي‌كرد درست است عمل مي‌كرد و ممكن بود كه با خواست مردم، يا مناقع و مصالح شهر هماهنگ نبوده باشد. به هر حال هدف اصلي از كاركرد شوراها جلب مشاركت مردم براي اداره بهتر شهر در راستاي منافع و مصالح مردم است، اما در اين دوره به نظر مي‌رسد گرچه در شهر تهران به خاطر موانعي كه وجود داشت شوراي شهر نتوانست نقش مناسب با دوره اول را ايفا كند، اما در بسياري از شهرها شوراهاي شهر موفق بودند و توانستند با وجود معضلات زياد مسايلشان را حل كنند و قدم‌‌هاي اول را خوب بردارند. از اقدامات خوبي كه در اين دوره در شهر تهران انجام شده است تشكيل انجمن‌هاي شوراياري است كه در تعدادي از محلات شهر تشكيل شده و مشاركت مردم در امور محلات فراهم شده است.
شوراي محلي و منطقه‌اي بايستي با ساختار مديريت شهري در محلات و مناطق هماهنگ باشند و چهارچوب قانون همكاري نزديك شكل بگيرد و ارتباط ارگانيك خود را داشته باشند.
در يك مديريت سلامت و قانومند شهري شوراي شهر، شوراي منطقه و شوراي محله با مديران شهري تعامل و همكاري قانونمند دارند و هر كدام در جايگاه طبيعي خود قرار دارند كه در حال حاضر هنوز چنين اتفاقي در شهرها نيافتاده است و اگر هم كه هست بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. اما به نظر مي‌رسد تشكيل انجمن‌هاي شوراياري گام مثبتي است كه شورا بر داشته و انتظار اين است كه در دوره بعد موانع قانوني بر طرف شود و همكاري شوراهاي محلي قانومند شود.
Ø     نقش شوراها در تمركز زدايي چه مي‌باشد؟
با اين توضيحات خود به خود تمركز و تصميم‌گيري از سطح شهرداري تهران و مديريت شهر تهران خارج مي‌شود و تصميمات پايه و كليدي در شوراي شهر اتخاذ مي‌شود، با توسعه شوراها در سطح روستا، شهر، شهرستان و استان و هماهنگي عملكرد اين شوراها با مجلس شوراي اسلامي كه وظيفه آن سياست گذاري و برنامه‌ريزي در سطح كلان ملي از طريق قانون‌گذاري است و پيامد آن توزيع قدرت سياسي و تصميم‌گيري مي‌باشد، عملا مي تواند در شهر تهران و مراكز استان‌ها تمركز زدايي به عمل آيد و بسياري از مشكلات جاري شهرهاي بزرگ به ويژه شهر تهران به طور طبيعي و با هزينه محدود مرتفع گردد. البته تفصيل اين بحث نياز به فرصت ديگري دارد.

