Wednesday, February 6, 2019

آيا تاريخ را پيروزمندان مي‌نويسند؟



پاسخ محمد توسلی به اظهارات مصباحي‌مقدم:

آيا تاريخ را پيروزمندان مي‌نويسند؟

«حق هميشه با پيروزمندان مبارزه است؟» اين سوالي است كه شايد لازم باشد از كساني كه امروز بر مسند قدرت نشسته‌اند، ‌پرسيده ‌شود. سخنگوي جامعه روحانيت مبارز گرچه در گفت‌وگوي تفصيلي خود تاكيد كرده كه نمي‌خواهد نقش گروه‌هاي مبارز ديگر را ناديده بگيرد اما گفته است كه هيچ كدام از گروه‌ها از نهضت آزادي تا چريك‌هاي فدايي و چريك‌هاي مجاهد كه به صورت مسلحانه مبارزه مي‌كردند به نتيجه نرسيدند و البته پشتوانه مردمي نداشته‌اند. مصباحي مقدم معتقد است كه تجربه اين گروه‌ها چيزي جز ناكامي و شكست نبوده است. اگر بنا بود آنها نقشي مي‌داشتند يقينا نمي‌توانستند مردم را بسيج كنند. شما مي‌بينيد كسي مثل دبيركل جبهه ملي مي‌گويد اگر آيت‌الله خميني نبود ما امكان اينكه يك صدم اين جمعيت را بسيج كنيم نداشتيم.

محمد توسلي، دبيركل نهضت آزادي ايران در مورد اظهارات اخير مصباحي مقدم به «اعتماد» گفت: «در جامعه آزاد، ‌افراد حق دارند نظرات خود را بيان كنند. آقاي مصباحي مقدم هم برداشت خود را از شكل‌گيري انقلاب اينگونه بيان كردند اما بايد ديد اظهارنظر ايشان چقدر با واقعيت‌هاي تاريخي هماهنگ است.»

او ادامه داد: « اين اظهارنظر را خلاف واقعيت مي‌دانم. در انقلاب اسلامي سال 57 همه ملت ايران حضور و مشاركت داشتند. مطالبه اصلي مردم هم كه در شعارها به نمايش گذاشته مي‌شد «مرگ بر شاه» بود؛ به اين معني كه ديگر استبداد نمي‌خواهيم و به دنبال آزادي هستيم. اين مطالبه تاريخي ملت ايران است كه از مشروطه آغاز شده، با نهضت ملي ايران تداوم يافته، در فضاي خاص اوايل دهه 40 هم از مطالبات مردم بوده و در جريان انقلاب اسلامي هم مطرح شده است. در اوايل دهه 40 كه سران نهضت آزادي بازداشت شدند، مهندس بازرگان در دفاعيات‌شان كه در دادگاه نظامي مطرح شد، ‌توضيح مي‌دهد كه چرا ما گرفتار استبداد شديم و چرا با استبداد مخالفيم. تمام اسناد تاريخي نشان مي‌دهد كه مطالبه اصلي همه مردم ايران در آستانه انقلاب آزادي و نفي استبداد بوده است.»
دبيركل نهضت آزادي با تاكيد بر اينكه دو گروه در مديريت انقلاب نقش بيشتري ايفا كردند، ‌گفت: «يك گروه روحانيت مبارز بود كه از اوايل دهه 40 وارد عرصه سياسي شدند. همچنين نگاه راهبردي توسط رهبران نهضت آزادي وجود داشته كه بدون حضور روحانيت در عرصه سياسي كه قادر به بسيج توده‌ها است، تحولات اجتماعي در ايران امكان‌پذير نيست. بنابراين روحانيت با رهبري امام خميني نقش اصلي را در بسيج توده‌ها و نهايتا رهبري انقلاب داشتند اما روحانيت به تنهايي قادر به انجام انقلاب نبود. روشنفكران ايران به ويژه نيروهاي ملي و مسلمان و به لحاظ سازماني نهضت آزادي ايران و رهبري آن مهندس بازرگان بوده كه توانستند فرآيند تقويت جنبش اجتماعي ايران و جلب اعتماد روشنفكران را زمينه‌سازي كنند و در دهه 50 هم در مديريت انقلاب مشاركت داشته‌باشند. اگر به تمام رويدادهاي اين دوران نگاه كنيد، ‌هيچ رويدادي نيست كه بازرگان، ياران و نيروهاي ملي در آن حضور نداشته‌باشند.»
توسلي افزود: «چند مثال مطرح مي‌كنم. سال 55 و در آن فضا جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر توسط نيروهاي ملي و مسلمان به رهبري مهندس بازرگان تشكيل مي‌شود. در تمام اسنادي كه وجود دارد مخاطبان مي‌توانند نقش اينگونه اقدامات نيروهاي ملي و مسلمان را در پيشبرد جنبش اجتماعي ايران ببينند. در آن زمان روحانيت هم در عرصه مبارزات حضور داشت. ديپلماسي انقلاب توسط چه كساني انجام شد؟ اگر ديپلماسي انقلاب نبود مگر مي‌شد كه انقلاب با اين هزينه كم پيروز شود. اين سران نهضت آزادي ايران بودند كه تلاش كردند علاوه بر تقويت جنبش اجتماعي با امريكايي‌ها وارد مذاكره شوند و حمايت آنها را از رژيم شاه بردارند تا زمينه‌هاي سقوط پهلوي فراهم شود. همچنين نقش حسينيه ارشاد را هم نمي‌توان ناديده گرفت. مهندس بازرگان، آيت‌الله مطهري و دكتر شريعتي در ايجاد گفتمان نسل انقلاب نقش داشتند و اين نقش غيرقابل انكار است. مرحوم مطهري در كنار مهندس بازرگان، ‌انجمن اسلامي مهندسين و كساني دیگر هستند كه عمدتا نيروهاي ملي و مسلمان هستند. آيت‌الله طالقاني همچنين از كساني هستند كه از شهريور 1320 در كنار بازرگان كار را شروع كردند . در واقع منظور اين است كه روحانيون حوزه هم راه‌شان را در اوايل دهه 40 در كنار روشنفكران ديني در عرصه عمومي ادامه دادند و براي اين گفتمان در چند دهه تلاش كردند.»

او در ادامه به بخش ديگر مشاركت‌هاي اين جريان در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره مي‌كند كه بعد اجرايي‌تر داشته است.
دبيركل نهضت آزادي ايران در اين مورد گفت: « نماز عيد فطر در تپه‌هاي قيطريه در سال‌هاي 56 و 57 از ديگر اقداماتي است كه جريان ملي و مسلمان در آن نقش داشت. درست است كه مرحوم مفتح هم در اين اقدام نقش داشت اما كادرها و مديريت با نيروهاي ملي و مسلمان بود. راهپيمايي تاسوعا و عاشورا در 19 آذر 1357 و مصادف با روز حقوق بشر هم از همين دست اقدامات بود. شرايط اجتماعي را با مذاكره با ارتش فراهم كردند تا ارتش عقب‌نشيني كرده و جمعيت دست به راهپيمايي بزند. مديريت اين مذاكرات با چه كساني بوده؟ آيا روحانيت حضور داشته است؟ از جبهه ملي مرحوم شاه‌حسيني مسوول مالي و اداري، علي اصغر تهران‌چي مسوول انتظامات، بنده به عنوان مسوول تبليغات و ... حضور داشتند. در ستاد استقبال از امام هم همين روند وجود داشت. ستادي تشكيل شد كه مرحوم مطهري مسوول آن و سخنگو مرحوم مفتح و مرحوم محلاتي رابط روحانيت بود اما كادر اجرايي كساني چون مهندس صباغيان از نهضت آزادي ايران مسوول برنامه‌ريزي بود كه شهيد مطهري اختيارات خود را به ايشان واگذار مي‌كند، آقاي علي اصغر تهرانچي هم از نهضت آزادي ايران مسوول انتظامات است، آقاي شاه‌حسيني هم از جبهه ملي به عنوان مسوول مالي و اداري حضور داشت، ‌بنده هم از نهضت آزادي مسوول تبليغات بوده‌ام. بنابراين جمعيت زيادي از كادرهاي اجرايي جزو نيروهاي ملي- مسلمان بودند در صورتي كه امروز برخي نام افراد رده پايين در كميته استقبال را بيش از اين افراد مطرح مي‌كنند.در پنجم بهمن 1357 مصاحبه‌اي در حسينيه ارشاد برگزار شد كه مرحوم مطهري به عنوان مسوول ستاد افراد ستاد را معرفي كردند. غير از مرحوم مطهري نيروهاي ملي و مسلمان در آنجا حضور داشتند.»

