Monday, March 3, 2025

پاسخ به نامه موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی؛

 

بسمه تعالی

مدیریت محترم موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی؛

با سلام و احترام، در اطلاعیه مورخ 7 اسفند آن موسسه که با امضای روابط عمومی در سایت جماران منتشر شده است، نقدهایی به برخی سوابق تاریخی انقلاب 57 در مصاحبه دیده بان ایران با اینجانب مطرح شده و آن‌ها را خلاف «اصول بدیهی تاریخ نگاری صادقانه» و «در تضاد آشکار با واقعیت های تاریخی» دانسته‌اند!

موضوع مصاحبه تفصیلی دیده بان ایران تمرکز بر سوابق تاریخی انقلاب 57 است، البته در پایان صرفا به چند سوال خبرنگار پاسخ کوتاهی داده شده که مورد نقد قرار گرفته است. لازم می‌دانم در چند مورد پاسخی کوتاه به شرح زیر ارایه کنم:

1- نظر زنده‌یادان مهندس مهدی بازرگان و دکتر ابراهیم یزدی درباره اعدام‌های بعد از انقلاب است: آن‌ها به‌شدت با این کارها مخالف بودند. بازرگان تا توانست جلوی این اعدام‌ها وکارهایی که آقای خلخالی انجام می‌داد، ایستاد. روز 26 بهمن آقای خلخالی 24 نفر را در پشت بام مدرسه رفاه آماده کرد بود که اعدام کند. به توصیه مهندس بازرگان، دکتر یزدی دیداری با آقای خمینی انجام داد و گفت این کاری که شما می‌خواهید انجام دهید، پیامدهای بسیار خطیری دارد. نهایتاً آقای خمینی چهار نفر را خودشان حکم دادند و اعدام کردند.

این سوابق تاریخی در جلد چهارم خاطرات آقای دکتر ابراهیم یزدی به تفصیل آمده است. آنچه در این مصاحبه بر اساس خاطرات و حافظه شخصی گفته شده هماهنگ با این خاطرات و سوابق تاریخی است. اما مروری بر مقدمه و پاورقی خاطرات دکتر یزدی و گزارش‌ انتشارات کویر ناشر محترم این اثر نشان می‌دهند که چاپ این خاطرات در وزارت ارشاد با چالش‌های جدی روبرو بوده است. نهایتا بررسی آن به آن «موسسه» ارجاع می‌شود. پس از مذاکرات و گفتگوهای طولانی ناشر سرانجام با حذف حدود 120 صفحه از خاطرات، مقدمه وپاورقی‌هایی توسط موسسه به متن کتاب اضافه می‌شود و با این شرایط مجوز انتشار جلد چهارم صادر شده است.

در پاورقی صفحه 55 جلد چهارم خاطرات آمده است: «موسسه، حکم اعدام اولین امرای ارتش شاه به نام‌های نصیری، رحیمی، خسروداد و ناجی در دادگاهی به ریاست و قضاوت حاکم شرع آیت‌ الله خلخالی- صادر گردید. مخالفت امام با اجرای حکم 20 نفر دیگر که آنان نیز به اعدام محکوم شده بودند از چه رو می‌بایست به عنوان صدور حکم آن چهار تن توسط امام القا شود؟[1]

حذف 20 نفر از احکام صادر شده و تاکید براعدام چهارتن به رغم توصیه آقای دکتر یزدی که موضوع برای رسیدگی به دادگاه علنی ارجاع شود و تصریح آقای خمینی بر این که جرم آنان قطعی است و باید اعدام شوند آیا صدور حکم اعدام و حداقل تأیید آن توسط آقای خمینی نباید تلقی شود؟ در خاطرات آقای دکتر یزدی دلائل مخالفت با اعدام این افراد درآن شرایط و ضرورت محاکمه آنان در دادگاه علنی به تفصیل آمده است.

2-در مورد گزارش آقای دکتر یزدی در دیدار با آقای خمینی و اعتراض به اعدام‌های آقای خلخالی در این جا گزارش آقای دکتر یزدی را که پس از آن دیدار برای جمع دوستان نقل کردند و به دفعات نیز نقل شده و در نسخه چاپ شده با مجوز وزارت ارشاد حذف شده اما در صفحه 170جلد چهارم خاطرات کامل ایشان[2] آمده عینا نقل می‌کنم:

«خلخالی از جانب آقای خمینی حمایت می‌شد. در یکی از دیدارهایم با آقای خمینی به طور مفصل عواقب سوء اعدام‌های خلخالی در تهران و شهرستان‌ها، به خصوص در کردستان و بازتاب سوء آن را در سطح جهانی متذکر شدم. اما آقای خمینی بر این باور بود و اظهار داشت که این کشتارها برای حفظ انقلاب ضروری است. من آن باور را نداشتم و صریحا مخالفت کردم. بعد از کمی بحث و گفتگو آقای خمینی به من گفت که بعد از انقلاب کسانی باید باشند که در کشتن دستشان نلرزد. هر انقلابی شمری لازم دارد، خلخالی چنین آدمی است. من که از این جواب شوکه شده بودم، آیا انقلاب حسینی هم شمر لازم دارد؟ بعد از لحظاتی سکوت، دیدارمان پایان پذیرفت.»