Ø     به نظر شما آيا شوراها بايد سياسي باشند يا خير؟ اگر شوراها سياسي نباشند، ولي افراد آن را سياسيون خبره تشكيل دهند به شرط آن كه دعواي سياسي را در شورا دخالت ندهند ايرادي دارد يا خير؟
كساني بايد براي عضويت در شورا نامزد شوند كه توانايي و علاقه‌مندي براي انجام خدمات شورايي را داشته باشند. چون كساني كه مي‌خواهند در امر سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي و نظارت بر مديريت شهر تهران قبول مسئووليت بكنند، بايستي براي اين كار آمادگي داشته و تخصص‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشند. پس شرط اول ذيصلاح بودن نامزدهاست. اگر اين شرط تامين باشد بسيار مفيد است. بر اين اساس تشكل‌هاي سياسي كه در انتخابات شوراها مشاركت مي‌كنند بايستي از درون تشكيلات خود كساني را نامزد كنند كه داراي اين صلاحيت باشند و اين شرط را هم بپذيرند وقتي عضو حزبي وارد شورايي شد فقط در راستاي تحقق وظايف شورا تلاش كند و هم خود را صرف خدمت به مردم نمايد. مسايل سياسي، حزبي و گروهي خود را در مسائل شورا وارد نكند و از رانت شورا در جهت اهداف فردي و گروهي خود بهره‌برداري ننمايد، البته اين ويژگي نياز به رشد دارد تقوي اجتماعي و سياسي فرد را مي‌طلبد. به نظر مي‌رسد براي رفع مشكلات و موانعي كه در دروه اول شوراها وجود داشت، در دوره دوم احزاب سياسي بايد كوشش كنند كه اگر از بين اعضاي خودشان افرادي ذيصلاح نمي‌شناسند از افرادي ذيصلاح خارج از حزب خود حمايت كنند، تا برنامه شوراها موفق شود. بنابراين احزاب درون جنبش اصلاحات و احزابي كه مدعي اصلاحات و تقويت نهاهاي مدني هستند راهكار راهبردي اين است كه افراد واجد شرايط را در درجه اول از اعضاي خود انتخاب كنند. اگر نمي‌شناسند افرادي از ساير احزاب و افراد مستقل شناسايي كنند و آنان را نامزد كنند تا شوراها بتوانند به وظايف خود بهتر عمل كنند.
خوب است براي رفع ابهام اين توضيح را در اين جا اضافه كنم كه ذات وظايف شوراها سياسي است يعني سياست‌گذاري و تدبير امور مديريت شهري و لذا حضور افراد توانمند در حوزه‌هاي اقتصادي و علوم انساني نيز در شوراها مفيد است مشروط به اين كه اين تخصص‌ها در راستاي وظايف شوراي شهر و خدمت به مردم به كار گرفته شود. در عين حال بخش عمده خدمات مديريت شهري مربوط به زير ساخت‌هاي شهري است كه آشنايي اعضاي شوراها با اين موارد ضروري است.
Ø     آيا احزاب و گروه‌ها بايد در شوراها دخالت نمايند و نقش احزاب و گروه‌ها در شورا چه مي‌باشد و در شوراهاي فعلي چگونه بوده است؟ آيا اصلا بايد داراي سهمي باشند يا خير؟ ميزان سهم خواهي و انتظارات و توقعات هر يك از آنها از شوراها چه مقدار باشد؟
شورا يك  نهاد مردمي است، براي اين كه جامعه ما به سمت يك جامعه مدني و مردم سالاري پيش‌برود ناگزير بايد اين نهاد تقويت شود. احزاب بايد شكل بگيرند. مطبوعات و انجمن‌هاي صنفي و شوراها بايد تقويت شوند. بنابراين احزاب سياسي براي تحقق آرمان‌ها و اهداف خودشان بايستي فكر شوراها را تقويت كنند و كوشش كنند طوري عمل كنند كه شوراها تقويت شوند. پس اين امر از اهداف راهبردي است كه همه احزاب، به خصوص احزابي كه در جبهه اصلاحات هستند به عنوان يك سياست راهبردي بايستي مورد توجه قرار دهند.
سهم احزاب در شوراها بايستي معطوف باشد به عملكرد شوراها و موفقيت شوراها، اگر يك شورايي موفق شود حزبي كه طرفدار اصلاحات هست اين را بايد سهم خود بداند، اما اگر احزاب دنبال سهم ديگري باشند و در واقع خارج از اين سياست‌هاي عمومي نظرات ديگري را در شوراها دنبال كنند، پيامد آن تجربه تلخي است كه در دوره اول شاهد آن بوده‌ايم. من فكر مي‌كنم در بقيه كشورها مثلاً در تريكه كه انتخابات شوراها انجام مي‌شود احزاب سياست‌ها و برنامه‌هاي خودشان را در جهت كمك به وظايف و خدمات شوراها مطرح مي‌كنند، يا اگر براي مديريت شورا سياست خاصي دارند اين سياست‌ها را توسط نمايندگان خودشان در شوراها عنوان مي‌كنند اگر نمايندگان احزاب از شوراها به عنوان رانت و بهره‌برداي گروهي استفاده كنند اين امر زمينه ساز ضربه بيشتري به فكر شوراها خواهد بود.