اين عضو نهضت آزادي ايران ادامه داد: «كمي عقب‌تر برويم. در مهر ماه 1357 شرايطي در عراق ايجاد مي‌شود كه آيت‌الله خميني مجبور مي‌شوند كه اين كشور را ترك كنند. بحث حضور در سوريه و لبنان مطرح مي‌شود تا اينكه دكتر يزدي مشاوره مي‌كنند كه به فرانسه بروند، جايي كه فضا آزاد باشد. نهايتا رفتن آيت‌الله خميني به فرانسه باب جديدي را باز مي‌كند تا ايشان بتوانند در حضور رسانه‌هاي جهاني مطالبات تاريخي مردم ايران را مطرح كنند. وقتي بيانيه‌ها و سخنراني‌هاي ايشان به ايران مي‌آمد به پيشبرد جنبش اجتماعي كمك مي‌كرد. اين مطالبات چيزي نبود جز، ‌آزادي، حاكميت ملت، ‌استقلال ملي، حاكميت قانون و جمهوريت و ... اگر به آقايان يزدي، قطب‌زاده، حبيبي، انجمن‌ اسلامي‌هاي امريكا و اروپا و ... نگاه كنيد متوجه مي‌شويد كه همين كادرهاي ملي و مسلمان هستند كه در كنار امام خميني حضور داشتند و 118 روز را مديريت كردند.»

او با اشاره به اينكه آيت‌الله خميني براي راه‌اندازي نفت، مهندس بازرگان و براي مديريت و سازماندهي اعتصابات دكتر سحابي را انتخاب مي‌كنند، ‌توضيح داد: « مجموعه رويدادهاي سال‌هاي 54 تا 57 نشان مي‌دهد كه چه كساني در مديريت انقلاب مشاركت داشتند. همه حضور داشتند، روحانيت هم حضور داشته است اما در مديريت انقلاب مهندس بازرگان و نيروهاي ملي و مسلمان نقش اساسي ايفا كرده‌اند. از سويي برخي نقش نهضت آزادي و نيروهاي ملي و مسلمان را ناديده مي‌گيرند و از آن سو، اپوزيسيون حضور روحانيون در راس قدرت ايران را اتهام نهضت آزادي و نيروهاي ملي آن زمان مي‌دانند. بايد بپذيريم نه روشنفكران به تنهايي و نه روحانيت به تنهايي هرگز قادر به انجام انقلاب نبودند. وقتي اين دو نيرو تعامل داشتند و همه ملت ايران حول محور مطالبات مشترك يعني آزادي‌خواهي گردآمدند و هماهنگ شدند، ‌زمينه ايجاد انقلاب فراهم شد.»

توسلي در بخش ديگري از اين مصاحبه در مورد مشي مبارزه بازرگان و نهضت آزادي توضيح مي‌دهد، ‌مشي كه مسلحانه نبوده و بيشتر مبتني بر راهبرد اصلاحات جامعه محور بوده است و شايد همين موضوع امروز باعث شده برخي جريان‌ها نقش نهضت آزادي را در انقلاب ناديده بگيرند. توسلي در اين مورد توضيح داد: «مهندس بازرگان در دادگاهي كه براي محاكمه ايشان تشكيل مي‌شود جمله‌اي تاريخي دارند: ما آخرين گروهي هستيم كه با زبان قانون با شما صحبت مي‌كنيم. درست است كه عده‌اي بعدا به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه مبارزه مسلحانه است اما آنها ارتباطي با نهضت آزادي نداشتند. مهندس بازرگان بعد از 15 خرداد 42 مخالفتي با مبارزه براي انقلاب نكرد. چرا كه در جامعه بسته كه فضايي براي مبارزه قانوني و اصلاحات وجود نداشت، طبيعتا راه براي كساني كه از گفتمان جهاني استفاده مي‌كردند باز شد. بعد از سال 54 و سركوب جنبش مسلحانه مي‌بينيم كه رويدادها همه در عرصه عمومي جامعه مدني است. در ارديبهشت 57 بازرگان مصاحبه‌اي با خبرنگار تلويزيون بلژيك داشت كه نقش موثري در انتقال گفتمان رهبران ايران ايفا كرد. بازرگان در اين مصاحبه تاكيد مي‌كند كه ملت ايران بين دو واقعيت قرار دارد؛ بين شاه و آزادي. اين دو را در مقابل هم مي‌داند چون مطالبه همه مردم آزادي است پس بايد شاه برود. بعد از آن هم در شهريور 57 نهضت آزادي در بيانيه‌اي تاكيد مي‌كند كه «شاه بايد برود» و راهكاري جز رفتن شاه باقي نمانده است.»
او ادامه داد: «در راهپيمايي تاسوعا و عاشورا هم شعار اصلي مرگ بر شاه است. البته امام خميني هم در نوفلوشاتو تاكيد مي‌كردند كه مردم به دنبال حاكميت مردم و آزادي هستند ضمن اينكه مردم مسلمان هستند و فرهنگ ديني‌شان هم محترم است.»

توسلي تاكيد دارد: « وقتي بحث شوراي سلطنت مطرح شد فضاي جامعه و فضاي ذهني روشنفكران ما به گونه‌اي بود كه برنمي‌تابيدند فرآيند انتقال قدرت آرام و تدريجي باشد و معتقد بودند اين تغيير بايد از دل يك انقلاب صورت گيرد. طبيعتا انقلاب هزينه دارد و ما هم هزينه‌هاي زيادي پرداخت كرديم كه ناشي از دوري از راهكار اصلاحي و تدريجي بازرگان بود.»

منبع: اعتماد-15 بهمن 97 (

راهبرد اصلاحات جامعه محور را ادامه دهیم



گفت و کو با محمد توسلی:
راهبرد اصلاحات جامعه محور را ادامه دهیم

نهضت آزادی ایران، از جمله احزاب موثر در پیروزی انقلاب اسلامی بود که مهندس مهدی بازرگان ، دبیر کل وقت آن، در مقام ریاست دولت موقت نشست و دکتر ابراهیم یزدی، دومین دبیر کل آن، در آن زمان از اصلی ترین مشاوران رهبر انقلاب محسوب می شد و به معاونت نخست وزیری و وزارت امور خارجه دولت موقت رسید. محمد توسلی که خود اولین شهردار تهران پس از انقلاب بود و حالا سمت دبیر کلی نهضت آزادی را بر عهده دارد، در گفت و گوی پیش رو در باره ماهیت انقلاب اسلامی و نقش نهضت آزادی در آن صحبت می کند.
    