موضوع اعدام‌های اول انقلاب که با سیره پیامبر اسلام (ص) پس از بازگشت به مکه در تناقض بوده، به دفعات توسط صاحب نظران توضیح داده شده است و نیازی به یادآوری آن نمی‌بینم.       

3-اما در مورد ایستادگی مهندس بازرگان برای نوشتن نامه پس از دیدار با آقای خمینی در نوفل‌لوشاتو که بیعت و تایید مواضع آقای خمینی تلقی می‌شد و تنش و اعتراض شدید حتی دوستان نهضت آزادی ایران در اروپا و موکول کردن آن به تصمیم شورای مرکزی نهضت آزادی به تفصیل در اسناد نهضت و خاطرات شخصی افراد آمده است. پس از بازگشت مهندس بازرگان از سفر و بررسی شرایط، شورای مرکزی نهضت آزادی ایران طی بیانیه‌ای در تاریخ  14 آبان 1357 اعلام می‌کند که چون اکثریت ملت ایران رهبری آقای خمینی را پذیرفته ما هم رهبری ایشان را می‌پذیریم.[3]     

4-در این فرصت برای شفاف‌تر شدن شرایط پس از انقلاب رخداد دیگری را در ارتباط با حمایت آقای خمینی از عملکرد خاص آقای خلخالی، که خود در مدیریت شهر تهران شاهد بودم، نیز اشاره می‌کنم:

در اردیبهشت 1359 آقای خلخالی با یک تیم مجهز مشغول تخریب ساختمان مقبره رضا شاه در مجاورت حرم حضرت عبدالعظیم(ع) بود. پیش از آن در مصاحبه‌ای گفته بودم که  ساختمان مقبره جرو هویت شهر تهران است و می‌تواند تحت عنوان موزه جنایات رضا شاه، به رغم این که جنازه او قبل از انقلاب از ایران خارج شده بود، مورد استفاده قرار گیرد. هیچ کشوری سوابق تاریخی خوب یا بد گذشتگان را از بین نمی‌برد؛ کما این که کشورهای خارجی مثل یونان و مصر، سوابق تاریخی خود را حفظ کردند.

هنگامی که مطلع شدم عده‌ایی در حال تخریب ساختمان مقبره هستند بلافاصله به شهردار منطقه دستور دادم جلو این کار را بگیرند و نیروهای شهرداری با امکاناتی که داشتند جلو تخریب را گرفتند. تا این که در فاصله کوتاهی آقای خمینی در سخنرانی خود گفتند رضا شاه ظلم کرده و باید مقبره‌اش خراب شود. سپس در مدت 20 رور این ساختمان کاملا تخریب شد و امروز اثری از آن نیست.[4] 

 در ارتباط با سایر مواردی که در اطلاعیه این موسسه آمده است قضاوت را به مخاطبان واگذار می‌کنم. در این جا صرفا اشاره می‌کنم آیا می‌توان انتظار داشت آقای دکتر یزدی مطالبی را که مصلحانه حضوری با آقای خمینی مطرح می‌کردند در جایگاه مسئول وزارت امور خارجه دولت موقت با رسانه های خارجی هم مطرح کنند؟!

در پایان توصیه می‌کنم مسئولان محترم موسسه پس از قریب نیم قرن از انقلاب 57 که بر اساس گزارش مطالعات جامعه شناسان بیش از 80 درصد جامعه به ریشه اصلی بحران‌های کنونی جامعه آگاه شده‌اند، از شیوه‌های خود حق پنداری و حذف نظرات دیگران در اسناد رسمی خودداری کنند و قضاوت نهایی را به مخاطبین واگذار کنند. والعاقبه للمتقین.

محمد توسلی

12 اسفند 1403

 

 

  

 

       

  

 

 

 

 



[1] به جلد چهارم خاطرات آقای دکتر ابراهیم یزدی، صفحه 55، انتشارات کویر، 1399 مراجه شود. 

[2] فایل کامل جلد چهارم خاطرات در فضای مجازی قابل دسترسی است.

[3] برای بررسی فضای تنش با مهندس بازرگان در توفل‌لوشاتوبه خاطرات دکتر مهدی نواب ازاعضای نهضت آزادی ایران در اروپا با عنوان «در جستجوی آرمان‌ها» صفحه 289، انتشارات کویر، 1400، مراجعه شود. 

[4] برای تفصیل به خاطرات محمد توسلی جلد دوم، «تجربه مدیریت شهری در دوران بحران»، صفحه 169، انتشارات کویر -1399، مراجعه شود.

No comments:

Post a Comment