Ø     بهترين و مطلو‌ب ترين تحوه گزينش اعضاي شوراي شهر چگونه مي‌باشد؟ آيا اگر شوراهاي محلي و منطقه‌اي تشكيل شود و از بين آنها اعضاي شوراي اصلي شهر انتخاب شوند، بهتر است يا مستقيما شوراي مركزي شهر را مردم انتخاب كنند؟
روش مطلوب و منطقي اين است كه مردم هر محله اعضاي شوراي خودشان را انتخاب كنند و بعد نمايندگان شوراهاي محله بين خودشان اعضاي شوراي منطقه را انتخاب كنند و سپس نمايندگان شوراهاي مناطق شواري منطقه را انتخاب كنند. اين روال مطلوب است. در اين روش شوراها يك ارتباط ارگانيك با مردم شهر پيدا مي‌كنند و همه در مقابل همديگر احساس مسووليت و پاسخ‌گويي پيدا مي‌كنند براي اين كه اين فرآيند شكل بگيرد نياز به زمان است كه بتواند قانون اصلاح بشود، اما در عين حال تعداد اعضاي شوراها بايد با جمعيت شهر متناسب باشد در ساير كشورها در شهرهاي بزرگ شوراي شهر يك پارلمان است و سياستگذاري مي‌كنند و اين سياست‌گذاري بايد ديدگاه مردم اين شهر را منعكس كند. پانزده نفر چگونه مي‌توانند ديدگاه‌هاي هفت ميليون راي مردم شهر تهران را معرفي كنند. به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني شهر تهران تعداد اعضاي شوراي شهر بايستي حداقل 100 نفر باشد. تا از هر ناحيه شهري حداقل يك نفر در آن حضور داشته باشد. اميد است لايحه اصلاحي پيشنهادي دولت مربوط به قانون شوراها سر انجام تصويب شود و تعداد اعضاي شوراي شهر تهران در اين مرحله به 31 نفر افزايش يابد.
Ø     به نظر جنابعالي چرا دولت از واگذار كردن مسووليت‌ها به مردم به آن نحوي كه آيت‌الله طالقاني در اوايل انقلاب مي‌فرمودند اقدامي انجام نداده است؟!
ريشه اصلي مشكل فرهنگ استبدادي است كه ما متاثر از آن هستيم، هركس خودش را در رأس مي‌داند. از جامعه ما شاه رفته است، ولي فرهنگ استبدادي در وجود يكايك ماهست و در برنامه‌هايي كه آقاي خاتمي داشتند، در برنامه توسعه سياسي قرار بر اين بود كه شوراها اجرا شود و اختيارات به مردم تفويض شود و همه در مقام كلام همين منطق را قبول دارند؛ اما به علت مقاومت دروني و فرهنگي جامعه اين فرآيند نياز به زمان و تلاش پيگير دارد. راهكار تسريع اين فرآيند دادن آگاهي به مردم و روشن كردن نقش شوراها در كاهش تصدي دولت و بالا بردن كيفيت مديريت شهرها است. كساني كه براي شوراها نامزد مي‌شوند بايستي خود به انديشه شورا باور داشته باشد و تا كسي خودش اين فرهنگ را نداشته باشد نمي‌تواند به حقوق مردم احترام بگذارد و آماده پذيرش تفويض اختيار به مردم و جلب مشاركت آنها در اداره امور باشد.