چه اتفاقاتی منجر به خیزش و اعتراض و در نهایت انقلاب مردم در سال 57 شد؟

برای بررسی زمینه های حضور و مشارکت مردم در انقلاب سال 57، باید بستر تاریخی انقلاب را از انقلاب مشروطه مورد بررسی قرار داد.
آنچه در راهپیمایی های گسترده مردمی در روزهای تاسوعا و عاشورا سال 57 و سایر تجمعات بعدی مطرح می شد و در اسناد تاریخی آمده است، در اولویت اول شعار «مرگ بر شاه» و نفی استبداد بود. همین شعارها نشان می دهد خواسته اصلی مردم «آزادی» بوده است.
آزادیخواهی یکی از مطالبات اصلی مردم در راهپیمایی های سال 57 بود. این مطالبه از انقلاب مشروطه آغاز شده و در نهضت ملی ایران در دهه 30  ادامه داشته و سال های 39 تا 42 که کمی فضای سیاسی ایران باز شده بود، و جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران تاسیس شده بود بار دیگر این مطالبات تاریخی مطرح و پیگیری شد.
بررسی رویدادهای اوایل دهه 40 نشان می دهد که شاه تصمیم گرفته بود برنامه های آمریکا را بجای دکتر امینی در ایران پیاده کند. برای این منظور  حادثه اول بهمن 1340 یعنی یورش کاماندوهای رژیم شاه در دانشگاه تهران انجام شد، که به همان بهانه دکتر امینی از نخست وزیری عزل شد.
بعد از محدودیت های فعالیت جبهه ملی دوم و نهضت آزادی در آن زمان، شاه نهاد روحانیت را که در جامعه مذهبی ایران نفوذ داشت مزاحم اجرای برنامه های خود می دید برای حذف این نهاد، در شهویور سال 41، بحث انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی را مطرح کرد که در آن موضوع آزادی شرکت زنان در انتخابات، اصلاحات ارضی و سوگند به کتاب آسمانی بجای قرآن مطرح شده یود. مراجع بزرگ حوزه قم؛  آیت‌الله خمینی، آیت‌الله شریعتمداری و آیت الله گلپایگانی با صدور بیانیه ای با این طرح به مخالفت برخاستند و طرفداران شاه این مخالفت را به عنوان ارتجاع سیاه در رسانه ها مطرح کردند.
در آن زمان رهبران نهضت آزادی ایران این تحلیل را داشتند که سناریویی در حال انجام است و در دیدارهایی که با مراجع داشتند و بیانیه هایی که صادر کردند با آگاهی بخشی نسبت به این برنامه رژیم اعتراض کردند.
همانطور که آقای سید حمید روحانی در جلد اول کتاب «نهضت امام خمینی»، چاپ اول، آورده اند، در پی اقدامات نهضت آزادی مراجع قم تغییر موضع دادند و مشکل اصلی را حکومت شاه و استبداد تشخیص دادند وآقای خمینی وارد عرصه سیاسی و مبارزه علیه استبداد شاه شدند و این مطالبات را دنبال کردند. در این جریان ماجرای حمله به فیضیه و رخداد 15 خرداد سال 42 و سپس اعتراض به کاپیتولاسیون و تبعید ایشان به ترکیه رخ داد.
بعد از تبعید امام اعتراضات به چه شکل منتهی به پیروزی انقلاب شد؟
بعد از 15 خرداد42 فضای سیاسی بسته شد و با توجه به گفتمان جهانی آن روز برای تحول، اعتراضات مسلحانه در دهه پنجاه شکل گرفت و نهایتا در سال 54 سرکوب شد. اما جنبش اجتماعی ایران در سال 54 چنان ظرفیتی داشت که به رغم سرکوب مبارزه مسلحانه، در جامعه مدنی ادامه پیدا کرد از جمله نهادهایی مثل جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر توسط نیروهای ملی و مسلمان تشکیل می شود که نقش موثری در باز کردن فضای سیاسی و تقویت جنبش اجتماعی و نهایتا در پیروزی  انقلاب دارد.
دیپلماسی انفلاب، اجتماعات مردمی از جمله برگزاری نماز عید فطر در سال های 56 و 57 در تپه های قیطریه، هجرت آقای خمینی به فرانسه  و بعد از آن برگزاری راهپیمایی های میلیونی مردم در روز تاسوعا (روزحقوق بشر) و سپس روز عاشورا که عملا رفراندم مردمی بود در  نفی رژیم استبداد سلطنتی شاه و پذیرش رهبری آیت الله خمینی.
هجرت آقای خمینی از عراق به «نوفل لو شاتو» فرنسه با  پیشنهاد و راهنمایی دکتر ابراهیم یزدی در اواخر مهر ماه 57 رخداد مهمی در تقویت جنبش اجتماعی و پیروزی انقلاب بود. اسناد رویدادهای 118 روزی که ایشان در نوفل لوشاتو بودند در جلد سوم  خاطرات دکتر یزدی تنظیم شده و در دست چاپ است.
حضور آقای خمینی در کشور فرانسه فرصت مناسبی بود که ایشان ضمن سخنرانی ها، مصاحبه ها و بیانیه های خود در بام رسانه های جهانی، مطالبات تاریخی ملت ایران را  مطرح نمایند؛ چون آزادی و حاکمیت ملت، کرامت انسانی و حقوق بشر، عدالت اجتماعی و جمهوریت مثل فرانسه و این که آزادی برای فعالیت و اظهار نظر دگراندیشان چون مارکسیست ها فراهم خواهد شد. این چشم اندازی که ایشان برای آینده انقلاب ایران ارایه دادند و در ایران بطور وسیع پخش می شد موجب تقویت جنبش اجتماعی ایران می شود. از طرفی بحران استبداد سیاسی و فرهنگی و انسداد سیاسی دیرین باعث می شود انسجام اجتماعی و مطالبات مشترک به وجود بیاید و ملت ایران مطالبات تاریخی خود را بر شعار «مرگ بر شاه» که نماد استبداد سیاسی بود و آزادیخواهی  متمرکز سازد.
مهندس بازرگان در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون بلژیک در اردیبهشت 57 نیز گفته بود ملت ایران باید بین شاه و آزادی یکی را انتخاب کند و چاره ای نیست جز اینکه شاه برود. در شهریور 57 نیز نهضت آزادی به صراحت بیانیه  می دهد که شاه باید برود.
در جریان انقلاب همه احزاب و گروه های اجتماعی و قاطبه ملت ایران در صحنه حضور داشتند و بستر تعامل و انسجام ملی را فراهم ساختند تا نظام استبداد سلطنتی سرنگون شود و مردم با آزادی  بر کشور خود حاکمیت داشته باشند. اما تعامل و نقش دو جریان  نهضت آزادی و نیروهای ملی که بیشتر نقش بسیج روشنفکران و روحانیت مبارز که بیشتر  نقش بسیج توده ها را داشتند در این فرایند برجسته بود. واقعیت این است بدون حضور روحانیت و بسیج توده ها و همچنین بدون حضور روشنفکران دینی چون بازرگان که نقش مدیریت و جلب اعتماد روشنفکران را داشتند؛ هرگز تحولی برای کنده شدن ریشه استبداد سیاسی امکان پذیر نبود.
  در دوازده فروردین 58 نیز که بحث رفراندوم مطرح می شود مردم به استناد همان چشم اندازی که آقای خمینی مطرح کرده بودند در راستای مطالبات تاریخی خود به «جمهوری اسلامی» رای دادند تا بر سرنوشت خود حاکم شوند و کشور در مسیر توسعه قرار بگیرد.

آیا امروز نسل جوانی که به آرمان های شما باور دارد، از عملکرد شما در سال 57 رضایت دارند؟

بله، همه ملت ایران و به وبژه نسل جوان امروز این سوال ها را مطرح می کنند: چرا مطالبات تاریخی ملت ایران بعد چهار دهه محقق نشده است؟، چه عواملی موجب بروز بحران های جاری بوده اند؟ و ... نهایتا راهکارخروج از این شرایط چیست؟
ما قبل از انقلاب فقط دو بحران داشتیم. بحران سیاسی و بحران فرهنگی. اما امروز بعد از چهار دهه با بحران های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مواجه شدیم. در کنار آن هم بحران آب و بحران های زیست محیطی در کشور محسوس است. حال این سوال مطرح است چرا اینچنین شده است؟ طبیعی است نسل جوان از شرایطی که امروز پیش آمده است، راضی نباشد.
یعنی جوانان به دنبال تغییر دیگری هستند؟
لااقل می توان اطمینان داشت جوانان دیگر آن نگاه مثبت را به انقلاب ندارند. ارزیابی ما بر اساس  واقعیت های موجود این است که در این چهار دهه به رغم مشکلاتی که پیش آمده و نسل جوان متاثر از این رویدادها است، اما جامعه ما از جمله نسل جوان عموما از رشد و بلوغی برخوردار شده است که می تواند شرایط جامعه را تحلیل کند و آن راهکاری که سال 57 پیش روی ما بود را امروز نمی بیند.

به هر حال گروه هایی هم این تحلیل را دارند که باید با براندازی به این اهداف دست یافت.

بله، جریاناتی که از ابتدای انقلاب به دنبال براندازی بودند و مدام شعار سه ماه دیگر و شش ماه دیگر می دادند امروز در کنار قدرت های جهانی مثل آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای منطقه با استفاده از رسانه های گسترده خود به دنبال تبلیغ براندازی هستند. اما مردم آگاه جامعه ما توجه  دارند که پیامد چنین روندی فقط سقوط نظام نیست، بلکه فروپاشی کشور و تمامیت ارضی ایران خواهد بود؛ از اینرو مردم آگاه ما که تمامیت ارضی و حفظ ایران برایشان مهم است با چنین برنامه ای موافق نیستند، در حالی که رسانه های بیگانه تلاش دارند جامعه ایران را متاثر کنند اما شاخص های عینی نشان می دهد که مردم ایران عموما به این راهکار رضایت ندارند و هماهنگی خود را نشان نمی دهند.
ما می دانیم که ریشه مشکلات و انحرافی که پیش آمده مربوط به امروز و ساده نیست. اشخاصی چون مهندس بازرگان از ابتدای انقلاب به ریشه های این انحراف  در آثار خودشان پرداخته اند و ضمن آگاهی بخشی راه عبور از این شرایط را نشان داده اند و تاکید داشته اند که حل مشکلات جاری کشور نیاز به زمان و طی فرایندی طولانی اصلاحات از طریق اقدامات آگاهی بخش در جامعه  مدنی است.

راهبرد شما برای حل این انحرافات چه بوده است؟

همانطور که در مصوبات کنگره نهضت آزادی ایران در تیر ماه سال59 آمده است، راهبرد تاکید بر اصلاحات جامعه محور از طریق مبارزه قانونی، علنی و مسالمت آمیز بوده است. در این راستا، بعد از رخداد خرداد 60 و انسداد سیاسی حاکم در کشور عملا تنها گروهی که توانست در داخل کشور بماند و ایستادگی کند و از مطالبات مردم ایران و آرمان های انقلاب به اعتبار رهبران آن که از مدیران انقلاب چون بازرگان، سحابی ، صدر حاج سید جوادی ، ابراهیم یزدی، رضا صدر و... دفاع کند، نهضت آزادی بود. در چنین فرایندی  زمینه های تقویت جنبش اجتماعی فراهم  شد.
در این فرایند از جمله مهندس بازرگان در سال 61 کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» را  می نویسد که خلاصه پیام آن این است که اگر انقلاب پیروز شد شعار ما «همه با هم» بود، اما در مرحله بعد که انحراف پیش آمد شعار تبدیل به «همه با من» شد. مهندس بازرگان در سال 62 در اثر دیگری به نام «گمراهان»، سرگذشت و سرنوشت روحانیت مسیحیت و کلیسا را در طی قرون وسطا شرح می دهد و توضیح می دهد اروپا با چه هزینه هایی در این دوران طولانی مواجه شد و نهایتا زمینه های توسعه انسانی و پیشرفت فراهم می شود. همینطور به تدریج در آثار دیگری به مسائل و ریشه های مشکلات پس از انقلاب پرداختند از جمله در آثار « ناگفته های بعثت» و « آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء» که بروز این گونه تلاش های آگاهی بخش  منجر به تقویت جنبش اجتماعی ایران می شود که دوم خرداد 76 را رقم می زند و به بازداشت های دهه هشتاد اعضای نهضت آزادی منتهی می شود اما باز هم مردم در اعتراض به این برخوردها  هم رای بالایی به آقای خاتمی دادند. به رغم ضربه سنگینی که جنبش اجنماعی در دو دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد متحمل می شود در سال 92 با رأی اعتراض خود آقای حسن روحانی انتخاب می شود و این روند در سال 94 و 96 نیز تکرارمی شود. تداوم راهبرد اصلاحات جامعه محور می تواند زمینه های ارتقاء آگاهی مردم و تقویت بیش از پیش جنبش اجتماعی ایران را فراهم سازد و به تدریج مطالبات بر حق مردم تحقق پیدا کند.
منبع: هفته نامه صدا 14 بهمن 97 (میثم سعادت)

Friday, February 1, 2019

پیام تسلیت درگذشت محمد نبی حبیبی



پیام تسلیت دبیر کل نهضت آزادی ایران در پی درگذشت  مرحوم محمد نبی حبیبی

انا لله و انا الیه راجعون

در گذشت مرحوم محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی و شهردار پیشین تهران را به اعضای محترم حزب و به خانواده محترم آنمرحوم تسلیت می گوییم.

محمد توسلی
دبیر کل نهضت آزادی ایران
9 بهمن 1397

خوئینی‌ها آب به کدام آسیاب می‌ریزد؟



پاسخ  محمد توسلی به ادعاهای موسوی خوئینی ها :

خوئینی‌ها آب به کدام آسیاب می‌ریزد؟

سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها که سال‌ها سایه‌نشین بود و حضوری علنی در عرصة سیاسی نداشت با گفت‌وگوی مفصل و جنجالی‌اش در دومین سالگرد درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی همه نگاه‌ها را به سمت خود جلب کرد و واکنش به ادعاها و نظراتی که در این گفت‌وگو بیان کرد همچنان ادامه دارد. او در این گفت‌وگو نه تنها دربارة هاشمی رفسنجانی ادعاهای غیرقابل انتظار بیان کرد بلکه راجع به افراد دیگری چون دکتر مصطفی چمران و امام موسی صدر نیز نظرات و تحلیل‌های خاصی ارائه داد و به یک رقابت و چالش قدیمی اوائل انقلاب جانی تازه بخشید. دربارة نظرات خوئینی‌ها راجع به دکتر چمران، امام موسی صدر و ماجراهای تسخیر سفارت آمریکا سوالاتی برای مهندس محمد توسلی فرستادیم و او که از نزدیک شاهد حوادث آن سال‌ها بوده و با دکتر چمران فعالیت‌های مشترکی داشته به سوالات ما و ادعاهای خوئینی‌ها به‌صورت مکتوب پاسخ داد. 

قبل از پرداختن به نکاتی که آقای موسوی خوئینی‌ها دربارة امام موسی صدر، دکتر چمران و نهضت آزادی بیان کرده، لطفاً به این مساله بپردازید که به نظرتان هدف آقای خوئینی‌ها از این گفت‌وگو و مطرح کردن نظرات جنجالی در شرایط کنونی چه بوده است؟

بله، سوال و بلکه ابهام اصلی این است که چرا این نقدها بعد از چند دهه و در غیاب مرحوم هاشمی رفسنجانی در شرایط کنونی مطرح شده است؟ ضرورت گفت‌وگو و وفاق ملی و تأکید بر وجوه اشتراک در راستای منافع ملی موضوعی است که همه کسانی که دغدغه منافع ملی را دارند امروز بر آن تاکید دارند. با توجه به نقش و جایگاه  مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال‌های بعد از انقلاب  نهضت آزادی  ایران، زنده یاد مهندس بازرگان و سایر دوستان ما به ویژه در دهة ۶۰ با ارسال نامه های سرگشاده متعدد که در اسناد نهضت آمده است و همچنین در دیدارهای حضوری عملکرد مسئولان نظام از جمله آقای هاشمی را نقد کرده‌ایم و امروز نیز ایشان را با توجه به جایگاهی که در مدیریت کشور داشتند در واقع باید یکی از مسئولان اصلی شرایط کنونی جامعه ارزیابی کرد. در سال ۷۸ در پی مصاحبه ایشان با خبرنگاران داخلی و خارجی که بسیاری آن را در راستای شفاف سازی دو دهه سوابق وی مثبت ارزیابی کردند اما با توجه به پاسخ مبهم و دو پهلوی ایشان در مورد پیامدهای نامة ۹۰ امضایی سرگشاده جمعی از آزادی‌خواهان ایران در «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت» به ایشان در کسوت ریاست جمهوری که منجر به بازداشت جمعی در خرداد سال ۶۹ و محکومیت ۹ نفر از آنان شد، بنده که یکی از محکومین این پرونده بودم و شرایط سخت آن دوران را تحمل کرده بودم یادداشتی نوشتم که با عنوان «مشفقانه با هاشمی رفسنجانی» در روزنامه «عصر آزادگان» ۲۱ دی ۷۸ چاپ شد. اما ایشان به آن نامه پاسخ ندادند و خطای خود را نپذیرفتند. اما به‌رغم همه نقدهایی که به عملکرد ایشان مطرح بود و مظالمی که به دوستان ما روا شده بود؛ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ با شناخت و تحلیلی که از شرایط جاری کشور و نامزد مقابل ایشان داشتیم، ما (نهضت آزادی)  به آقای هاشمی رأی دادیم و منافع ملی را بر منافع فردی و حزبی ترجیح دادیم و در تحلیل ها و اظهار نظرها با توجه به مواضع ایشان بعد از سال ۸۴ که عملاً در کنار مردم قرار گرفتند؛ به‌جای طرح مسائل گذشته نگاه به آینده داشتیم. امروز آقای سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها با طرح نقدهای گذشته و مطالب دیگری که بعضاً خلاف واقع است و به آن‌ها اشاره خواهم کرد در شرایط کنونی آب به کدام آسیاب می‌ریزند و چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ آیا پس از سال‌ها سکوت با تخریب جریان مقابل خود قصد ورود به قدرت دارد؟
این ابهام تاریخی درخصوص نقش آقای موسوی خوئینی‌ها در رخداد اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان سال ۵۸  و اظهار نظر ایشان در همین مصاحبه که کماکان از این اقدام دفاع می‌کند، وجود دارد. و این موضع ایشان در حالی است که پیامدهای آن رخداد از جمله ۸ سال جنگ تحمیلی که اعتبار انسانی و جهانی انقلاب اسلامی را در افکار عمومی جهان مخدوش کرد و بحران های فرهنگی، اجتماعی، اقنصادی و سیاسی کنونی جامعه را در پی داشته است بر کسی پوشیده نیست. آقای موسوی خوئینی‌ها در جایگاه مشاور و هدایت‌کنندة دانشجویان در پاسخ به درخواست دانشجویان برای اخذ اذن رهبر فقید انقلاب برای اشغال سفارت آمریکا؛ با اطمینان به آن‌ها می‌گویند من بعدا اذن ایشان را خواهم گرفت. البته در خصوص چرایی تبدیل برنامه دو یا سه روز اولیه دانشجویان به ۴۴۴ روز اشغال سفارت و گروگان‌گیری و پیامدهای آن، ابهاماتی همان موقع در ارتباط زود هنگام و نزدیک ایشان با مرحوم احمد خمینی در داخل سفارت وجود داشت. امروز اسناد منتشر شده روابط حزب توده و کیانوری با مراکز اطلاعاتی روسیه شوروی و آلمان شرقی نشان می‌دهند که «(امام) خمینی از پیش از دیدار بازرگان با برژینسکی در الجزایر مجوز اشغال سفارت آمریکا را داده بود» (اندیشه پویا، شمارة ۵۶ بهمن ۹۷ صفحه ۹۰). اگر این اسناد منتشر شده واقعیت داشته باشد آیا آقای موسوی خوئینی‌ها در جریان مذاکرات کیانوری و اخذ این مجوز بوده است که با اطمینان به دانشجویان می‌گوید من اذن امام را می‌گیرم؟ با توجه به چنین ابهاماتی در سوابق رخداد اشغال سفارت آمریکا و چنین مصاحبه‌ای غیر منتظره، شایسته است خود ایشان با توضیحاتی که خواهند داد، رفع ابهام کنند.

آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گوید امام موسی صدر و دکتر چمران  با انقلاب همراهی نداشتند و در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی برسد. به نظرتان این استنباط ایشان بر چه اساسی است و چه نسبتی با واقعیت دارد؟

این اظهار نظر ایشان کاملاً خلاف واقع است. سابقة چنین برداشت‌های نادرستی بر می‌گردد که از همان ماه‌های بعد از بهمن ۵۷ توسط آقای جلال‌الدین فارسی در رسانه مطرح می‌شد. توضیح در خصوص ماجرای اختلاف نظرهای او با امام موسی صدر و دکتر چمران در لبنان و ارتباط نزدیک او با معمر قذافی رئیس‌جمهور وقت لیبی نیاز به فرصت طولانی دارد. بنده علاوه بر آشنایی و همکاری نزدیک با دکتر چمران از سال ۱۳۴۲ در آمریکا و بعد در برنامه‌های دیگر؛ در اوایل سال ۵۷ موفق شدم از جمله سفری به لبنان داشته باشم و از نزدیک با خدمات امام موسی صدر و دکتر چمران و دیدگاه‌های آنان در خصوص جنبش اجنماعی ایران آشنا شوم. آنان در حالی که با درایت مسائل شیعیان لبنان را مدیریت می‌کردند، هم‌زمان با دقت مسائل جنبش اجتماعی ایران را با علاقمندی دنبال می‌کردند و در مقاطعی حساس نقش پشتیبانی هم داشتند که سوابق آن در خاطرات و اسناد تاریخی آمده است.  

 آقای خوئینی‌ها می‌گوید دکتر چمران به او گفته است: «کاری که در ایران شروع شده، اشتباه است و شما بیخود وقت خود را صرف این نهضت می‌کنید. کار شما اصلاً نتیجه ندارد، اصل کار اینجا در لبنان است و کاری که آقاموسی می‌کند، اصل است. اگر این به نتیجه برسد و ما در اینجا موفق شویم، خودبه‌خود مسئله ایران هم حل می‌شود. اگر اینجا درست نشود، آن هم به نتیجه نمی‌رسد.» با توجه به شناخت و همکاری که شما با دکتر چمران داشتید انتساب چنین گفته‌ها و نظراتی به دکتر چمران چه میزان با فعالیت‌ها و نظرات دکتر چمران هم‌خوانی دارد؟

همان طور که قبلاً گفته شد این اظهار نظرها کاملاً خلاف واقع و تحریف سوابق تاریخی است. دکتر چمران عاشق ایران  بود و همواره دغدغة کمک به جنبش اجتماعی ایران را داشت. سازمان مخصوص اتحاد و عمل (سماع) در سال ۴۳ توسط ایشان، دکتر یزدی و سایر دوستان در خارج از کشور پایه‌گذاری شد. دکتر چمران که آن موقع در یک پروژة بزرگ علمی در آمریکا کار می کرد تمام امکانات و تسهیلات زندگی خود را از دست داد تا ظرفیت خود را عاشقانه در خدمت کمک به جنبش اجتماعی ایران قرار دهد و هزینه‌های سنگینی از جمله به همسر و فرزندانش را متحمل شد. اگر پیشنهاد همکاری با امام موسی صدر در لبنان را با معرفی مهندس بازرگان پذیرفت برای خدمت به مسلمانان محروم لبنان، حضور در منطقة نزدیک ایران و انجام وظیفه دینی و انسانی بوده است تا شرایط برای خدمت در ایران فراهم شود. بعد از اتقلاب هم بلافاصله به ایران آمد و در دولت موقت مسئولیت سنگین پذیرفت و پس از آغاز جنگ تحمیلی نیز تمام توان خود را در جبهه جنگ و در ستاد جنگ‌های نامنظم متمرکز کرد و نهایتاً در همان جبهه هم به شهادت رسید 

آقای خوئینی‌ها دیدار امام موسی صدر با محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۵۰ را نشانة روابط حسنه آن‌ها می‌داند و از قول دکتر چمران هم نقل می‌کند که رئیس‌دفتر امام موسی ساواکی بوده. امام موسی صدر چه نسبت و روابطی با رژیم پهلوی داشت؟

این اظهار نظر نیز خلاف واقع است. دیدار امام موسی صدر با شاه در سال ۱۳۵۰ به درخواست مراجع و روحانیون مبارز چون مرحوم استاد مطهری و مرحوم دکتر بهشتی و البته با پیگیری های آقای هاشمی رفسنجانی که آن موقع در ارتباط با کمک به مجاهدین خلق در زندان بود انجام شده است. در شهریور سال ۵۰ که اعضای سازمان مجاهدین خلق بازداشت شدند، آقایان مهندس سحابی و هاشمی رفسنجانی و بنده نیز در ارتباط با کمک به زندانیان مجاهدین بازداشت شده بودیم. آقای هاشمی احتمالاً به خاطر همین پیگیری‌ها بعد از شش ماه آزاد شدند، اما مذاکرات با شاه تأثیری در جلوگیری از اعدام کادر های اصلی نسل اول مجاهدین نداشت. 

درباره همراهی افراد و گروه‌ها با اشغال سفارت آمریکا خوئینی‌ها می‌گوید: «کسانی که این روزها مخالفت می‌کنند، آن زمان تأیید می‌کردند. تنها مرحوم بازرگان از اول تا آخر مخالف بود. مثلا مرحوم دکتر یزدی اولین مصاحبه را در حمایت از اشغال لانه جاسوسی کرده و آن را به‌عنوان یک حرکت انقلابی ستوده است. البته مرحوم دکتر سحابی هم گویا مخالف بود منتها او چیزی نگفت... بیانیه نهضت آزادی در حمایت از اشغال لانه را بخوانید که در روزنامه اطلاعات چاپ شده و ببینید چه داد سخنی داده‌اند در حمایت از این حرکت انقلابی.» آن بیانیه نهضت درباره تسخیر سفارت در چه شرایطی داده شد و آیا فقط مهندس بازرگان مخالف تسخیر سفارت بود؟

اظهار نظر  آقای خوئینی ها در خصوص مهندس بازرگان کاملاً صحیح است زیرا ایشان از اول اشغال سفارت آمریکا را خلاف تعهدات بین المللی دولت ایران و منافع ملی می‌دانستند. دولت موقت و سران نهضت آزادی که عموماً در دولت موقت بودند به‌طور طبیعی همه مخالف اشغال سفارت آمریکا بودند. در شرایطی که دبیر کل و کادرهای اصلی نهضت آزادی که با توجه به تعهد اخلاقی در دوران مسئولیت دولت موقت در کار حزبی خود مشارکت نداشتند آیا اطلاعیة نهضت آزادی که توسط چند جوان عضو نهضت تحت تأثیر جو سیاسی آن ایام صادر شده است باید توسط ایشان با این لحن به حساب نهضت آزادی ایران گذاشته شود؟! اتفاقاً در آن ایام از جمع اصلی دوستانی که نهضت آزادی را اداره می‌کردند  مرحوم مهندس سحابی در مأموریت کردستان بودند و حضور نداشتند و بر اساس گزارش مکتوب آقای دکتر محمدمهدی جعفری که اخیراً برای بنده فرستادند و بعد از مهندس سحابی مسئولیت اصلی را در تدوین بیانیه‌های نهضت در آن دوره داشتند؛ ایشان و آقای دکتر فریدون سحابی نیز در جلسة تهیة آن اطلاعیه حضور نداشتند و اطلاعیه توسط جمعی از جوانان نهضت تحت تأثیر جو آن روز صادر شده است، اما  نهضت آزادی ایران برای حفظ سوابق با رعایت امانت تمام اسناد آن دوره را در سوابق ضبط کرده است.
در خصوص اظهار نظر آقای دکتر یزدی همان‌طور که خود ایشان به دفعات در یادداشت‌ها و خاطرات خود آورده‌اند و در مذاکرة تلفنی به آقای موسوی خوئینی‌ها هم همان ایام منتقل کرده‌اند؛ گفته اند: «حالا که دانشجویان وارد سفارت شده و به عنوان جنبش دانشجویی اعتراض خود را اعلام کرده‌اند ترتیبی بدهید که ظرف دو یا سه روز آنجا را ترک کنند تا دولت ایران به لحاظ تعهدات بین المللی بتواند پاسخگو باشد» ( نقل به مضمون). این که جو سیاسی آن روز چگونه با برنامه‌ریزی قبلی توسط طیف چپ ضد امپریالیست ایجاد شد و فضای سیاسی کشور با شعار «تداوم انقلاب» فراگیر شد نیاز به بحث طولانی است و قبلاً به تفصیل به آن پرداخته‌ام. 