Ø     بسياري از مديران فكر مي‌كنند هنوز زود است به مردم تفويض اختيار شود، چرا؟
چون خودشان را برتر از ديگران مي‌دانند و بايد متولي مردم باشند و براي مردم فكر بكنند، مردم هنوز به راهنما نياز دارند، اين فرهنگ استبدادي است و تا اين فرهنگ از ذهن ما پاك نشود براي مردم يك كرامت، ارزش و شخصيت قايل نباشيم و فكر كنيم مردم مانند ما قدرت تشخيص دارند و مي‌توانند نقش موثري در اداره امور داشته باشند، اين فكر تغيير پيدا نمي‌كند. بنابراين ريشه مشكل، مشكل فرهنگي است و مشكل فرهنگي نياز به فرآيند دارد و فرآيند اصلاح بايد طي بشود بنابراين خود فرهنگ شورايي هم نياز به كار فرهنگي دارد. وزارت كشور بايد در اين زمينه كار بكند و به نظر من كم كار شده است. در دوره اول هم وزارت كشور مي‌توانست در اين زمينه كارهاي مفيدي انجام دهد. رسانه‌ها با شوراي شهر همراه نبودند و امكانات در اختيارشان نگذاشتند روزنامه‌ها در اين چهار سال كار فرهنگي لازم را انجام ندادند بيشتر نكات منفي را مطرح كردند تا نكات مثبت.

Ø     به لحاظ حجم كار بيشترين كار را كرباسچي در اين دو دهه انجام داده است. كارهاي سنگيني انجام شده است.
اما هميشه من معتقدم بايد كار شهرداران گذشته ارزيابي شود و نكات قوت و ضعف شهرداران مشخص بشود تا شوراي شهر و مديريت شهرداري با آگاهي نسبت به آينده برنامه‌ريزي كنند و اين كار انجام نشده است. برخوردها بيشتر برخورد سياسي بوده است. بنده نيز راغب نبودم در اين زمينه اظهار نظر بكنم چون با مسايل سياسي آميخته شده است. در جلسه مشورتي كه جمعي از اعضاي شوراي شهر تهران با بنده داشتند همين توصيه را كردم و به اعضاي شوراي شهر گفتم آماده هستم كه در جلسه خصوصي شورا عملكرد دوره آقاي كرباسچي را ارزيابي كارشناسي كنم و اصرار داشتم خصوصي باشد تا با مسائل سياسي آميخته نشود، اول خيلي استقبال كردند، ولي نمي‌دانم چرا بعدا پيگيري نكردند. در غياب اين كار كارشناسي ترجيح مي‌دهم كه (در اين خصوص) اظهار نظري نكنم.
Ø     نحوه انتخاب شما به شهرداري چگونه بود؟ آيا خود مهندس بازرگان به شما اين پيشنهاد را كردند و تا چه مدت بوديد و چرا از شهرداري تهران استعفا داديد؟
من عضو ستاد استقبال امام (ره) بودم و تا 22 بهمن در برنامه‌هاي مدرسه رفاه و پشتيباني دولت موقت همكاري داشتم. درست در همان ايام پيروزي انقلاب كه دولت موقت تشكيل شده بود رهبر فقيد انقلاب تشكيل «گارد ملي» را اعلام داشتند. اين وظيفه را به معاونت امور انقلاب دولت موقت آقاي دكتر يزدي محول كرده بودند. آقاي يزدي از من خواستند كه پيش‌نويس براي اساسنامه گارد ملي تهيه كنم. من هم در كنار مرحوم لاهوتي كه نماينده امام بودند مشغول كار شدم. اولين پيش نويس اساسنامه را تهيه كردم و اسم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به جاي گارد ملي پيشنهاد كردم كه بعداً تصويب شد. تا هفت اسفند من در آنجا مشغول بودم تا اين كه از طرف دولت موقت آقاي مهندس معين‌فر اطلاع دادند كه بهتر است مسئوليت شهرداري تهران را بپذيريد. با مشورتي كه با جمعي از دوستان كردم. با توجه به اين كه قبل از انقلاب ده سال در مسايل شهر تهران كار كرده بودم و با مسايل شهر تهران آشنا بودم اين مسووليت را پذيرفتم. بعد از