آقای خوئینی‌ها درباره برخوردهای فیزیکی با اعضای نهضت آزادی می‌گوید: «معتقد بودم اینها جمعیتی قانونی هستند و در مجلس با رأی مردم حضور پیدا کرده‌اند. تا زمانی که نماینده هستند باید محترم باشند. شما عکسی را که از آن زمان در ماجرای زد و خورد با معین‌فر هست حتما دیده‌اید که آقای هاشمی دارد می‌خندد. من اصلاً اینها را نمی‌پسندیدم.» این روایت چه میزان صحت دارد؟

بله ایشان اشاره به برخورد فیزیکی برخی از نمایندگان و واکنش رئیس مجلس آقای هاشمی به سخنرانی آقای مهندس صباغیان دارند که طی آن حوادث بعد از برگزاری «سمینار تامین آزادی و سلامت انتخابات» نهضت آزادی را در آستانة انتخابات مجلس دوم گزارش می دادند. در اثرحملات فیزیکی برخی نمایندگان به مهندس صباغیان و آقای مهندس معین فر که به کمک ایشان آمده بودند آنان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بودند. این یکی از رخدادهای تلخ مجلس اول است که گزارش تصویری آن هم به دفعات در رسانه‌ها پخش شده و همه در جریان آن هستند. اما سوال اصلی این است اگر جناب آقای موسوی خوئینی‌ها جمعیت نهضت آزادی ایران را قانونی و مهندس بازرگان و یارانشان را «افراد مبارز و محترم» می‌دانند؛ مشفقانه پیشنهاد می‌کنم به اظهار نظرها و اقدامات خودشان در جایگاه مسئولیت دادستان کل کشور و سایر مسئولان تحت امرشان به ویژه در بین سال‌های ۶۸-۱۳۶۴ که ایشان در این سمت بودند و تفصیل آن در رسانه‌ها و اسناد نهضت آزادی هم آمده است مراجعه کنند و اگر آن اظهارات و اقدامات را خلاف قانون و اخلاق و قضاوت امروزشان یافتند، شایسته است نقدی بر عملکرد خودشان با رسانه‌ها داشته باشند که این امر به تقوا و اخلاق اجتماعی نزدیک‌تر است. والعاقبه للمتقین.

منبع: سازندگی- 3 بهمن 97

Sunday, January 20, 2019

چالش های توسعه ریلی در کشور



چالش های توسعه ریلی در کشور

محمد توسلی

تردیدی نیست که حمل و نقل ریلی درون شهری و برون شهری  در هر کشور از اهمیت زیادی برخوردار است و جا دارد که دولتها با توجه به ایمنی بیشتر و هزینه عمومی کمتر آن در اولویت بندی پروژه ها به این موارد توجه بیشتری داشته باشند اما نگاه اجمالی به بودجه 98 نشان می دهد که با توجه به کاهش درآمدهای نفتی و مالیاتی، بودجه عمرانی عملا سهم اندکی در بودجه سال 98 داشته است در نتیجه این به آن معنی است که پیشبرد پروژه های عمرانی در سال 98 احتمالا  در مسیرکامل و قابل قبولی انجام پذیر نخواهد بود

از سوی دیگر، نبود نگاه توسعه محور در دولت در بخش ریلی  موجب شده که اولویت بندی دقیقی از پروژه ها دردست نباشد. به عنوان نمونه عملکرد وزارت راه و شهرسازی که متولی بخش حمل و نقل کشور است خود معلول مشکلات ساختاری دولت است که با اعتبارات بسیار محدود انتظار پاسخگویی به وظایف سنگین آن را با چالش های جدی روبرو ساخته است.

از منظری دیگر توجه خاص دولت به سرمایه گذاری در توسعه جاده ها و بزرگراهها ناشی از راهبرد و نگاه  "خودرو محور" است که هزینه های سنگین تصادفات و بحران زیست محیطی را به ویژه در کلانشهر تهران در پی داشته است. در این راستا توجه به حمل ونقل ریلی و توسعه راه آهن برای سفرهای برون شهری نیز در برنامه های دولت از اهمیت چندانی برخوردار نیست. چنین نگاهی در وزارت راه و شهرسازی موجب شده که مردم عملا تشویق به استفاده از خودرو شوند  و در نتیجه آمار تلفات جاده ای در کشور بالا برود.

برای توسعه خطوط ریلی در زمان بی پولی دولتها بهترین گزینه دعوت از سرمایه گذاران خصوصی داخلی و خارجی است که آنها هم تا به امروز به علت نبود امنیت سرمایه گذاری وارد  این عرصه نشده اند و تنها برخی سازمان ها و نهادهای وابسته به قدرت به اینگونه پروژه ها ورود کرده اند که اقدامات آنها هم چندان شفاف نبوده است.

در مجموع به نظر می رسد در خصوص  توسعه حمل ونقل ریلی  باید به این نکته توجه داشت که در اجرای پروژه های عمرانی تا نقدینگی کافی وجود نداشته باشد  مشاور و پیمانکار پا پیش نمی گذارند در نتیجه نبود بودجه خود دلیل محکمی است که پروژه ها در مسیر پیشرفت قرار نگیرند و طبعا هم در بودجه سال 98 همانطور که ذکر شد به علت کمبود نقدینگی نمی توان انتظار گشایش چندانی داشت.

منبع: روزنامه آفتاب یزد 24 دی 97

بازرگان و جامعه امروز


بازرگان و جامعه امروز
محمد توسلی

امروز در چهل سالگی انقلاب و در بیست و چهارمین سالگرد درگذشت زنده‌ياد مهندس مهدی بازرگان جا دارد مبانی اندیشه و گفتمان بازرگان و چالش های پیش روی جامعه امروز که مورد توجه  نخبگان و فعالان سياسي جامعه مدني كشور نیز قرار دارد مورد بحث و گفت وگو قرار گیرد. برای این منظور در این یادداشت ابتدا نگاهی اجمالی به بحران های کنونی و بررسی ریشه های آن ها خواهیم داشت و سپس به مبانی اندیشه و گفتمان مهندس بازرگان و راهکارهای مورد نظر ایشان به اختصار می پردازیم.
چشم اندازی که از انقلاب اسلامی سال 57 در ذهن مردم ایجاد شد و همه انتظار تحقق آن را داشته اند بر کسی پوشیده نیست. جامعه ای که در آن آزادی و عدالت و معنویت و کرامت و ارزش های انسانی و نفی هرگونه تبعیض و خشونت، انتظار بود حاکم باشد. این ارزش ها نه در کلام مسئولان بلکه در بسیاری از اصول قانون اساسی نیز تبلور یافت. اما آیا کارنامه عملکرد چهار دهه گذشته چنین دستاوردی را در راستای آن چشم انداز نشان می دهد؟ بیعدالتی، تبعیض، فقر، فساد ساختاری، عدم شفافیت و عدم کارآمدی و در یک کلام فروپاشی اخلاقی و اجتماعی امروز جامعه، که در گزارش های  مسئولان و رسانه ها به تواتر آمده است، این واقعیت ها را نشان می دهند.
اگر ارزیابی عملکرد چهار دهه گذشته با شاخص های مختلف داخلی و جهانی چشم انداز مثبت و قابل قبولی را نشان نمی دهند عقلانیت حکم می کند که در رویکرد ها و روش های گذشته به موقع تجدید نظری داشته باشیم و با سعه صدر پذیرای نظرات و دیدگاه های مصلحانه و مشفقانه دیگران باشیم.
مهندس بازرگان یکی از شخصیت هایی است که در شرایط قبل و بعد از انقلاب  همواره به رسالت آگاهی بخشی خود عمل کرده و مشفقانه نگاه خود را در زمینه های مختلف مطرح کرده و امروز به عنوان یک رویکرد برای خروج از بحران های جاری کشور می تواند مورد بررسی و عمل مسئولان قرار گیرد. اسناد این گفتمان در 31 جلد مجموعه آثار ایشان که تاکنون منتشر شده است و سایر منابع مرتبط با اندیشه ایشان در دسترس همگان قرار دارد.
در اینجا به اختصار صرفا به محور هایی از این گفتمان که می تواند در این خصوص مورد بررسی قرار گیرد اشاره می شود:
1-    بخشی از این گفتمان که بر آموزه های قرآنی و در عین حال تجربه بشری تاکید دارد به نوع حکومت مطلوب بشری پرداخته است.
مهندس بازرگان باتاکید بر آیه 25 سوره حدید که تصریح می کند"لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط"  رسالت همه انبیاء را آگاهی بخشی دانسته است. بنابراین همه کسانی که پیرو راه انبیاء هستند بایستی در عرصه عمومی و جامعه مدنی به رسالت آگاهی بخشی خود عمل کنند و شهروندان بصورت دموکراتیک ارزش ها را در جامعه اقامه کنند. بسیاری از مراجع بزرگ شیعه چون آخوند خراسانی نیز همواره بر این راهبرد محکم آموزه قرآنی تاکید داشته اند.
مهندس بازرگان در آثار دیگری که در مجموعه آثار "بازیابی ارزش ها" آمده است  از جمله "ناگفته های بعثت" که در سال 64 ارائه شده همین نگاه را به استناد آموزه های قرآنی  برجسته می کند و می گوید:
"
آنچه که در زمره وظایف نبوت نیست حکومت بر مردم است". در اثر دیگری با عنوان "گمراهان " که در سال 62 منتشر شده سرگذشت و سرنوشت  کلیسا و روحانیت مسحیت در تاریخ قرون وسطی را توضیح می دهند که می تواند برای جامعه امروز ما بسیار آموزنده و عبرت آمیز باشد.
اثر دیگری از سلسله تفکرات راهبردی  مهندس بازرگان سخنرانی کلیدی ایشان در انجمن اسلامی مهندسین در سال 1371 است که در مجموعه آثار شماره 17 منتشر شده است. در این اثر که تحت عنوان "آخرت و خدا، هدف بعثت انبیاء"منتشر شده است، ایشان رسالت انبیاء را آشنایی بشر با ارزش های الهی و آخرت قلمداد می کند و بیان می کند همانطور که اقتصاد و باقی مشکلات بشری را با موهبت عقل می توان حل کرد - چرا که خداوند عقل و دانش را برای همین منظور به بشر عطا کرده است - از این رو اداره جامعه نیز از جنس همان مشکلات است و مردم باید با بهره گیری از عقلانیت جمعی، اجتماع خود را مدیریت کنند.
2-         محور دیگر گفتمان مهندس بازرگان، پیگیری مطالبات تاریخی ملت ایران به ویژه از انقلاب مشروطه و نهضت ملی ایران و انقلاب اسلامی 57 است. مهندس بازرگان در طول بیش از 6 دهه عمر پر بركت خود همواره بر مشکل راهبردی جامعه ما یعنی فرهنگ استبدادی تاکید داشته و اين انديشه را در عرصه نظري در بسياری از آثار خويش و در عرصه اجتماعي با تأسيس نهادهاي مدني با جديت پيگيري كرده است. به‌عنوان نمونه در عرصه نظري به مدافعات دادگاه نظامي سال 1343 با عنوان، چرا با استبداد مخالفيم، و در عرصه عملی تاسیس و توسعه نهاد های مدنی مختلف در طول چند دهه گذشته، می تواند مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
در این راستا مباني انديشه سياسي  مهندس بازرگان، به‌طور مشخص درخصوص آزادي، حاكميت ملي (دموكراسي) و حقوق و كرامت انسان (حقوق بشر) و پيش از آن نفي استبداد، خودكامگي و اقتدارگرايي است تا جامعه بتواند فضیلت عدالت را در جامعه خود محقق کند.
درباره مفهوم آزادي از انقلاب مشروطيت تاكنون مخالفان اين انديشه تعريض‌ها و نقدهاي فراواني داشته‌اند. براي پاسخ به مخالفان بازرگان مي‌گويد :
« اصلاً معني و منظور از آزادي در ذهن واضعين و مدافعين اوليه، كه به خاطر آن فداكاريها و قربانيهاي فراوان داده و جنگ و جدال كرده‌اند و در آيين ما كه طرفدار آن هستيم، آزاي براي هوي و هوس يا طغيان و تعدي نبود. منظور از آزاد شدن از اسارت هوسبازان و طاغيان و متعديان است. بيرون آوردن مردم از عبوديت و حاكميت سلاطين به حاكميت قانون، حال اگر عيبي و ايرادي در آنجاها باشد به قوانين موضوعه است نه به آزادي»
و سپس مباني ايجابي آن را چنين معرفي مي‌كنند : « آن آزادي كه نهضت آزادي ايران به نام آن و به‌خاطر آن تأسيس شده تقليد از مغرب‌زمين نبود بلكه تبعيت از اسلام و قرآن بود ... در اعلاميه يا افتتاحيه تأسيس نهضت آزادي در سال 1340 گفته بوديم :
« اقتضاي اطاعت از خدا مبارزه با بندگي غير اوست و شرط سپاس ايزدي تحصيل آزادي براي بكار بستن آن از طريق حق و عدالت و خدمت است. ما بايد منزلت و مسئوليت خود را در جهان خلقت بشناسيم تا به رستگاري و پيروزي نائل شويم.»
و سپس زنده یاد مهندس بازرگان مطالبات مردم و خود را در اين زمينه اينچنين توصيف مي‌كند :
 
« ما آزادي بيان، اجازه اجتماع و دخالت معقول قانوني در امور كشور را به عنوان حقي الهي و مقدمه‌اي براي انجام وظيفه ديني، از دولتها مطالبه مي‌نمائيم و براي پاك كردن و پاك بودن جامعه است كه اصرار داريم آزادي باشد تا هر صاحب‌نظر و هر شاكي و ناراضي و ضعيف، يا مدافعين آنها، بتوانند بدون دغدغه خاطر، حرف خود را بگويند و حق خود را بخواهند.»
مهندس بازرگان و ياران او در طول چنددهه گذشته بخش عمده‌اي از تلاش و تكاپوي خويش را متوجه استبداد ـ به هرصورت و به هر نام ـ نموده‌اند. زيرا آزاديخواهي و استبدادزدائي را دو روي يك سكه مي‌دانند.
در غياب آزادي چيزي جز استبداد، ديكتاتوري يا اختناق و اسارت و هلاكت نخواهد بود. براين پايه مهندس بازرگان مي‌گفت : « گرفتن آزادي از انسان بزرگترين خيانت به سرنوشت او و اهانت به مقام و حيثيت انسان بوده و آدميزاد را به حيوانيت و بردگي سوق مي‌دهد»
اگرچه مهندس بازرگان و ياران او به استبداد و مظاهر آن توجه بيشتر داشته و مبارزه با آنرا در سطح بالا و مقدم به مبارزه با استعمار يا استيلاي خارجي مي‌دانند اما همواره استبداد و استيلا را دو دشمن آزادي و حاكميت ملي مي‌داند زيرا با تأمين آزادي و حاكميت ملي (دموكراسي) است كه شكست آن دو حاصل مي‌شود.
حافظ و ضامن آزادي چيزي جز خود مردم يا حاكميت ملي ازطريق انتخابات آزاد و مراقبت مستمر مردم يا انجام فريضه قرآني امربه معروف و نهي‌ازمنكر نمي‌تواند باشد و درغيراينصورت همانگونه كه مولاي متقيان در نهج‌البلاغه فرموده‌اند اشرار بر جامعه مسلط خواهند شد و دعاها مستجاب و خواسته ها برآورده نمي‌شود.
براساس اين انديشه، آزادي و دموكراسي فرايندي است كه مردم بايد در طي آن بتدريج با تقويت نهادهاي مدني از جمله احزاب آن را بياموزند و رفتار فردي و اجتماعي خود را اصلاح كنند. به‌نظر مي‌رسد گفتمان غالب در جامعه امروز ما به‌رغم وجود طيف ديدگاههاي اجتماعي همين انديشه سياسي مهندس بازرگان يعني آزاديخواهي، و استقرار حاكميت ملي است تا تحقق عدالت و تأمين استقلال كشور امكان‌پذير گردد.  
3-    مهندس بازرگان راهکار و تنها راه نجات و معقول و منطقی برای حل مشکلات کشور و عبور از بحران ها را همواره بازگشت به خویشتن و قیامی خدایی و همگانی و تامین حقوق اساسی ملت در چارچوب  قانون یعنی " اصلاحات"  می دانستند. در بیانیه ای در سال 64 تصریح می کنند: که قانون اساسی از جمله اصول ششم و 56 قانون اساسی رأی و حاکمیت ملت را تضمین کرده  است اما "نظارت استصوابی" عملا این حق  قانونی را از ملت سلب کرده است.  در غیاب حاکمیت ملت دستیابی به مطالبات مردم هرگز امکان پذیر نبوده است.
4-    امروز نیز برای عبور از بحران های فراگیر جامعه  راهکاری جز " وفاق ملی" و تاکید بر وجوه اشتراک " منافع و امنیت ملی " و بازگشت به ملت و تامین آزادی های قانونی،  حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی نیست.
منبع: روزنامه اعتماد 29 دی 97



Friday, January 11, 2019

ارزیابی لایحه بودجه ۱۳۹۸


بسمه تعالی
ارزیابی لایحه بودجه ۱۳۹۸
راهکارهای  پیشگیری از فساد سازمان‌یافته اقتصادی