دولت موقت، دولت شوراي انقلاب آقاي بني‌صدر تصدي دولت را داشت. استعفا دادم، اما نپذيرفتند. بعد از دولت شوراي انقلاب هم شهيد رجايي براي پست نخست وزيري انتخاب شدند باز هم استعفا دادم تا دستشان باز باشد هر كسي را خواستند انتخاب كنند. ايشان هم استعفاي بنده را نپذيرفتند. اصرار كردم و در يك فرصتي در محل وزارت آموزش و پرورش حدود پنج ساعت با ايشان صحبت كردم دلايل مختلفي آوردم تا استعفاي من را بپذيرند زيرا آن را به مصلحت شهر تهران مي‌دانستم. از جمله عدم هماهنگي شهرداري تهران با تعدادي از وزرا به نفع شهرداري و مردم شهر نبود. ايشان قول دادند اين هماهنگي را ايجاد كنند و واقعاً هم تلاش كردند و احكامي هم كه به من دادند گوياي اين واقعيت و تلاش ايشان بود، اما تعدادي از وزرا با مديريت شهر تهران هماهنگ نبودند. مثلا در مورد ادامه اجراي طرح مترو كارشكني كردند و انجام نشد و نهايتاً وقتي كه مداخلات در مديريت شهرتهران از طرف بعضي از مسوولان وزارت كشور ادامه پيدا كرد، خدمت امام رفتم و در دي ماه سال 59 گزارشي به ايشان دادم و از ايشان خواستم به خاطر مصالح انقلاب و شهرتهران استعفاي من را بپذيرند. ايشان فرمودند، با آيت ا... مهدوي كني كه آن موقع وزير كشور بودند مسايل را حل كنيم. در آن موقع آقايان زواره‌اي و ميرسليم معاونان وزير كشور بودند و مذاكره كرده بوديم و متأسفانه به نتيجه‌اي نرسيده بوديم. بعد از انتشار مذاكرات با امام (ره) در رسانه‌ها آقاي مهدوي كني با استعفاي من موافقت كردند و من هم مسووليت مديريت شهر تهران را به آقاي زواره‌اي تحويل دادم و (ايشان) بعد از دو ماه مسووليت را به آقاي دكتر نيك روش محول كردند.

Ø     آيا اختلاف عمده شما با وزارت كشور بود؟
اختلاف نظر هم با وزارت كشور بود و هم با بعضي از وزرا كه با مديريت شهر تهران تداخل داشتند و ما اين تداخل را به مصلحت مديريت شهر تهران نمي‌ديديم. و استدلال ما اين بود كسي بايد شهردار تهران بشود كه با هيأت دولت و وزارت كشور هماهنگ باشد...

Ø     به نظر جنابعالي اگر شهردار مستقيماً توسط مردم انتخاب بشود بهتر نيست؟
به هنگام اصلاح قانون شوراها در مجلس، انتخاب مستقيم شهردار تهران همزمان با انتخابات شوراها پيشنهاد شد. مشابه انتخاب مستقيم رييس جمهور توسط مردم در اين صورت شهردار منتخب مردم مي‌شود و استيضاح آن برعهده شوراي شهر خواهد بود.
در بعضي از شهرهاي بزرگ در كشورهاي ديگر مانند پاريس و نيويورك شهردار مستقيماً توسط مردم انتخاب مي‌شود. روحيه كار جمعي در اين كشورها قوي است و مردم با وظايف خودشان آشنا هستند و سيستم جا افتاده است. اين انتخاب مستقيم مثبت ارزيابي مي‌شود، اما در كشور ما كه هنوز اصل شوراها جا نيافتاده است، هنوز روحيه كار جمعي در جامعه ما ضعيف است، اگر بخواهيم شهردار را مستقيم انتخاب بكنيم، چنين شهرداري كه مستقيماً از طرف مردم انتخاب شده است خود به خود با نمايندگان منتخب مردم ممكن است در يك جناح نباشند و اين عدم هماهنگي در مديريت شهرتهران به نفع شهر نيست. در حالي كه اگر نمايندگان مردم كه انتخاب شدند شهردار را انتخاب بكنند. اين روش به صلاح نزديك تر است و فعلاً تا جا افتادن بقيه ارزش ها و مفاهيم به نظر مي‌رسد اين روش، روش بهتري باشد.
Ø     باتوجه به نزديك بودن انتخابات شوراها جنابعالي چه راه‌كاري براي بهتر برگزار شدن انتخابات و شركت آحاد مردم در انتخابات و انتخاب نمايندگان واقعي مردم در شورا داريد؟
به نظر من باتوجه به پاره اي تجربيات منفي كه عملكرد دوره اول شوراها داشته و ممكن است مردم نوعي سرخورده شده باشند و براهميت شورا وقوف پيدا نكرده باشند، وظيفه احزاب سياسي بسيار سنگين است و بايد واقعيت‌ها را با مردم در ميان بگذارند كه شوراها چه نقشي مي‌تواند در برنامه توسعه كشور داشته باشد و همين كه چرا در دوره اول اين مشكلات به وجود آمد و چه اهميتي دارد كه مردم تجربيات دوره اول را در دوره دوم به كار بگيرند و چه موانعي در دوره اول براي موفقيت شوراها وجود داشته و با ارايه توضيحات براي مردم روشن بشود تا در انتخابات دوره بعد بتوانند با آگاهي بيشتر شركت كنند و به افراد شايسته و ذيصلاح راي بدهند. احزاب مي توانند نقش موثري در آگاهي دادن به مردم و معرفي افراد واجد صلاحيت بيشتر داشته باشند. من فكر مي‌كنم همه احزاب و گروه‌هاي سياسي ـ اجتماعي، رسانه‌ها در اين زمينه مسووليت سنگين دارند تا جامعه را براي مشاركت هرچه وسيع تر مردم در انتخابات شوراها آماده بكنند.

Ø     آيا نهضت آزادي ايران در انتخابات اولين دوره شوراي شهر به صورت ائتلاف شركت كرد؟
با وجودي كه ابتدا ائتلاف نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي ـ مذهبي شكل گرفت، ولي به علت عدم توافق بر ليست واحد نهضت آزادي جداگانه در انتخابات شركت كرد.

Ø     ائتلاف در انتخابات مجلس ششم چگونه تشكيل شد ؟
باتوجه به تجربه انتخابات شوراها با مذاكراتي كه انجام شد سرانجام ائتلاف نيروهاي ملي ـ مذهبي تشكيل شد تصميمات ستاد هماهنگي دو ستاد به صورت اقناعي و توافقي اتخاذ شد كه نتايج مثبتي در پي داشت.
اكنون چنين ائتلافي وجود ندارد. آن ائتلاف فقط براي مقطع انتخابات گذشته بود اما اين كه در انتخابات شوراها چه اقدامي مي‌خواهد انجام شود، هنوز تصميم‌گيري نشده است، اما به نظر مي‌رسد كه ائتلاف مي‌تواند در يك سطح خيلي وسيع‌تر انجام بشود، اگر همه احزاب و گروه‌هايي كه در جنبش اصلاحات هستند فكر شورا و تقويت شوراها را باور دارند مي‌توانند براي ليست واحد و يا حداقل تعداد مشترك توافق كنند.
جلب مشاركت مردم در انتخابات شوراها در حالي كه راست و چپ افراطي روي خوش به انتخابات نشان نمي‌دهند و زمينه‌هاي دلسردي را فراهم ساخته‌اند وظيفه همه نيروهاي اصلاح طلب و طرفداران تلاش‌هاي قانوني و مسالمت‌آميز است. همفكري، همكاري و در حد ممكن ائتلاف همه تشكل‌‌هاي شناسنامه دار مي‌تواند عامل موثري براي تقويت اميد و جلب مشاركت بيشتر در انتخابات شوراها گردد.
منبع: هفته نامه سپیده 5 بهمن 81