لایحه بودجه ۱۳۹۸ سرانجام پس از مجادلات فراوان و در شرایطی به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که همگان معترف‌اند، تنگناهای اقتصادی به نحوی فزاینده رشد کرده و در قامت یک ابَربحران کلان ِساختاری، معیشت مردم، روند توسعه پایدار و در یک کلام، امنیت ملی ایران را با چالشی اساسی مواجه ساخته است. متاسفانه، تبعیض و فساد سازمان‌یافته اقتصادی به معضلی جدی بدل شده و افزون بر هزینه‌های مادی و حیف و میل‌های پولی، شاخص‌های افکار عمومی، رضایت مردم و امیدواری شهروندان را شدیداً تحت تاثیر قرار داده است. برای تنگدستان و طبقات فرودست اجتماعی و حتی طبقه متوسط شهری قابل قبول نیست که میلیون‌ها نفر در شرایط دشوار معیشتی به سر ببرند و حتی از تهیه ضروری‌ترین مایحتاج زندگی ناتوان باشند و آن وقت، عده‌ای با برخورداری از موقعیت‌های ویژه در ساختار قدرت و انحصارات رانتی، هزاران میلیارد تومان از دارایی‌های مردم را به یغما برده و منابع ارزی کشور را به خارج منتقل کنند.
اقتصاد ایران از بی‌انضباطی و فساد فراگیر مالی رنج می‌برد و بر همین اساس، مهم‌ترین انتظاری که از قانون بودجه وجود دارد، جهت‌گیری در راستای عدالت اجتماعی و انضباط مالی است، اما این آرمان شریف در فقدان نهادهای ناظر مدنی مانند احزاب مستقل، نهادهای مدنی و سندیکاها و در شرایطی که هنوز با واقعیتی مبتنی بر رشد تصدی‌گری دولت و نهادهای حاکمیتی در عرصه اقتصادی مواجهیم، محقق نمی‌شود. تجربه بشری گواهی می‌دهد که فساد فراگیر و سازمان‌یافته، حاصل فقدان نقش‌آفرینی بنیادین بخش خصوصی واقعی
و عدم حضور جامعه مدنی و اشاعه رویکرد اقتداراگرایی است.
نه تنها در سند بودجه، جهت‌گیری مبارزه با بی‌انضباطی مالی دیده نمی‌شود، بلکه ردیف‌های متعددی وجود دارند که خود، عامل حیف و میل‌ها قلمداد می‌شوند. افزون بر تخصیص منابع غول‌آسای مالی به نهادهای غیرضروری حکومتی که در غیاب یک نظام اداری علمی و بنا بر ملاحظات صرفاً سیاسی پدید آمده‌ و رشد کرده‌اند و هیچ نقش اساسی در روند تامین نیازهای واقعی مردم در ساختار اداری کشور ایفا نمی‌کنند، امکاناتی عظیم برای معافیت‌های مالی ناموجه و حتی فرارهای مالیاتی فراهم است. افزایش درآمدهای مالیانی هرگز نباید مترادف با افزایش فشار به کارمندان و شهروندان عادی تنزل یابد و بلکه باید به معنای جلوگیری از فرارهای مالیاتی و معافیت‌های مالیاتی ناموجه تحقق یاید. هر شخصیت حقیقی یا حقوقی که درآمد مازاد دارد، باید مالیات دهد.
نظام تامین اجتماعی و پرداخت یارانه به اقشار محروم، یکی از دستاورهای بشری در مسیر مبارزات عدالت‌طلبانه و تعالی اخلاقی در قرن بیستم است که باید ارج نهاده شود. اما مطالعات اجتماعی نشان می‌دهند که افراد زیادی که تحت شمول نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد، بنیاد شهید یا سازمان بهزیستی قرار دارند و نیز بخش عمده‌ای از دریافت‌کنندگان یارانه‌های نقدی (منهای سه دهک پایین) شایستگی برخورداری از منابع مالی امدادی را ندارند. طرح «هدفمندی یارانه‌ها» در حوزه حامل‌های انرژی که از آذر سال 89 آغاز شده است، قرار بوده بستر نجات اقتصاد کشور باشد، لیکن امروز به ضد خود تبدیل شده است. امروز عرضه حامل‌های انرژی  به نرخ ارزان‌، نه تنها یکی از چالش‌های جدی تنظیم بودجه قلمداد می‌شود، بلکه نظام حمل و نقل شهری و محیط زیست و سلامت شهروندان را نیز، با  مخاطرات جدی رویرو ساخته است.
نظام مالیاتی و بانکی ایران هنوز ابا دارد که از امکانات مکانیزه و توسعه الکترونیک و هوشمند بهره‌مند شود و سیستم سنتی رایج، نه تنها با نیازها و گستردگی مدیریت اقتصادی و حجم تراکنش‌های مالی کشور هم‌خوانی ندارد، بلکه عاملی است برای رشد فساد و شیوع رانت.
تدوین قانون بودجه کارآمد و در راستای سلامت اقتصادی و نیز وصول به اهداف اعلام شده، منوط به طراحی کارشناسانه سیستم مالیاتی و اصلاح نظام اداری و بانکی است و این مهم، بدون اراده موثر ساختار کلان قدرت مشتمل بر سه قوه و نیز بدون موافقت سایر نهادهای حاکمیتی میسر نخواهد شد. پرداخت بودجه‌های چند صد میلیاردی برای نهادهایی مانند شورای نگهبان و یا مجلس خبرگان که شرح وظایف و کارکنان محدودی دارند، افکار عمومی را متقاعد نمی‌کند. نهادهای موازی زمینه‌های اتلاف منابع بودجه را فراهم می‌کنند. پرداخت بودجه مستقل از آموزش و پرورش به نهضت سواد آموزی و یا پرداخت دو ردیف بودجه در بخش نظامی کشور در همین راستا قابل ارزیابی است.
لایحه بودجه ۱۳۹۸ به روزمرگی اقتصادی دچار بوده و مهم‌ترین اولویتش، پرداخت هزینه‌های جاری حقوق و دستمزد کارکنان دولت است. بودجه عمرانی در این لایحه رشدی نداشته و برخی پیش‌بینی‌های کارشناسی مبتنی بر آن است که بیش از نیمی از بودجه عمرانی محقق نخواهد شد و پرداخت این میزان نازل نیز، به مدد سازوکارهایی مانند اوراق مشارکت مالی پیش‌بینی شده است که سررسید یک ساله الی سه ساله دارند. بنابراین روند منفی شاخص‌های رشد اقتصادی و افزایش آمار بیکاری، امری قابل پیش‌بینی است.
تحقق منابع مالی منظور شده در بودجه ۱۳۹۸ اعم از منابع مالیاتی و نیز وجوه ناشی از درآمدهای نفتی در شرایط کنونی واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد و کسری بودجه دولت در سال آینده، چندان به دور از انتظار نمی‌نماید. ۶۵ درصد تجارت جهانی با دلار انجام می‌شود. بنابراین تردیدی نیست که تحریم‌های غیرانسانی دولت امریکا علیه ایران موثر واقع می‌شود.
در سال ۱۳۸۶ سازمان برنامه‌ریزی و مدیریت که مشتمل بر دو نهاد کارشناسی ریشه‌دار یعنی سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی کشور بود، در راستای گرایشات تمامیت‌خواهانه و غیرمسئولانه دولت‌های نهم و دهم، در اقدامی غیرمعمول، منحل شد و همین امر، زمینه اساسی بی‌انضباطی‌های گسترده و آشکار مالی و اداری را سبب شد. یکی از اساسی‌ترین انتقاداتی که به دولت آقای دکتر روحانی و شخص ایشان وارد است، فقدان اراده لازم در رییس جمهور محترم به منظور بازسازی و احیای این نهاد است. مدیریت این سازمان به فردی سپرده شده که سابقه و عملکردش، نه تناسبی با این رسالت بی‌بدیل دارد و نه اعتقادی به ترمیم کاستی‌های جدی بدنه کارشناسی و ارتقای کیفی جایگاه این سازمان را نشان می‌دهد و همچنان، هم با تورم تصدی‌گری دولتی مواجهیم و هم با رشد فزاینده فساد سازمان‌یافته پولی و مالی. پیامدهای تبعیض ساختاری و فساد سازمان‌یافته اقتصادی تنها محدود به حوزه اقتصادی نیست و به افزایش ناامیدی اجتماعی، تنزل مشروعیت سیاسی و بروز عام تمایلات ساختارشکنانه می‌انجامد. دولت ایران در شرایط خاصی به سر می‌برد که ارتقاء سطح زندگی مردم را باید به عنوان اصلی‌ترین اولویت خویش پذیرا باشد.
بحران اقتصادی ایران، راه‌حل سیاسی دارد. بازتعریف دکترین سیاست خارجی ایران در راستای تفاهم سازنده و تعامل با جهان توسعه‌یافته و احتراز از موضع‌گیری‌های جنجالی و ماجراجویی‌های سیاسی و نظامی در منطقه و تلاش برای کاهش اثرات تحریم‌ها و بهره‌گیری از مبانی دیپلماسی عمومی به منظور کاستن از اثرات تصمیم‌سازی‌های مشترک سیاسی و اقتصادی دولت‌های راستگرای اسراییل و عربستان سعودی، یگانه راهی است که می‌تواند دولت ایران را در مسیر دستیابی به اهداف قانون بودجه و ضرورت‌های گذار از بحران کلان اقتصادی و سیاسی کنونی به توفیق رساند. سیاست خارجی در ادامه سیاست داخلی است. حاکمیت ایران نمی‌تواند خواهان روابط سیاسی مطلوب با جهان باشد یا بخواهد اقتصاد جهانی را متقاعد به سرمایه‌گذاری در ایران کند اما همچنان بر تداوم فضای امنیتی اصرار ورزد.

نهضت آزادی ایران راهکار خروج از شرایط کنونی را بازگشت به ظرفیت‌های قانون اساسی با بسط آزادی‌های بنیادین، حاکمیت ملی و ارتقای شاخص‌های حقوق بشری و بروز عام وفاق ملی و انسجام نیروهای سیاسی اعم از جریان‌های درون حاکمیت و احزاب و نهادهای مدنی مستقل می‌داند. در این راستا حاکمیت ایران با ارج نهادن به آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و حاکمیت ملی، ضمن آن که زمینه افزایش اعتبار سیاسی خود را نزد ملت ایران فراهم می‌کند، در مذاکرات سیاسی و افکار عمومی جهان دست بالا پیدا کرده و مصادیق چانه‌زنی دولت‌های خارجی را عملاً منتفی کرده یا به حداقل خواهد رساند.
               نهضت آزادی ایران
                        ۲۱ دی ۱۳۹۷